منبع: هوفینگتن پست
نویسنده: جان دینام، نمایندهی حزب کارگر سوتهمتون در پارلمان انگلیس
برگردان: حمید مهدوی
اقلیتهای قومی و مذهبی در عراق و سوریه با خشونتهای ترسناک نیروهای دولت اسلامی عراق و شام روبهرو شدهاند. اما جماعت دیگری از دیرهنگام بدینسو به دست ایدیولوژیستهایی با ایدیولوژی بسیار مشابه به داعش، رنج کشیدهاند. تصمیمهای گرفته شده در کنفرانس ناتو، که در پایان هفتهی گذشته برگزار شد، شاید در تعیین آیندهی آنها نیز کمک کنند. هزارهها مردمان بومی افغانستان اند که جماعت کوچک آنها در کویتهی پاکستان زندگی میکنند، جماعتی که بیش از صد سال پیش، با هدف فرار از آزار و اذیتهای مذهبی به آنجا فراری شدند.
در هردو کشور، هزارههای عمدتا شیعه از خشونتهای تحمیلشده توسط تندروان سنیمذهب بر جماعت شیعه و دیگر اقلیتها، رنج بردهاند. اما هزارهها تا حدی به دلیل هویت قومی متمایزشان، که آنها را بهسادگی از دیگران قابل تشخیص ساخته و هدف تبعیض و قضاوتهای تبعیضآمیز قرار میدهد، این درد و رنج را تحمل کردهاند.
در افغانستان، هزاران هزاره در جریان جنگ داخلی و در زمان حکومت طالبان قتل عام شدهاند. با وجودی که تبعیض گسترده هنوز وجود دارد، سقوط طالبان نمایندگی در سیستم سیاسی و حمایت از تعهد بلندمدت هزارهها نسبت تحصیل دختران و پسران را بهدنبال آورد. رفتارهای بیرحمانه علیه هزارهها هنوز وجود دارند، بهویژه اینکه در عاشورای ماه سپتامبر سال 2011، بیش از شصت تن که اکثرا هزاره بودند، کشته شدند.
نشست ناتو زمانی برگزار میشود که نگرانیها نسبت به پیامدهای ناشی از خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان، در حال افزایش است. حکومت مطمئن و باثبات بههیچوجه تضمین نشده است و بنبست سیاسی موجود که پس از انتخابات ریاست جمهوری به وجود آمد، دلگرم کننده نیست.
وضع امنیتی به شکل روزافزونی رو به وخامت است و نیروهای طالبان مناطق تحت کنترولشان را وسعت میبخشند. تعدادی از هزارههای ولسوالی خاص ارزگان کشته شده یا به اجبار کوچ کردهاند و تعدادی نیز در مسیر سرک کابل–بامیان و کابل–غزنی- هرات کشته یا ناپدید شدهاند. صرف در ماه جولای 2014، در نتیجهی سه حملهی جداگانه در این شاهراهها، سی تن از هزارهها کشته شدهاند.
هزارهها از تجربهی دوبارهی خشونتها با میزانی که در دوران رژیم طالبان تجربه کردند، هراس دارند. رهایی دو تن از زندانیان طالب (ملا فضل و ملا نورالله نوری) که هردو در قتل عام هزاران هزاره در اواخر دههی 1990 و اوایل دههی 2000 دست داشتند؛ اما در نتیجهی تبادلهی پنج تن از زندانیان طالب با یک عسکر امریکایی توسط ایالات متحده آزاد شدند، دلگرمکننده نیست. این نه حساسیت نسبت به تاریخ و نه نسبت به خطرات آینده را نشان میدهد.
حتا اگر نیروها از افغانستان خارج شوند، جامعهی جهانی نمیتواند نسبت به اتفاقات در افغانستان علاقهمند نباشد. باید آجندای واضحی نسبت به ادامهی کمکها و روابط سیاسی با حکومت افغانستان وجود داشته باشد و فشارها برای حل چالشهای تبعیض دوامدار و حضور اندک هزارهها در حکومت و دولت را شامل باشد و به حکومت افغانستان کمک کند تا پس از خروج نیروهای بینالمللی از اقلیت قومی و مذهبی در این کشور محافظت شود.
اکنون جامعهی جهانی بهصورت عموم میداند که مذاکرات بین حکومت افغانستان و طالبان هم اجتنابناپذیر است و هم ضروری، اما این باید واضح ساخته شود که نمیتوان به چنین مذاکرات، به عنوان بخشی از یک راهحل طولانی، اجازه داد تا اقلیتها را از حقوقشان محروم سازد.
در پاکستان، اکنون تعداد هزارهها که زمانی در این کشور به شگوفایی رسیده بودند، به حدود 500 هزار تن کاهش یافته است و صرف در منطقهای با وسعت چهار مایل مربع در کویته زندگی میکنند. از سال 1999 بدینسو، 1500 تن آنها کشته شده و بیش از 3500 تن دیگر زخمی شدهاند. حدود 55000 تن آنها به استرالیا و اروپا فراری شدهاند که البته همه از این سفر جان سالم بهدر نبردهاند. هزارهها با محدودیتهای مسافرتی که از طرف حکومت پاکستان بر آنها اعمال شده است، منزوی شدهاند.
خشونتهای کویته گهگاهی در اخبار جهانی انعکاس مییابند؛ خبرهایی چون بمبگذاری یک اتوبوس دانشگاه در ماه جون سال 2012، که در نتیجهی آن چهار تن کشته و 72 تن زخمی شدند و کشته شدن 180 هزاره در نتیجهی دو بمبگذاری در اوایل سال 2013. خشونتهای دوامدار علیه هزارهها در گزارش اخیر دیدهبان حقوق بشر «ما مردگان متحرکیم»، که در ماه جون 2014 منتشر شد، بهخوبی مستند شدهاند.
در شانزده سال گذشته بهطور تکاندهندهای حتا یک نفر بهطور موفقانه به پنجهی قانون سپرده نشده است. لشکر جنگوی، سازمان وابسته به القاعده، صریحا مسئولیت این کشتارها را برعهده گرفته است، در حالی که دیده شده است، اعضای رهبری این گروه با شخصیتهای اجتماعی و سیاستمداران پاکستان همکاری داشتهاند.
حکومت پاکستان به شکل واضح تعهدات بینالمللی این کشور مبنی بر محافظت از مردمش را نقض میکند. نواز شریف، نخستوزیر پاکستان سال گذشته کشتارهای فرقهای در این کشور را محکوم کرد؛ اما بررسی این کشتارها و تعقیب مسئولان آن باید در عمل به مشاهده برسد. کسانی چون شاخهی سیاسی لشکر جنگوی که در ماه مارچ سال جاری کشتارها را جشن گرفتند و وعده سپردند که هزارهها را از بلوچستان حذف کنند، باید تحت کنترول آورده شوند. تقاضاها برای اقدام عملی از سوی دولت پاکستان باید به شکل دوامدار توسط جامعهی جهانی، حکومتهای کشورهای دیگر، بهشمول حکومت خود ما و سازمانهای بینالمللی، بهشمول سازمان ملل متحد و نمایندگیهای آن تقویت شده و این اقدامات باید در زمینههایی چون سیاسی، نظامی، توسعه و حقوق بشر عملی شود.
ادارهی توسعهی بینالمللی بریتانیا باید برای رسیدگی به نیازهای فوری هزارهها در کویته برنامههای کمکی داشته باشد و مطمئن شود که کمکهای جهانی، مانند کمکهای بانک جهانی بازرسی میشوند تا اطمینان حاصل شود که هزارهها از این کمکها نفع میبرند. بریتانیا از جلوگیری درگیریهایی که هماکنون در سایر نقاط پاکستان جریان دارد و میتواند به بلوچستان گسترش یابد، حمایت میکند. سیستم سازمان ملل متحد که در زمینههای حقوق بشر، جلوگیری از نسلکشی و حمایت از مردم بومی برنامههای قوی دارد، باید همهی این برنامهها برای رفع نیازهای هزارهها بهکار برده شوند.
