اراده‌ی سیاسی ناپیدا در افغانستان

اطلاعات روز

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: محمدسید مددی

برگردان: حمید مهدوی

در ماه می 2014، من در جمع یک گروه سه عضوی، راهی ارایه‌ی بسته‌های کمکی اضطراری به قربانیان سیلاب در شمال افغانستان بودم. فرمانده پولیس که ما را بدرقه می‌کرد، داستان‌های از وظیفه‌اش به عنوان عضوی از نیروهای مسلح حکایت کرد که ذهنم را در تمام سفر مشغول نگهداشت. وی گفت که در ولایت فاریاب در شمال افغانستان ایفای وظیفه می‌کرد، اما پس از کشتن شورشیان طالب نقل مکان داده شد. وی توضیح داد که «یک روستای بسیار کوچک است (منطقه‌ی ناامنی که باید از آن عبور می‌کردیم)، تعداد باشندگان آن کم‌تر از 1000 نفر است. مسئله این نیست که آن‌ها را شکست داده نتوانیم، مسئله این است که آن‌ها (مسئولان در کابل) به ما اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند. آن‌ها (شورشیان) برادران کرزی هستند».

در حالی‌که هیچ شواهدی مبنی بر حمایت رسمی حکومت افغانستان از طالبان وجود ندارد، اما زمینه‌های  قوی‌ای وجود دارد تا باور کنیم که جنگ علیه طالبان در افغانستان فاقد اراده‌ی سیاسی است، حتا بیش‌تر از اراده‌ی نظامی. در سال 2001، زمانی که سربازان امریکایی برای کمک به اتحاد شمال در راستای سرنگونی طالبان به خاک افغانستان قدم گذاشتند، گروه شبه نظامی طالب در مدت صرف سه ماه سرنگون شد. خانواده‌ی ما که برای یک سال در غزنی زندگی کرده بود، دوباره به کابل برگشت و من بدون هیچ‌گونه نگرانی نسبت به امنیت خودم، بین دو شهر سفر می‌کردم. اما سه سال بعد، طالبان دوباره ظهور کردند، هرچند آن‌ها توانایی کافی برای تهدید کردن ثبات در کشور را ندارند.

در سال 2006، پس از آن‌که حامد کرزی نسبت به استراتیژی امریکا در افغانستان سرخوردگی جدی نشان داد و پس از اعتراضات خشونت‌آمیز علیه حملات شبانه‌ی آیساف در کابل، بر قدرت نظامی و مشروعیت طالبان در میان مردم افزوده شد. تعداد کسانی که که به این گروه می‌پیوستند به شکل پیش بینی نشده‌ی افزایش یافت و کیفیت مهارت‌های جنگی آن‌ها نیز بالا رفت. سال‌ها پس از این‌که آن‌ها از کابل بیرون رانده شدند، توانستند چندین ولسوالی کلیدی در ولایت‌های جنوبی هلمند و قندهار را به تصرف خود درآورند. در سال 2009، آن‌گونه که کارلوتا گال در بحثی در مورد کتاب جدیدش (دشمن اشتباهی: امریکا در افغانستان) گفت، طالبان تا سرحد تصرف شهر قندهار پیش رفتند و مردم شاهد بودند که فرماندهان آن‌ها بدون هیچ مقاومتی از سوی نیروهای امنیتی در شهر گشت می‌زدند. با این حال، باوجود ظهور دوباره‌ی طالبان به عنوان یک نیروی قدرتمند، فقدان تعهد و اعتقاد در حکومت افغانستان برای جنگ با آن‌ها مشهود است.

یکی از راه‌های که می‌توان با توجه به آن عدم تعهد را دید، تغییر اصطلاحاتی است که کرزی برای طالبان به کار می‌برد. کرزی در سال‌های اول حکومتش، طالبان را به عنوان «شورشیان» محکوم می‌کرد. پس از آن، به منظور ایجاد یک موقف سیاسی مشروع برای طالبان، آن‌ها را «مخالفان مسلح دولت» خواند. در سال 2005، کرزی ترور مولوی فیاض، رییس شورای علمای قندهار، توسط طالبان را محکوم کرد و آن را اقدامی از سوی «دشمنان صلح و شگوفایی افغانستان» خواند اما باوجودی که گروه طالبان مسئولیت حمله را برعهده گرفت، آقای کرزی اصطلاح «طالبان»  را به کار نبرد. در سال 2008، زمانی که روابط افغانستان با ایالات متحده تیره شد، کرزی گفت که برای تامین صلح هر کاری خواهد کرد، به شمول گفتگوهای مستقیم با ملا عمر، رهبر گروه طالبان. او موضع مصالحه و سازش را اختیار کرد و از آن‌ها خواست تا در روند صلح به رهبری افغان‌ها سهیم شوند.

در سال 2009، کرزی به «برادر» خواندن طالبان آغاز کرد – اصطلاحی که در جامعه ی سنتی افغانستان دلالت‌های ضمنی عمیق دارد. دو سال بعد، او گفت که اگر ملاعمر حاضر به گفتگو شود، از او محافظت خواهد  کرد. دو سال پس از آن‌که کرزی اعلان کرد ملاعمر می‌تواند نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد! و در 28 ماه جولای، در جریان سخن‌رانی‌اش در روز عید، کرزی از طالبان صلح خواست و گفت که برای کشته شدگان آن‌ها نیز غمگین است، صرف یک روز پس از آن یک مهاجم انتحاری حشمت خلیل کرزی، پسر کاکای او را در قندهار کشت. لفاظی‌های کرزی در طرفداری از طالبان در جهت‌گیری‌های سیاسی او در داخل حکومت نیز آشکار است. به گونه‌ی مثال، پس از حمله‌ی جنجال برانگیز ولایت پروان، کرزی بر متحدان غربی‌اش یورش برد و آن‌ها را مقصر تلفات غیر نظامیان خواند. اساس این اتهامات را گزارش‌های نادرست گروهی تشکیل می‌داد که رهبری آن‌ها عبدالستار خواصی، عضو مجلس نمایندگان و حامی طالبان، برعهده داشت. والی پروان یافته‌های این گروه را رد کرد اما کرزی آن را نادیده گرفت.

در غیاب یک گفتمان قوی همگانی ضد طالبانی، تغییر واژگان به کار رفته از طرف آقای کرزی در مورد طالبان هم چنین نشان دهنده‌ی تغییر در درک عمومی از طالبان است: بالا بردن آن‌ها از یک رژیم شکست خورده و منفور به گروهی که مدعی مشروعیت است و برای رسیدن به قدرت تلاش می‌کند. مردم در مناطق روستایی به احکام قضایی آن‌ها رجوع کرده‌اند و صاحب‌نظران با خیرخواهی بی سابقه‌ای از آن‌ها دفاع کرده‌اند. به گونه‌ی مثال، یکی از بحث‌های که امضای موافقت نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی با ایالات متحده‌ی امریکا را احاطه کرده است، حقیقتی است که تلویزیون محلی ضبط صدای وحید مژده، یکی از تحلیل‌گران سیاسی شناخته شده، را نشر کرد که با با جنگ‌جویان طالبان در مورد کارشنکی در امضای موافقت نامه صحبت می‌کند. مژده در پاسخ به خشم عمومی، از روابطش با طالبان بدون هیچ تاملی دفاع کرد. در حالی که حمایت از طالبان در نخستین سال‌های پس از حمله‌ی یازدهم سپتامبر تابو شمرده می‌شد، بیش‌تر از یک دهه بعد، محمود کرزی، برادر بزرگ‌تر حامد کرزی، در جریان مبارزات انتخاباتی‌اش آن‌ها را «مانند معلمان و کشاورزان، گروه بزرگی از مردم افغانستان خواند که نباید نادیده گرفته شوند» – مقایسه‌ی نگران کننده‌ای که با هیچ عکس‌العمل واقعی‌ای مواجه نشد.

اکنون، در حالی‌که حکومت جدید به زودی به قدرت خواهد رسید، مسئله‌ی پایان دادن به کشاکش‌های کنونی مهم‌تر از هر وقت دیگر است. عبدالله عبدالله، عضو شناخته شده‌ی اتحاد شمال ضد طالبان، گفته است که گفتگوهای صلح کارگر واقع نخواهد شد مگر این که طالبان از لحاظ نظامی شکست بخورند. اشرف غنی، برخلاف او، در زمینه‌ی جنگ نظامی با طالبان به شکل بی میلی متعهد به نظر می‌رسد و در عوض خواهان رسیدگی به شکایات آن‌ها برای رسیدن به صلح شده است و تلاش‌های کرزی را تحسین می‌کند.

در حالی‌که نیروهای بین‌المللی برای خروج از افغانستان تا پایان سال جاری آمادگی می‌گیرند، سرنوشت کشور در ترازو است. صلح به طور غیر قابل انکاری یکی از اولویت‌های حکومت آینده است. با این حال، عبدالله و غنی، هر دو باید به خاطر داشته باشند که به جای برانگیختن طالبان در زمینه‌ی گفتگوهای مبهم، از تجربه‌ی ده ساله‌ی کرزی بیاموزند که افغانستان برای شکست دادن طالبان به اراده‌ی سیاسی ضرورت دارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
680 دیدگاه