حکومتی که به پیشرفت نیاز ندارد

اطلاعات روز

اخیرا سر زبان‌ها افتاد که حکومت طالبان حق تحصیل زنان را پذیرفته و مکاتب دخترانه را باز خواهد کرد. چند روز که گذشت و این آوازه قوی‌تر شد، مقامات طالبان آن آوازه را تکذیب کردند. وضعیت نرمال در دنیای امروز این است که کسانی بگویند فلان حکومت در فلان کشور مکاتب دختران را بسته است و آن حکومت از آن سخن ناروا به خشم بیاید و تکذیبش کند و خبرنگاران را به مکاتب دخترانه ببرد و به آنان نشان بدهد که آن شایعه چه‌قدر با حقیقت فاصله دارد. انتظار آن است که یکی از سخن‌گویان آن حکومت با چهره‌ی برافروخته به رسانه‌ها بگوید: «بروید تمام این مملکت را بگردید. اگر یک، فقط یک، مکتب دخترانه را یافتید که ما بسته باشیم، آن وقت ما به صورت گروهی استعفا می‌دهیم».

اما در حکومت طالبان، «باز شدن» مکاتب دخترانه تکذیب می‌شود. مثل این است که سخن‌گوی حکومت به رسانه‌های این قرن بگوید: «شایعه‌ شده که ما به مکاتب دخترانه اجازه‌ی فعالیت داده‌ایم. این دروغ محض است. ما به هیچ مکتب دخترانه چنان اجازه‌ای نداده‌ایم. شما می‌توانید به مکان‌هایی که قبلا مکاتب دخترانه بودند، بروید و با چشم خود ببینید که همه‌ی آن مکاتب توسط ما بسته شده‌اند و حالا هم بسته‌اند».

چرا طالبان با آموزش زنان چنین حساسیت منفی نیرومند دارند؟

دلیل این حساسیت هرچه باشد، پاره‌یی از آن برخاسته از این برداشت است که ما به زنان نیاز نداریم. طالبان فکر می‌کنند که خداوند به هر حال نصف جمعیت یک مملکت را «زن» به دنیا می‌آورد. نیاز جامعه در حد تولید مثل و ارائه‌ی بعضی خدمات خانگی توسط نظم طبیعی و طبق اراده‌ی الهی برآورده می‌شود. برای چیزهای دیگری که زندگی اجتماعی را می‌سازند، به زنان نیازی نیست. جنگ و صلح کار مردان است، تأمین غذا و لباس و خانه برای خانواده کار مردان است، رانندگی و نجاری و تعمیر اسباب کار مردان است، زراعت و چوپانی و معماری کار مردان است… و هرچه در بیرون از چهاردیواری خانه باید تولید شود یا نظم و سامان بیابد، کار مردان است.

آیا این نگرش غلط است؟

نه، غلط نیست اگر زندگی را همان چیزی بخواهیم که تاکنون در ملک ما تجربه شده است. اگر بخواهیم زندگی همان تجربه‌ی دردناک حرمان، نزاع، نادانی، عقب‌ماندگی و تاریکی باشد، همان نسخه‌یی که تا حالا این چیزها را به ما داده‌اند از این پس نیز خواهند داد. جامعه‌ی ما تا امروز جامعه‌ی بدون زنان بوده و حاصل این نظم اجتماعی همینی هست که امروز به‌عنوان افغانستان معاصر تجربه می‌کنیم: کشوری با  قریب به ۳۵ میلیون جمعیت، مملکتی با ۶۵۲ هزار کیلومتر مربع مساحت که پایتختش در قرن ۲۱ برق ندارد و در تمام پهنایش دو کیلومتر سرک پخته‌ی سالم پیدا نمی‌شود. سرزمینی که در آن اکثریت مردم لوحه‌ی ترافیکی را خوانده نمی‌توانند (با این فرض که در تمام مملکت ده تا لوحه‌ی ترافیکی وجود داشته باشند). کشوری که تا حالا یک جفت قیچی، یک صفحه کاغذ، یک تخته شیشه و یک عدد برس دندان تولید نکرده است.

برای داشتن یک زندگی جمعی نکبت‌آلود، از آن‌گونه که تاکنون در افغانستان داشته‌ایم، به زنان نیازی نداریم. ظاهرا این همان موضع طالبان و حکومت طالبان است. اگر موضع طالبان این نباشد (یعنی معتقد به پیشرفت و توسعه باشند)، در آن صورت، فهم‌شان از امکان توسعه و الزامات و پیش‌نیازهای آن فهمی بسیار بدوی است. توسعه و پیشرفت بدون زنان در هیچ جا ممکن نبوده تا افغانستان دومین موردش باشد.

منع آموزش برای زنان تیر زدن به قلب توسعه است. محروم کردن دختران از تحصیل پروژه‌ی برگشت افغانستان به عصر غار را کلید زدن است. ملک ما همین اکنون از هر کاروانی که حرکتش به‌سوی پیشرفت باشد، عقب مانده است. ممنوع کردن تحصیل دختران، کُند کردن حرکت یک مملکت به‌سوی پیشرفت نیست. چیزی بدتر است؛ چرخاندن روی مملکت به‌سوی گذشته‌ی تاریک و به‌سوی بربریت است.

یا صلح و توسعه و آبادی می‌خواهیم و این آرزو تنها با رشد متوازن زنان با مردان ممکن می‌شود، یا نمی‌خواهیم زنان رشد کنند و از ابتدا مسیر صلح و توسعه و آبادی را ترک کرده‌ایم. مگر ممکن است جامعه باسواد شود وقتی زنان بی‌سواد بمانند؟ مگر می‌شود نصف جمعیت توسعه بخواهد (با این فرض که مردان چنان خیالی در سر داشته باشند) و نصف دیگر جمعیت با این خیال مخالف باشد و توسعه هم حاصل شود؟ آیا ممکن است مادران فرزندان بی‌فکر بپرورند و جامعه پر از افراد اندیشمند و فرزانه شود؟ آیا می‌توان مردان سالم و خلاق و آگاه و خردمند داشت وقتی که زنان بی‌خبر و بی‌دانش و بی‌سلامت و بی‌خلاقیت باقی باشند؟ یا توسعه و پیشرفت می‌خواهید یا نمی‌خواهید. اگرش می‌خواهید، بدست آوردنش بدون زنان محال است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه