الگوی دولت داری اشرف غنی؛ سرعت در جاده‌ی ناهموار

اطلاعات روز

علی رضا سرور، دانشجوی دوره‌ی ماستری در دانشکده‌ی حکومت‌داری جورج بوش در امریکا

روزنامه‌ی نیورک تایمز از نگرانی‌های جدی بعضی مقام‌های افغانستان در باره‌ی سرعت روند اصلاحات و الگوی رهبری اشرف غنی احمدزی می‌نویسد. مطابق این مقاله به قلم اعظم احمد، عمرداوودزی، وزیر امور داخله‌ی افغانستان به‌خاطر چند دقیقه ناوقت رسیدن، از شرکت در یکی از نشست‌های مهم دولت محروم شد. این روزنامه از زبان بعضی مقام‌ها که خواستند نام‌شان فاش نشود، نوشته است که سرعت اقدامات رییس جمهور افغانستان، «به موتری می‌ماند که با بالاترین سرعت در جاده‌ی ناهموار در حرکت است».

اما این جاده‌ی ناهموار چیست و چرا مدل رهبری اشرف غنی در کمتر از یک‌ماه لرزه بر اندام مقام‌ها و بروکراسی دولت افغانستان انداخته است؟ دلایل کافی وجود دارند که دکترین دولت‌داری اشرف غنی برای بعضی‌ها در افغانستان، خطرناک است.

اول: در ساده‌ترین تعریف، دولت‌های دموکراتیک و مدرن دنیا‌ با معیار و میزان مشروعیت، مؤثریت و شفافیت شناخته می‌شوند. اگر منظور از مشروعیت فقط انتخابات باشد، دولت قبلی افغانستان در سیزده سال حداقل فاقد هرگونه مؤثریت و شفافیت بوده است. با وجود تمام هزینه‌های مالی و انسانی، افغانستان هنوز با گرفتن تنها 8 نمره از مجموع 100 نمره، حقارت قرار گرفتن در جایگاه 175 یا سومین کشور فاسد جهان را می‌کشد. مقام‌های افغانستان هیچ‌وقت گزارش شفافیت بین‌الملل ‌یا مؤسسات تحقیقاتی دیگر را جدی نگرفتند و در بعضی موارد با نشر یک اعلامیه‌ی سطحی، آن را رد کردند. حامد کرزی شکیباتر و دوستانه‌تر از آن بود که از وزیرانش سوال کند، در اداره‌های تحت مدیریت‌شان چه می‌گذرد و افغانستان چرا پیوسته در گرداب فساد غرق می‌شود.

اما اشرف غنی شاید سوال کند و شاید هم قاطعانه برخورد کند؛ چون حد‌اقل از دو واقعیت تلخ به‌خوبی خبر دارد.

اول این‌که فساد در اداره‌های دولتی افغانستان جدی، واقعی و کشنده است. فساد اداری به فرهنگ مسلط اداری تبدیل شده است و رابطه‌ی شکننده‌ی مردم و بروکراسی را به بحران جدی مواجه کرده است. فساد فراگیر و شکست استراتژی مبارزه با فساد، نبرد جاری در افغانستان را به یک کابوس وحشت‌ناک و در حال گسترش تبدیل نموده است. هم‌چنان به‌خاطر فساد طالبانِ به زانو درآمده از خاکستر شکست برخواستند و برسرنوشت تعداد زیاد از افغان‌ها مسلط گردیده‌اند.

به‌تازگی سخنگوی وزارت دفاع ملی تعداد تلفات نیروهای اردوی ملی افغانستان را از سال 1382 تاکنون، 6853 نفر اعلام کرده است. در حالی که تردید جدی در مورد جامع بودن این رقم وجود دارد؛ شمار تلفات این نیروها هرروز در حال افزایش است. قبلا وزارت داخله تعداد تلفات پولیس در شش ماه اخیر را 1800 نفر کشته، به‌شمول 2700 زخمی اعلام کرده بود. اگر تلفات مردم عادی و نیروهای امنیت ملی افغانستان بر این مجموعه افزوده شود، جنگ جاری در افغانستان، به یکی از وحشت‌ناک‌ترین رویارویی معاصر تبدیل می‌شود که ادامه‌ی آن از توان مردم ملکی و نیروهای تازه‌تأسیس مسلح، بیرون است. افزایش تلفات نیروهای امنیتی و گسترش جنگ رابطه‌ی مستقیم با فساد فراگیر در اداره‌های دولتی و رهبری نیروهای امنیتی دارد. به عنوان مثال، در سال 2012 کمیته‌ی تحقیق کانگرس امریکا از فساد جدی در شفاخانه‌ی سردار محمد داوود خان خبرداد. مطابق گزارش کمیته‌ی تحقیق، «سربازان زخمی اردوی ملی در این شفاخانه به‌خاطر زخم‌ها و عفونت‌های سطحی روزانه تلف می‌شدند و حتا به‌خاطر گرسنگی می‌مردند؛ چون پرستاران و دکتران در مقابل تداوی و تهیه‌ی غذا، از آن‌ها رشوت می‌خواستند». بر اساس همین گزارش، بسیاری از داروها و تجهیزاتی که از طرف نیروهای امریکایی به این شفاخانه داده شده بودند، دزدی شده‌اند. در جولای سال روان دفتر بازرس ویژه‌ی امریکا برای بازسازی افغانستان (SIGAR) از بزرگ‌ترین اختلاس در تجهیزات نظامی که از سوی امریکا به نیروهای امنیتی افغانستان داده شده بود، خبر داد. بر بنیاد گزارش سیگار، امریکا تجهیزات مختلف نظامی به قیمت 626 میلیون دالر به نیروهای امنیت افغانستان کمک کرده است که بخش اعظم این تجهیزات، به‌شمول 465000 سلاح مختلف‌النوع، به بازارهای سیاه افغانستان فروخته شده‌اند و حتا به مخالفان مسلح دولت افغانستان رسیده‌اند. در سال 2009 روزنامه‌ی نیویورک تایمز گزارش داد که سلاح‌های کشف شده روی جسد مخالفان مسلح افغانستان، همان‌هایی اند که امریکا به نیروهای امنیتی افغانستان داده بود.

با وجود رسوایی‌های مکرر اختلاس در مدیریت کمک‌ها به نیروهای امنیتی افغانستان، رهبری سکتور امنیتی دست‌نخورده باقی ماند و مهره‌های مشخص و محدود، به‌صورت دوره‌ای این نیروها را هدایت کردند. تا هنوز هیچ محکمه‌ی مستقلی برای بررسی این تخلفات برگزار نشده است. واقعیت این است که اکثریت نیروهای امنیتی افغانستان و جوانان که ستون سنگین مبارزه را تشکیل می‌دهند، با انگیزه‌ی بلند وطن‌پرستی یا همان شعار «خدا، وطن، وظیفه»، از افغانستان دفاع نموده‌اند. اما معیار و نیازمندی‌های میدان جنگ در دنیای معاصر به‌شدت تغییر کرده است. دیگر تنها مورال بلند، ضمانت کننده‌ی پیروزی نیست؛ بلکه در کنار آن، این نیروها باید به مهارت‌های کافی و تجهیزات مورد نیاز دسترسی داشته باشند و از شرایط مناسب زندگی برخوردار باشند تا در این نبرد حیاتی کامیاب شوند.

دوم: با تجربه‌ی زندگی و تحصیل در کشورهای غربی و مدیریت در بانک جهانی، اشرف غنی تأثیر ناگوار فساد اداری روی اعتبار نهاد‌های دولتی افغانستان نزد مؤسسات مالی دنیا را می‌داند. برخلاف آن‌چه که تصور می‌شود، تأمین هزینه‌ی جنگ افغانستان برای امریکا و کشورهای عضو ناتو به‌شدت دشوار است. این کشورها به عنوان دموکراسی‌های پیشرفته‌ی دنیا، باید در مقابل تمام هزینه‌‌های مالی به ملت‌ها و مردمان‌شان پاسخ‌گو باشند. وقتی افغانستان پیوسته در صدر جدول فساد در دنیا قرار می‌گیرد، ادامه‌ی کمک‌ها به این کشور، با چالش مضاعف مواجه می‌شود. علاوه بر آن، اولویت‌های ناتو و امریکا در منطقه و جهان، به‌شدت در حال تغییر اند. هردو متحد استراتژیک افغانستان از پیروزی قاطع جنگ در این کشور بهره‌مند می‌شوند؛ اما افغانستان دیگر شاید برای آن‌ها اولویتِ اول نباشد. بحران جاری در عراق، خاور میانه و ماجراجویی روسیه در اروپای شرقی و اکراین، منابع مالی، نظامی و برنامه‌‌های استراتژیک هردو بلوک قدرت را به‌سوی خود جذب نموده‌اند.

در اوج تمام این چالش‌ها، اشرف غنی اعتبار اکادمیک و توان رهبری خود را به حراج گذاشته تا افغانستان را رهبری کند. بسیاری از اقدام‌های رییس جمهور، مورد تأیید مردم افغانستان قرار گرفته‌اند و انتظارهای وسیعی در سطح ملی و بین‌المللی به‌وجود آورده‌اند. اصلاحات سیاسی و مدیریتی در طول تاریخ هزینه داشته است. اما سنگین‌ترین هزینه‌ی اصلاحات، فراموش کردن و اجرا نکردن آن است. شرایط افغانستان و سرنوشت جمعی مردم این کشور ایجاب می‌کند که رییس جمهور غنی هم‌چنان با سرعت بیش از حد بر جاده‌ی ناهموار اصلاحات به حرکتش ادامه دهد. برخلاف نظر مقام‌های افغانی که در مقاله‌ی نیویورک تایمز انعکاس یافته است، تهدید جدی برای الگوی دولت‌داری اشرف غنی، سرعت اصلاحات نیست؛ بلکه نامتوازن بودن آن است. اگر اشرف غنی مثل بسیاری از حاکمان قبلی افغانستان، در باتلاق حلقه‌ی محدود قصر ریاست جمهور یا ناسیونالیزم اتنیکی اسیر شود، یا هم اصلاحات را با چهره‌های تکراری و امتحان شده تجربه کند، شاید ناهمواری این مسیر بیش‌تر شود. قضاوت‌های بعدی را به خودش می‌سپاریم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه