انتخابات سوم ریاست جمهوری امسال که دور اول آن در شانزدهم حمل و دور دوم آن در بیست و چهارم جوزا برگزار گردید اولین انتخابات در تاریخ افغانستان میباشد که باید قدرت سیاسی را برای اولین بار از یک رئیس جمهور انتخابی به رئیس جمهور دیگر که در انتخابات بیشترین رای را از آن خویش کرده باشد انتقال دهد. افغانستان کشوری است که تجربه نظام دموکراتیک و انتقال مسالمتآمیز قدرت و رهبری سیاسی را ندارد. حاکمان سیاسی این قلمرو به دو شیوه قدرت سیاسی را در اختیار گرفتهاند. یا زمامداران میراث رهبری سیاسی را براساس اصول نظامهای میراثی از پدر یا یکی از اعضای خانواده شان به دست گرفتهاند و یا از طریق زور و کودتا به قدرت سیاسی رسیدهاند. سردار محمد داوود اولین رئیس جمهور افغانستان میباشد که قدرت سیاسی را با کودتای سفید و بدون جنگ و خونریزی از پسر کاکای خویش محمدظاهر شاه که در ایتالیا رفته بود گرفت و نظام سیاسی کشور را از شاهی به جمهوری تغییر داد. اما او بر اثر یک کودتای خونین در هفت ثور سال 1357 توسط جنرالان ارتش که به حزب دموکراتیک خلق وابسته بودند از بین رفت. در دورهی کمونیستها قدرت سیاسی نه از طریق معیارهای دموکراتیک بلکه از طریق اعمال زور و انحصار، میان زمامداران رد و بدل شد. در دورهی مجاهدین تنظیمهای جهادی بخاطر نداشتن برنامه و گرایشهای قبیلوی ـ مذهبی آله دست بیگانگان قرار گرفتند و برای به دست گرفتن و شریک شدن در قدرت سیاسی یک دهه کشور را در آتش جنگهای قومی و مذهبی سوختاندند و شیرازهی نظام سیاسی و اجتماعی را از بین بردند و زمینهی مداخله کشورهای همسایه و قدرتهای منطقه را مساعد ساختند. از اثر این خلای سیاسی، طالبان به عنوان یک جریان افراطی مذهبی و قبیلهگرا توسط دولت پاکستان طرحریزی شد و با شعار «حکومت خدا در زمین خدا» افغانستان را به عنوان پناهگاه امن برای تروریستها و تقویت افراطگرایی مذهبی مبدل ساخت.
فروریخته شدن برجهای پنتاگون و تجارت جهانی توسط حمله هوایی القاعده، امریکا و کشورهای جهان را متوجه خطر القاعده و تندروی اسلامی ساخت و ائتلافی را به نام مبارزه با تروریزم تشکیل دادند و برای مبارزه با القاعده و شکست طالبان به افغانستان حمله نظامی کردند. در تحت رهبری سازمان ملل کنفرانس بن تشکیل شد و جامعهی جهانی تعهد کردند که افغانستان را برای تشکیل یک دولت فراگیر و متعهد به ارزشهای مدنی حمایت میکند. به این صورت سخن از دموکراسی و دولت ملی به میان آمد و انتخابات به عنوان هنجار دموکراتیک در فرهنگ سیاسی افغانستان راه یافت. بعد از تشکیل دولت موقت در 18 سنبه سال 1383 اولین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و حامد کرزی توسط مردم به عنوان اولین رئیس جمهور انتخابی قدرت سیاسی را احراز کرد و در 29 اسد سال 1388 دومین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و در دور اول به نتیجه نرسید و با سازش و کنار رفتن داکتر عبدالله بار دوم آقای کرزی برنده انتخابات شد.
سومین انتخابات ریاست جمهوری که دور دوم آن در 24 جوزای امسال برگزار گردید تقلبهای سازمان یافته در آن صورت گرفت و کشمکشها میان نامزدان بر سر نتیجه انتخابات به وجود آمد. هر دو نامزد مسایل انتخاباتی را میان خویش حل نتوانستند و دست به دامن امریکا زدند و جان کری وزیر خارجه امریکا در طی دو بار سفرش نامزدان و دستههای انتخاباتی را بر سر میز مذاکره و توافق کشاندند و هر دو نامزد موافقتنامهی حکومت وحدت ملی را طرح و امضاء کردند و برای حل مسایل تخنیکی بر سر تفتیش آرا و چگونگی تشکیل جزییات طرح حکومت وحدت ملی هیئت مشترک تشکیل دادند اما باز هم اختلاف بر سر نتیجهی انتخابات حل نشده است و هر باری که نتیجه تفتیش و ابطال آرا به ضرر هر یکی از دستهها و نامزدان انتخاتی منتج می شود سر کشی از توافقات و اصولهای پذیرفته از سوی آنها طرح میشود در آخرین مورد دیروز دستهی اصلاحات و همگرایی هشدار داده است که هرگاهی که طرح پنج مادهی شان از سوی کمیسیون انتخابات پذیرفته نشود رابطهی خویش را برای ادامه روند تفتیش و ابطال آرا با کمیسیونهای انتخاباتی قطع میکند.
واقعیت اینست؛ هر دو نامزد و دستههای انتخاتی میخواهند مقام درجه اول را در نتیجه انتخابات بدست آورد و از امتیازهای کلان در دولت آینده برخوردار گردند و برای دست یافتن به این هدف بحران سازی میکنند. مشکل انتخابات با امضای توافق نامه تشکیل حکومت وحدت ملی و موافقت بر سر معیارهای تفتیش و ابطال آرا از سوی نامزدان و دستههای انتخاباتی بعد تخنیکی خویش را از دست داده است به یک مشکل سیاسی و حیثیتی میان نامزدان و دستههای انتخاباتی مبدل شده است. دغدغهی مردم دیگر این نیست که کدام نامزد و دسته انتخاباتی برنده نخست انتخابات میشود. نگرانی مردم این است که کشور به طرف بحران سوق نیابد و نامزدان و دستههای انتخاباتی بر اساس توافقنامهی شان متعهد بماند و به بهانهی آرای مردم، بحران و کشمکشهای انتخاباتی را بیشتر از این طولانی نسازند. اگر بهانهی دموکراسی و انتخابات است، نامزدان دموکراسی و آرای مردم را با جنجالهای و زیر پا کردن اصول و هنجارهای انتخاباتی پیش از این کشته است.
