داعش همین‌‌جاست، در پایتخت!

اطلاعات روز

یاسین صمیم

چند روز قبل در نشستی که به ارتباط مسایل و چالش‌های جوانان کشور تدویر شده بود، اشتراک کرده بودم. من آن‌جا متن-نمایشی داشتم به ارتباط «جوانان، وضعیت و چالش‌ها». فرهیختگانی به نمایندگی از نهادهای مختلف در کنفرانس حضور داشتند. یار محمد یار به نمایندگی از حزب ودان افغانستان- حزب جوانی که عمدتاً در شرق و جنوب افغانستان فعالیت دارد- ضمن صحبت مفصلی به ارتباط چالش‌های فراروی جوانان در دهه‌ی تحول، از خطر روزافزون بنیادگرایی یادآوری کرد. وی از رادیکالیزه شدن سریع و غیرملموس تعداد زیادی از نهادهای آموزشی-اکادمیک کشور هشدار داد و از اعتقادات و عملکردهای رادیکال برخی نهادها، از جمله‌ جمعیت اصلاح افغانستان، به عنوان مثال نام برد. بر اساس گفته‌ی آقای یار محمد یار، جمعیت اصلاح افغانستان چندین سال قبل با حمایت مالی نهادهای مجهول‌الحالی در اسلام‌آباد پاکستان تأسیس و سپس برای فعالیت‌های بیش‌تر به افغانستان انتقال داده شده است. در واکنش به سخنان آقای یار، اشتراک کننده‌ای به نمایندگی از نهاد جوانان مسلمان افغانستان (نجم) که گفته می‌شود با جمعیت اصلاح پیوند ارگانیک و تاکتیکی دارد، سخنان وی را بی‌بنیاد و غرض‌آلود خواند و تأکید کرد که هدف بنیادی آن‌ها، ترویج اسلام ناب محمدی در منطقه و افغانستان است‌ و هیچ باکی ندارد که از این بابت از کدام منبع پول می‌گیرد. به هرحال، نماینده‌ی «نجم» به گونه‌ی ضمنی وابستگی جمعیت اصلاح را از نظر مالی به شبکه‌هایی در اسلام‌آباد، پذیرفت. در جریان سخنرانی آقای یار، من به‌یاد سخنان قبلی یکی از نمایندگانِ «نجم» افتادم که در جریان یک کنفرانس سال پار، یک‌سره علیه غرب شعار می‌داد و جوانان را به‌خاطر دوری از اسلام، مورد توبیخ قرار می‌داد.

به هرحال، با ذکر این حکایت، خواستم به شکلی از خطرات و تهدید بنیادگرایی در کشور، تصویری ارائه کنم. در واقع، این‌‌ها تنها نهادهایی نیستند که ایدیولوژی، خط مشی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی‌شان رنگ و بوی شدید بنیادگرایی دینی و سیاسی دارند. اشرف‌المدارس را که به‌یاد دارید؟ مدرسه‌ای در ولایت قندوز که شمار زیادی از بانوان را با گرایش‌های تند مذهبی پرورش می‌دهد؟ اگر فقط در گوگل جست‌وجو کنیم، تعداد زیادی از نهادها و سازمان‌های جوان را در افغانستان می‌یابیم که عمدتاً به فعالیت‌ها و برنامه‌های تندروانه، تکفیری و هم‌چنان‌ برای بسیج نسل جوان علیه نظام موجود سیاسی در کشور مبادرت می‌ورزند. حزب تحریر یکی از این نهادها است که با ادعای ایده‌ی احیای خلافت، به نقد رادیکال وضع موجود پرداخته و حکومت‌های موجود را ضداسلامی و نوکران و جیره‌خورانِ غرب تلقی می‌کند. اگر با نگاه استراتژیک به مسئله‌ی بنیادگرایی و نهادهای نوپای رادیکال بیاندیشیم، درمی‌یابیم که خطرهای احتمالی این جریان‌های تازه‌تشکیل از تهدیدهای آشکار و علنی‌ای که از سوی شبکه‌ی حقانی، طالبان و شاخه‌ی نظامی حزب حکمت‌یار متوجه‌‌ امنیت ملی و هم‌بستگی اجتماعی کشور می‌شوند، در درازمدت به‌مراتب بیش‌تر خواهند بود. این در حالی است که اکثر این نهادها و حرکت‌ها از نظر ایدیولوژی، اهداف و بینش اجتماعی-سیاسی، مشترکات بسیاری دارند و به شکلی از اشکال پایگاه، افکار و جایگاه هم‌دیگر را تقویت می‌کنند. در واقع، این نهادهای به‌ ظاهر دموکراتیک که توانسته‌اند به گونه‌ی آزادانه در نقاط مختلف کشور، به‌ویژه‌ در بین نسل جوان کشور فعالیت کنند، برای جریان‌های نظامی بنیادگرا، مشروعیت و بستر اجتماعی آفریده و به شکل آشکار، جنگ و خشونت آن‌ها را علیه نظام سیاسی و عموم شهروندان این سرزمین توجیه می‌کنند.

سوگ‌مندانه، یکی از حوزه‌هایی که با سرعت و شدّت بسیاری از بنیادگرایی متأثر می‌شود، نهادهای آموزشی و اکادمیک کشور است. بدبختانه، در کنار برخی مدارس دینی-مذهبی، اکثر دانشگاه‌های دولتی افغانستان و هم‌چنان‌ برخی از دانشگاه‌های خصوصی در کشور، به پرورشگاه‌های اصلی تروریزم و ترویج افکار ضددموکراتیک تبدیل شده‌اند. بنا به گزارش دانشجویان دانشگاه‌‌های مختلف، گفته می‌شود که آثار برخی از نویسندگانی که علناً  با دموکراسی، مردم‌سالاری و ارزش‌های مدرن سر ستیز دارند، آزادانه در دانشکده‌های دولتی کشور به عنوان نصاب درسی تدریس می‌شوند؛ حتّا در برخی از این کتاب‌ها، عملاً تروریزم و انتحار و انفجار از نظر دینی توجیه می‌شوند. گذشته از آن، تا جایی که واقعیت‌ها نشان داده‌اند، دانشجویان دانشکده‌های شرعیات در اکثر دانشگاه‌‌های دولتی، به گونه‌ی آشکار با طالبان، شبکه‌ی حقانی، حزب تحریر، جمعیت اصلاح و سایر نهادهای تندروی مذهبی-دینی ارتباط سیاسی و ایدیولوژیک دارند. نویسنده‌ی این سطور در دوران تحصیل در دانشگاه کابل، به چشم خود شاهد بوده است که محصلان دانشکده‌ی شرعیات نه تنها که بخش‌ عمده‌ی وقت درسی‌شان را به تماشای فیلم‌های خشونت‌آمیز سربریدن‌ها توسط طالبان و شبکه‌ی حقانی اختصاص می‌دادند، بلکه سایر دانشجویان را هم به تماشای همچو فیلم‌ها که بیانگر قساوت و بی‌رحمی نافرجام طالبان و شبکه‌های تروریستی می‌باشند، تشویق می‌کردند. ظهور آشکار تروریزم و بنیادگرایی جوان را شما در مظاهرات و اعتراض‌های دانشجویان می‌بینید. بدون تردید، در همه‌ی این‌گونه راه‌پیمایی‌ها، شما شاید بارها دیده باشید که هر باری در کابل و سایر ولایت‌ها، از جمله ننگرهار، بیرق طالبان به عنوان نمادی برای نفی وضعیت جاری و سرنگونی نظام موجود برافراشته می‌شود؛ امّا متأسفانه از طرف نهادهای امنیتی در راستای شناسایی، پی‌گیری و مهار این لانه‌ها و هسته‌های تروریزم‌پرور، هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

زنده‌ترین مثالی که با تأملی برآن می‌توان خطر بنیادگرایی فزاینده را به‌روشنی تصوّر کرد، همانا قضیه‌ی نوشته شدن «زنده باد داعش!» بر دیوار دانشگاه کابل و هم‌چنان‌ مظاهره‌ی دیروز دانشجویان شرعیات این دانشگاه است. در ظاهر این مظاهره برای نکوهش مقاله‌ی دین‌ستیزانه‌ی یک روزنامه‌نگار برگزار شده بود؛ امّا در عمل اگر متن بیانیه‌ی مطبوعاتی آن‌ها را مرور کنید، درمی‌یابید که مظاهره‌ی مذکور بیش‌تر یک برآمد علنی سیاسی و ایدیولوژیک به هدف سرنگونی نظام سیاسی موجود است. بر اساس متن بیانیه‌ی آن‌ها، نظام سیاسی موجود یک نظام غیراسلامی، حکم‌روایان نوکران غرب و خود فروخته شدگان اند، و از این‌رو، سرنگونی نظام، وظیفه‌ی افرادی نظیر خود آن‌ها اند که با فرهنگ و آموزه‌های اصلی اسلامی تربیت شده‌اند. می‌بینید که این تفکر و جهان‌بینی با آن‌چه که طالبان و شبکه‌ی حقانی و لشکر طیبه و لکشر جهنگوی مطرح می‌کنند، از نظر ماهیت هیچ تفاوتی ندارد؛ امّا امکان دارد صرفاً از نظر راهبرد و ابزار و تاکتیک کمی تفاوت داشته باشند. بنابراین، بنیادگرایی را در نهادهای آموزشی، فرهنگی و اکادمیک، باید جدّی گرفت. دیدگاه این هسته‌های بنیادگرایی که معرفی شدند، با داعش تفاوتی ندارد. یگانه تفاوت‌شان در این است که تاکنون فرصتی برای مبارزه‌ی مسلحانه برای‌شان فراهم نشده است.

حال، پرسش اساسی این است که آیا نهادهای امنیتی و استخباراتی ما از این حرکت‌ها بی‌خبر اند، یا این‌که توان کنترول و مهار این نیروها را ندارند؟ یا هم برنامه‌های پنهانی هستند که عملاً زمینه‌ برای رشد و گسترش این نهادها را فراهم می‌کنند. من که تاکنون در این راستا اقدام جدّی‌ و قناعت‌بخشی از طرف نهادهای امنیتی ندیده‌ام. شما اگر دیده‌اید، با ما شریک کنید!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
340 دیدگاه