حکایت شیشه‌ی شکسته‌‌ی مربا و فرمان تبعید دختران از دانشگاه کابل

اطلاعات روز

ظاهر اطهری، دانشجوی مقطع فوق لیسانس مطالعات رسانه‌ای، دانشگاه اسلو

این اولین بار است که دولت افغانستان بعد از سقوط طالبان رسما دستور‌ تبعید معترضان را صادر می‌کند، فرمانی که نقض صریح قانون اساسی است.

شیشه‌ی شکسته‌ی مربا

در دهم اسد وزارت تحصیلات عالی افغانستان فرمان اخراج و تبعید شش دختر دانشجو را از دانشگاه کابل به دانشگاه‌های ولایتی در غزنی، دایکندی، بدخشان و هرات صادر کرده است. شریفه افشار، دانشجوی سال دوم رشته‌ی زبان و ادبیات چینی در دانشکده‌ی ادبیات‌ که یکی از تبعیدی‌ها‌ست، قضیه‌ا‌ی را که منجر به تبعید آن‌ها شده، این‌گونه توضیح می‌دهد:

«روز دوم ماه رمضان بود. آن روز غذا توزیع شد. شیشه‌ی مربای یکی از هم‌اتاقی‌هایم شکسته بود. با هم رفتیم به دفتر خوابگاه در طبقه‌ی اول. از مسئول توزیع تقاضا کردیم که آن را تبدیل کند؛ اما بعد از کمی گفت‌وگو، مسئول توزیع همراه با چند فحش قومی مرا با سیلی زد. دیگر سرم گیج رفت و نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم، دختران لیلیه را گریان در اطرافم یافتم».

انعکاس این خبر در خوابگاه باعث خشم و اعتراض شدید دانشجویان دختر می‌شود. مخصوصا که همین کارمند قبلا نیز چند بار از رفتار و گفتار خشن علیه دانشجویان استفاده کرده بوده. ریحانه رها، دانشجوی سال اول هنرهای زیبا که خود در سازمان‌دهی اعتراضات نقش داشته، چنین ادامه می‌دهد:

«ما از این‌که یک دختر روزه‌دار به‌خاطر یک شیشه‌ی شکسته‌ی مربا مورد این نوع خشونت قرار گرفته بود، به‌شدت ناراحت شدیم. به همین خاطر، بیش‌تر از ۱۰۰ نفر از دختران خوابگاه رفتیم و علیه‌‌ بدرفتاری مسئول توزیع، به رسم اعتراض، تمام شیشه‌های مربای‌ خود را در سالون دفتر خوابگاه به زمین ریختیم و خواستار معذرت‌خواهی مسئول توزیع شدیم. مسئول مربوط اما نه تنها حاضر به معذرت‌خواهی نشد، بل‌که کارمندان خوابگاه همه‌ی ما را تهدید کردند. بنا‌براین، اعتراض ما نیز ادامه یافت.»

دور روز بعد از آن حادثه با میانجی‌گری چند وکیل پارلمان، وزارت تحصیلات عالی و ریاست دانشگاه، مسئول توزیع مربا از دانشجویان معذرت می‌خواهد و مشکل ظاهرا حل می‌شود. اما در افغانستان انگار زمانی که یک مشکل «حل» می‌شود، در حقیقت تازه آغاز می‌گردد. در دهم اسد طی یک فرمان تاریخی، وزارت تحصیلات عالی امرِ تبعید شش تن از معترضان، به‌شمول رها و افشار را صادر می‌کند.

تبعید به مثابه مجازات و تنهاسازی

تبعید مفهوم دوگانه دارد؛ کسی که تبعید می‌شود، اول از زیستن در مکان مشخصی مثل یک شهر یا منطقه منع می‌گردد و دوم، مجبور به زندگی در یک مکان مشخص دیگر، و این تصمیم در اکثریت موارد از سوی قدرت حاکم گرفته شده و بر فرد تحمیل می‌شود. این روش مجازات برای رهایی حکومت‌ها از شر مخالفان سیاسی، بدون کشتن آن‌ها، یک روش شناخته شده در تمام جهان است و ریشه در گذشته‌های دور دارد. در افغانستان نیز این روش از سال‌ها پیش مورد استفاده قرار گرفته است، گاهی به‌صورت رسمی و گاهی غیر‌رسمی.

در دوران ظاهر شاه، غلام‌محمد غبار، ملی‌گرای اصلاح‌طلب به مدت هشت سال از کابل به فراه و قندهار تبعید شد. ابراهیم خان گاوسوار که علیه نظام ظالمانه‌ی مالیاتی بر مردم هزاره شورش کرده بود، بعد از چهارده سال زندان، به شهر پل‌خمری تبعید گردید. آن منطقه هنوز به نام «گاوسوارو» معروف است. اکرم یاری، یکی از بنیان‌گذاران و رهبران «سازمان جوانان مترقی» معروف به شعله‌ی جاوید، از غزنی به پکتیا و سایر ولایات جنوب به بهانه‌ی کار در رشته‌ی معلمی تبعید گردید و سیدال سخندان، یکی دیگر از رهبران شعله‌ی جاوید که از لوگر بود، به همین بهانه به یکه‌ولنگ بامیان فرستاده شد.

اما در دولت‌های مدرن، این روش مجازات به‌خاطری که «بدوی و بدتر از شکنجه» دانسته می‌شود، در قوانین‌شان ممنوع اعلام شده و اجرا نمی‌شود. قانون اساسی افغانستان نیز تبعید کردن را به‌طور صریح منع کرده است.

نقض قانون اساسی

اما فرمان بی‌سابقه‌ی وزارت تحصیلات عالی نسبت به تبعید دختران دانشجو‌ از دانشگاه کابل به دانشگاه‌های ولایتی، از چند جهت یک عمل استبدادی در یک نظامِ مدعی دموکراسی است:

یک، نقض قانون اساسی: این فرمان تبعید، صراحتا ماده‌ی ۲۸ قانون اساسی را نقض می‌‌کند: «هیچ افغان به سلب تابعیت یا تبعید در داخل یا خارج افغانستان محکوم نمی‌شود».

دو، وقتی که تبعید رسما به عنوان مجازات به‌خاطر ارتکاب یک جرم مورد استفاده قرار می‌گیرد، مفهوم حقوقی و قضایی دارد و بنا‌براین، باید آن جرم و این مجازات توسط یک نهاد قضایی و عدلی مورد بررسی و اجرا قرار گیرد‌ و نه مثلا توسط وزارت تحصیلات عالی. بر اساس مفاد ماده‌ی ۲۷ قانون اساسی افغانستان، «هیچ شخصی را نمی‌توان مجازات نمود، مگر به حکم محکمه‌ی باصلاحیت و مطابق احکام قانونی».

سه، این فرمان‌ هم‌چنین‌ حق انتخاب رشته و تحصیل را عملا از تبعیدشد‌گان می‌گیرد؛ زیرا آن‌ها دانشجویان دانشکده‌ی هنرهای زیبا، ادبیات چینی و مهندسی هستند. این رشته‌ها در هیچ یک از دانشگاه‌های دایکندی، غزنی و بدخشان وجود ندارند. گرفتن این حق از دخترانی که شلاق طالبان و محرومیت از حق تحصیل و تمام حقوق انسانی‌شان را پشت پنجره‌های سیاه تجربه کرده‌اند و در ده سال اخیر با تمام امید و سخت‌کوشی، از هفت‌خوان‌های خانواده، محله و جامعه‌ی هنوز نیمه‌طالبانی و «پل صراط»ی به نام کانکور گذشته‌‌اند تا خودشان را به دانشگاه کابل برسانند، یک مجازات عادی نیست؛ چیزی شبیه پایان دادن به زندگی آن‌ها‌ست. مخصوصا که اکثریت دختران اخراج شده از دانشگاه، به اصطلاح مهر «بدنامی و آب‌روریختگی» را با خود حمل می‌کنند و از شرم نمی‌توانند به آغوش خانواده برگردند.

چهار، تبعید غبار، گاوسوار، یاری و سیدال به این خاطر بود که فعالان سیاسی بودند و از این جهت نظام حاکم از آن‌ها هراس داشت. اما خودداری از گرفتن یک بوتل شکسته‌ی مربا و اعتراض علیه بدرفتاری یک کارمند دانشگاه به چه دلیلی باید منجر به تبعید شود؟ یافتن جواب این سوال مشکل به نظر می‌رسد. اما اشاره به چند مسئله ممکن است به درک موضوع کمک کند.

اعتراضات برای اصلاحات

ممکن است فرمان تبعید با اعتراضات دانشجویان دانشگاه کابل در چند سال اخیر ربط داشته باشد. سال‌ها‌ست که دانشگاه کابل محل کشکمش و جنجال است، یا به‌خاطر کیفیت پایین سیستم درسی ‌یا رفتار نامناسب و تبعیض‌آمیز استادان با شاگردان. اوج این اعتراضات در سال گذشته به شکل اعتصاب غذای ۸ روزه نزدیک به ۱۰۰ دانشجو در کابل خود را نشان داد.

شاید وزارت تحصیلات عالی می‌خواهد که با تبعید و مجازات کردن دانشجویان‌ باالقوه‌ی معترض به مناطق دور از کابل، از هر نوع اعتراض و جنجال در آینده پیش‌گیری نماید. اما واقعیت این است که اعتصاب غذایی دانشجویان در سال گذشته و اعتراضات این بار دختران خوابگاه دانشگاه هیچ‌گاه سیاسی و علیه سیاست‌های دولت نبوده، بل‌که دایما برای اصلاح کیفیت سیستم درسی و مدریتی دانشگاه بوده است؛ خواسته‌های کاملا مشروع و معقولی که انجام‌شان به هیچ وجه به ضرر دولت و وزارت تحصیلات عالی نیست.

در پلان استراتژیک وزارت تحصیلات عالی مصوب ۱۳۸۸ نیز همین مسایل وعده داده شده‌اند: «وزارت تحصیلات عالی و پوهنتون‌ها… به حیث الگوهای اخلاقی برای محصلین» باشد، «تحصیلات عالی باکیفیت» کلید انکشاف ملی است و این‌که تحقق این اهداف مهم، «مستلزم مدیریت سالم منابع بشری، از استخدام کارمندان گرفته تا… می‌باشد».

با توجه به چنین اهداف استراتژیک وزارت تحصیلات عالی و ریاست دانشگاه، خواسته‌های دانشجویان که بهتر شدن سیستم درسی و مدیریتی دانشگاه‌ها و نهادهای تحصیلات عالی است، نباید جرم تلقی شود. در غیر آن، هر روز نطفه‌ی یک اعتراض جدی بسته خواهد شد. تبعید چند دختر دانشجو که هیچ، اگر حتا همه‌ی دانشجویان تبعید هم شوند، نه اعتراض پایان می‌یابد و نه هیچ گرهی از مشکلات اساسی سیستم نظام نابه‌سامان آموزشی و مدیریتی دانشگاه کابل گشوده می‌شود.

در دفاع از حق اعتراض کردن و علیه آفت‌زدگی قومی

متأسفانه رد پای نحس هزارپای اختلافات قومی را در هر کجای جامعه‌ی افغانستان می‌توان نشانی کرد. این ایدیولوژی دارد تمام ارزش‌ها و حرکت‌های اجتماعی و شهروندی را که ممکن است منجر به تغییرات مثبت گردد، دچار آفت‌زدگی می‌کند. از شش دختر تبعیدی، پنج تن آنان مربوط به یک قوم است و کارمند خاطی لیلیه مربوط به قوم دیگر.

بنابراین، نباید اجازه داد مسئله‌ی دختران تبعیدی مورد استفاده‌ی ابزاری سیاست‌مداران و رهبران قومی که در پی هر فرصتی برای گرفتن ماهی مقصود‌ند، قرار بگیرد. این »نباید» زمانی عملی می‌شود که شهروندان آگاه، نهادهای جامعه‌ی مدنی و حقوق بشر وارد این کشمکش شوند و از مورد سوء استفاده قرار گرفتن آن جلو‌گیری نمایند.

اعتراض و انتقاد کردن حق هر شهروند است. قابل احترام بودن و کارآمدی نظام دموکراتیک تنها به این خاطر نیست که شهروندان در آن حق انتخاب دارند، بل‌که بیش‌تر به این خاطر است که شهروندان در این نظام حق اعتراض دارند و به‌خاطر استفاده از حق‌شان، مجازات نمی‌شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه