شفاخانه‌ی افغان‌-جاپان؛ بزرگ‌ترین سنگر افغان‌ها در برابر کووید۱۹

اطلاعات روز

خادم‌حسین کریمی و الیاس نواندیش

در اواسط کوچه‌ای فراخ، طولانی و تمیز در غرب کابل، پس از عبور از موانع امنیتی و محافظانی که با دقت عبور و مرور افراد را زیر نظر دارند، به ورودی بزرگ‌ترین و مجهزترین شفاخانه‌ی ویژه‌ی درمان بیماران مبتلا به کووید۱۹ رسیدیم. دم درب ورودی شفاخانه در کنار دیوار، صفی طولانی از اتاقک‌های کوچک کنار هم چیده شده است. آن‌جا همراهان بیماران در انتظار به‌سر می‌برند. عده‌ای، از کلافگی ناشی از انتظار برای مشخص‌شدن وضعیت بیماران‌شان روی تشک‌ دراز کشیده‌اند. تعدادی با کپسول‌های گازی که برای پخت و پز و دم‌کردن چای آورده‌اند، مصروف‌اند.

دم درب ورودی شفاخانه، چند محافظ، جارچی و مسئول معلومات و پذیرش، ورود و خروج افراد را مدیریت می‌کنند. مردی میانه‌سال با کله‌ای نیمه‌تاس و صورتی که خستگی آن از پشت ماسک نیز قابل تشخیص است، با مایکی که بر دست دارد، همراهان بیماران را به ترتیب نوبت و نیاز برای ورود به شفاخانه صدا می‌کند. پس از عبور از اتاقک ویژه‌ی ضدعفونی تازه‌واردان وارد صحن شفاخانه شدیم. شفاخانه‌ای با در و دیوار سفیدرنگ و کادرهای درمانی که با گذشت یک سال از شیوع ویروس کرونا، اکنون مجرب‌تر شده و به‌نظر می‌رسد بدون استرس و به‌صورت عادی، به درمان بیماران می‌پردازند.

پس از هماهنگی‌های اداری، حشمت‌الله فیضی، پزشک معالج در بخش آی‌سی‌یو و مسئول آموزش و ارتقای ظرفیت شفاخانه در اتاق کارش از ما پذیرایی کرد. پزشک جوانی که دقیقا یک سال قبل زمانی که شیوع کووید۱۹ در کابل آغاز شده بود، به‌عنوان پزشک معالج در این شفاخانه استخدام شد.

در حمل ۱۳۹۹، زمانی که پسرکاکای حشمت‌الله به کووید۱۹ مبتلا شد، او را به شفاخانه‌ی افغان‌-جاپان منتقل کردند. تا پایان دوره‌ی درمان و بهبود کامل بیمار، حشمت‌الله ناراحتی عمیقی را تحمل کرد زیرا در نبود پزشکان مجرب، امکانات کافی و تجربه‌ی لازم برای درمان بیماران، به وضعیت پسر کاکایش در شفاخانه رسیدگی درست نمی‌شد: «ما از بودجه‌ی ملی که محصول مالیات مردم است، در مکتب و دانشگاه آموزش دیدیم. از پول مردم پزشک شدیم. در آن هنگام که مردم به ما نیاز داشتند، باید دین‌شان را ادا می‌کردیم. من مصمم بودم که به صف کادرهای صحی مبارزه با کرونا بپیوندم. حتا اگر منجر به مرگ‌ام شود.»

حشمت‌الله فیضی، مسئول بخش عمومی نرسنگ و ارتقای ظرفیت و پزشک معالج در شعبه‌ی مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه‌ی افغان-جاپان
حشمت‌الله فیضی، مسئول بخش عمومی نرسنگ و ارتقای ظرفیت و پزشک معالج در شعبه‌ی مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه‌ی افغان-جاپان

حشمت‌الله، به‌‌صورت پنهانی بدون اطلاع خانواده‌اش برای استخدام در شفاخانه درخواست داد. به خانواده‌اش گفته بود که به علت وضع‌شدن محدودیت‌های گشت‌وگذار و قرنطینه‌ی صحی، او مجبور است به‌‌صورت شبانه‌روزی در محل کارش بماند. یک ماه بعد وقتی خانواده‌اش مطلع شدند، نگرانی در سراسر فامیل حاکم شد. روزی، مادرش به محل کارش آمد. حشمت‌الله با کیت‌های ویژه‌ی پزشکان معالج از شفاخانه خارج شد تا مادرش را در کوچه‌ی منتهی به ورودی شفاخانه ببیند. او از فاصله‌ی چندمتری، با لباسی که سراسر وجودش را پوشانده و حتا چشم‌هایش از پشت عینک‌های مخصوص صحی به خوبی قابل دید نبود، به مادرش دست تکان داد. به‌‌دلیل نگرانی‌ها و هشدارهای صحی، مادرش از داخل موتر به پسرش نگاه می‌کرد و می‌گریست. او حتا نمی‌توانست شیشه‌های موتر را پایین کرده و صدایش را به پسرش برساند.

حشمت‌الله فیضی می‌گوید پس از یک‌ سال، اکنون شفاخانه‌ی افغان-جاپان، بزرگ‌ترین و مجهزترین شفاخانه‌ی درمان بیماران کووید۱۹ در سراسر کشور است و کادر درمان آن، تجربه‌ی کافی برای درمان بیماران به‌دست آورده است: «در ابتدا، به‌‌دلیل نبود امکانات، کادر صحی کافی، تجربه‌ی لازم و اضطراب و ترسی که حاکم شده بود، شفاخانه در درمان بیماران و رسیدگی کافی به نیازها و توقعات مردم و مراجعین، با مشکلات مواجه بود. یک پاندمی با سرعت شیوع بالا ناگهان جهان را در بر گرفته بود. دانش جامعه‌ی علمی و پزشکی نسبت به این پاندمی اندک و اضطراب و ترس مردم از آن بالا بود. آرام-آرام، وضعیت بهتر شد و اکنون شفاخانه‌ی افغان-جاپان تقریبا هیچ کمبودی ندارد.»

روال دریافت نمونه از بیماران، تشخیص و درمان آن در شفاخانه‌ی افغان-جاپان، روندی طولانی اما منظم است. به محض ورود به صحن شفاخانه، یک سالن کوچک و باریک تعبیه‌شده که کادر درمان شفاخانه از آن به بخش او‌پی‌دی یاد می‌کنند. در این بخش، معلومات عمومی و صحی بیمار در سیستم شفاخانه ثبت و نمونه‌‌ی بزاق دهن و در صورت ضرورت خون بیمار توسط گروهی از پزشکان و پرستاران دریافت می‌شود.

صدها تیوپ حاوی نمونه‌های خون و بزاق دهن بیماران و ده‌ها دستگاه صحی، بخش لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان را به شعبه‌ی پیچیده‌ای تبدیل کرده است.
صدها تیوپ حاوی نمونه‌های خون و بزاق دهن بیماران و ده‌ها دستگاه صحی، بخش لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان را به شعبه‌ی پیچیده‌ای تبدیل کرده است.

پرونده‌ی معلومات صحی، نمونه‌های بزاق دهن و خون بیمار ضمیمه‌ی یک فورم ویژه از بخش اوپی‌دی به شعبه‌ی لابراتوار فرستاده می‌شود. ما برای بازدید از این بخش شفاخانه، انتظار طولانی کشیدیم. پس از پوشیدن لباس‌های ویژه شامل دستکش، روکشی برای کفش، لباس تمام‌قد، ماسک و یک کلاه پژشکی وارد شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه شدیم.

بخش لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان، محافظت‌شده‌ترین شعبه‌ در این شفاخانه‌ی بزرگ است. چند کادر درمان با لباس‌های ویژه که تشخیص‌ چهره‌هاشان به‌‌دلیل پوشیدن لباس‌های محافظتی ویژه ممکن نیست، دور و بر ماشین‌های عجیب و غریب صحی مصروف هستند. صدها نمونه‌ی خون، ادرار و بزاق دهن بیماران در تیوپ‌های کوچک با اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف در این شعبه زیر بررسی متخصصان قرار دارد. فریدالله قاضی‌زاده‌ مسئول عمومی این شعبه که تخصص خود را در میکروب‌شناسی از پاکستان گرفته است، ما را در بازدید از سراسر شعبه رهنمایی کرد. در ثور ۱۳۹۹، زمانی که کابل در اوج شیوع بیماری قرار داشت، او به همراه چند متخصص دیگر مدیریت شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه را به عهده گرفتند.

فریدالله قاضی‌زاده، متخصص میکروب‌شناسی و مسئول عمومی شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان
فریدالله قاضی‌زاده، متخصص میکروب‌شناسی و مسئول عمومی شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان

بخش لابراتوار شفاخانه، شبیه عمارتی است که ده‌ها متر زیر زمین ساخته شده است. به جز دو پنجره‌ای که با فاصله از بخش اصلی شعبه، برای دریافت و تحویل‌دهی فورم‌های صحی به مراجعین و بیماران تعبیه شده است، در قسمت مرکزی شعبه‌ی لابراتوار، هیچ نور و روشنایی از بیرون نمی‌تابد. محیطی بسته و حبس که تحمل آن برای ما دشوار بود اما برای کادر درمان گذراندن در آن محیط به عادتی روزانه و معمول تبدیل شده است.

فریدالله چگونگی کارکرد و کاربرد دستگاه‌های مختلفی را که در این بخش شفاخانه از آن استفاده می‌شود به ما توضیح داد. او می‌گوید ۷ ماشین صحی ویژه‌ی معاینه‌ی خون، هر روز، دست‌کم ۷۰ نوع معاینه را روی حداقل ۱۰۰ نمونه‌ی خون بیماران انجام می‌دهد. ظرفیت این بخش برای معاینه و تشخیص نمونه‌های بزاق دهن بیماران و مراجعین به صدها نمونه در روز می‌رسد.

آقای قاضی‌زاده می‌گوید بخش لابراتوار شفاخانه‌ی افغان-جاپان این ظرفیت را دارد که در حداکثر ۶ ساعت، پروسه‌ی معاینه و اعلام نتیجه‌ی نمونه‌های خون و بزاق دهن بیماران را از دریافت فورم تا تحویل‌دهی فورم به بیماران انجام دهد. هرچند دستگاه‌های پی‌سی‌آر این شعبه، در حداکثر یک ساعت، نتیجه‌ی معاینه‌ی نمونه‌های بزاق دهن بیماران را اعلام می‌کند اما در صورتی که معاینات جانبی مثل معاینه‌ی نمونه‌های خون و ادرار بیماران نیز نیاز باشد، این پروسه ۶ ساعت به طول می‌انجامد. آقای قاضی‌زاده می‌گوید اکنون در ۲۴ ساعت به‌‌صورت میانگین ۱۵۰ نمونه از بزاق دهن یا خون و ادرار بیماران به شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه می‌رسد که از این میان به‌‌صورت میانگین، نتیجه‌ی معاینه‌ی نمونه‌های ۲۵ تا ۳۰ درصد مراجعین، مثبت تشخیص می‌شود. با کامل‌‌شدن فورم معلومات هر بیمار یا فرد مظنون به ابتلا به بیماری، این معلومات توسط دو فرد مسئول در سیستم عمومی وزارت صحت عامه درج و به‌‌صورت آنلاین در سیستم دیتابیس صحی وزارت صحت عامه و همه‌ی ادارات و نهادهای دخیل، ثبت می‌شود.

پس از آن‌که آقای قاضی‌زاده توضیحات پیچیده و فنی‌اش در مورد بخش‌های مختلف شعبه‌ی لابراتوار شفاخانه و دستگاه‌های عجیب و غریب آن را پایان داد، با شتاب از این شعبه خارج شدیم. زمانی که به درب خروجی شعبه رسیدیم، به فوریت پوشش سنگین صحی را از تنم خارج کردم تا بتوانم به‌راحتی نفس بکشم.

متصل به بخش اوپی‌دی یا بخش معاینه‌ی سراپای بیمار، به ترتیب سالن‌های بخش عاجل و بخش آی‌سی‌یو یا مراقبت‌های ویژه قرار دارد. در صورتی که وضعیت بیمار خوب باشد، پس از معاینه در بخش او‌پی‌دی، پزشکان، بیمار را مرخص کرده و تدابیر صحی و درمانی لازم برای استراحت در خانه را به او تجویز می‌کنند. اگر بیماری با وضعیت وخیم به شفاخانه مراجعه کند، با دریافت معاینات سریع در بخش او‌پی‌دی، به بخش عاجل فرستاده می‌شود. اگر بیمار نیاز به مراقبت‌های بیشتر داشته باشد، از بخش عاجل برای بستری‌شدن به بخش آی‌سی‌یو یا مراقبت‌های ویژه منتقل می‌شود.

زمانی که ما به بخش آی‌سی‌یوی شفاخانه وارد شدیم، آمبولانس حامل جسد بی‌جان یکی از بیماران از درب ورودی آن، شفاخانه را به مقصد خانه‌‌اش ترک کرد. در سالن باریک و طولانی بخش آی‌سی‌یوی شفاخانه‌ی افغان‌-جاپان، ۱۲ بیمار عمدتا کهن‌سال بر بسترهای ضخیم و مجهزی خوابیده یا به حالت نیمه‌خوابیده قرار داشت. شش خانم و شش مرد که همگی به دستگاه ونتلاتور وصل بودند. به محض ورود، داکتر شیرین‌آغا ناصری، مسئول عمومی شعبه‌ی نرسنگ شفاخانه و متخصص امراض داخله، با انگشت خانمی را به من نشان داد که با حالت نیمه‌جان بر سومین تخت خوابانده شده بود. چند نوع کابل باریک از دو دستگاه پزشکی به دماغ و دهن‌اش وصل شده بود. سلول‌های شش‌ آن بیمار به‌‌صورت تقریبا صددرصد از بین رفته بود. ورود و خروج دم و بازدم نفس‌های مصنوعی که از دستگاه‌های اکسیجن به بدنش در رفت‌وآمد بود، سینه‌اش را تکان می‌داد. آن بیمار مبتلا به کووید۱۹، پیش از آن‌که به این شفاخانه منتقل شود، در یک شفاخانه‌ی دیگر زیر جراحی قرار گرفته و فرزندش را به دنیا آورده بود. داکتر ناصری به من گفت این خانم ارتباط‌اش با محیط اطراف را کاملا از دست داده و شانس اندکی برای زنده‌ماندن دارد.

خانمی دیگر در حالت کما به‌سر می‌برد. به‌‌دلیل اختلالات گسترده‌ی ناشی از ابتلا به کووید۱۹، او در یک حمله‌ی مغزی، از هوش رفته و روی تختِ بخش مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه، احتمالا آخرین ساعات زندگی‌اش را می‌گذراند. او دومین بیماری بود که به نقل از آقای ناصری، شانس کمی برای بقا و زندگی داشت. ۱۰ بیمار دیگر، با وضعیت‌های متغییر، نسبتا سرحال‌تر بودند. آن‌ها می‌توانستند بدن‌شان را حرکت بدهند. در نگاه‌های همه، درماندگی زجردهنده و تلخی موج می‌زد. هرباری که نگاه یکی از بیماران به چشم‌هایم تلاقی می‌کرد، نمی‌توانستم به چشم‌های‌شان ببینم و نگاهم را می‌قاپیدم.

دو روز قبل، زمانی که دو همکار دیگرم برای گرفتن تصویر به این بخش شفاخانه آمده بودند، با صحنه‌ای متفاوت مواجه شدند. کادر درمان شفاخانه برای بیماران کلیپ‌هایی از قرائت قرآن پخش کرده بودند. اقدامی که متناسب به عقاید و مواجهه‌ی روحی افراد، تفسیر دوگانه از آن شکل می‌گیرد. دست‌کم برای ما، پخش کلیپ صوتی از قرائت قرآن برای بیماران بخش مراقبت‌های ویژه، مرگ و پایان زندگی را تداعی می‌کند.

حشمت‌الله فیضی، مسئول عمومی بخش ارتقای ظرفیت و پزشک معالج در بخش مراقبت‌های ویژه، در پاسخ به پرسش همکارم مبنی بر این‌که چرا برای بیماران کلیپ‌های صوتی از قرائت قرآن پخش می‌کنند، گفت به‌‌دلیل آموزه‌های دینی و اسلامی، پخش چنین کلیپ‌هایی برای بیماران، آرامش روحی و قوت قلب در پی دارد.

سالن مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه‌ی افغان-جاپان، میدان‌گاه دشوار و تلخی است که بیماران مبتلا به کووید۱۹ در آن به جنگ مرگ می‌روند. مصافی طاقت‌فرسا و دشوار برای حفظ زندگی و به زمین‌انداختن کرکس مرگ. اما درصدی اندکی از بیماران، وقتی به این سالن وارد می‌شوند، شانس پیروزی دارند.

داکتر شیرین‌‌آغا ناصری به من گفت، حداکثر ۳۰ درصد بیماران این شانس را دارند که در این سالن، مرگ را شکست دهند. پزشک جوان و تنومندی که مسئولیت عمومی شعبه‌ی نرسنگ شفاخانه‌ی افغان-جاپان را به عهده دارد می‌گوید زمانی که شیوع بیماری و مرگ و میر ناشی از آن در کابل و سراسر کشور در اوج قرار داشت، او گاه در یک روز شاهد قطع‌شدن نفس‌های ۲۰ بیمار بوده است.

شیرین‌‌آغا می‌گوید در اوج شیوع بیماری و مرگ و میر ناشی از آن، روزهایی را تجربه کرده که مجبور بوده با دویدن میان تخت‌های بیماران در این سالن، به وضعیت وخیم آن‌ها رسیدگی کنند: «هنوز نمی‌توانستم نفس‌های یک بیمار را تنظیم کنم که بیمار دیگر در چند تخت آن‌سوتر، با قطعی نفس مواجه شده و صدای بلند زنگ هشدار دستگاه‌های تنفس مصنوعی به صدا درمی‌آمد.»

شیرین‌‌آغا می‌گوید: «من ۷ سال به‌‌صورت حرفه‌ای ورزشکار رشته‌ی بدن‌سازی بودم. در یک سال گذشته در شرایط وخیم، مجبور بودم صدها بیمار را روی دستانم از این تخت به آن تخت و از آمبولانس به بخش مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه منتقل کنم. آن‌قدر این کار را به‌‌صورت روزانه تکرار کردم که انگار در سالن ورزشی، وزنه زده باشم.»

شیرین‌آغا ناصری، متخصص امراض داخله و مسئول عمومی شعبه‌ی نرسنگ شفاخانه‌ی افغان-جاپان
شیرین‌آغا ناصری، متخصص امراض داخله و مسئول عمومی شعبه‌ی نرسنگ شفاخانه‌ی افغان-جاپان

سالن طولانی و باریک بخش مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه‌ی افغان-جاپان از حمل ۱۳۹۹ تا حمل ۱۴۰۰ خورشیدی، شاهد قطع‌شدن نفس‌های دست‌کم یک هزار بیمار مبتلا به کووید۱۹ بوده است. آقای ناصری می‌گوید حدود ۳۰۰ نفر در یک سال گذشته این شانس را داشتند که پس از چند روز بستری‌شدن و قرارگرفتن زیر درمان همکارانش از آن سالن زنده خارج شده و از چنگ مرگ بگریزند. اکنون نیز هر چند روز یک بار، جسدی از بیماران منتقل‌شده به این بخش شفاخانه، با آمبولانس به قبرستان‌ها منتقل می‌شود اما به نسبت اوج شیوع ویروس و مرگ و میر ناشی از آن، نرخ مرگ بسیار پایین است: «در ۴۸ ساعت گذشته یک بیمار از بین رفت.»

زمانی که بخش مراقبت‌های ویژه‌ی شفاخانه را ترک کردیم، نگاه‌ها و تمرکزم بر تخت دو خانمی که در کما قرار داشتند، جا ماند. دو مادری که به تشخیص مسئول عمومی نرسنگ شفاخانه، شانس اندکی برای بقا و گریز از مرگ داشتند. شفاخانه را با یک حسرت و آرزوی عمیق و معنوی ترک کردم. ای‌کاش آن دو مادر در برابر مرگ، پیروز شوند.

«این گزارش با حمایت مالی اتحادیه‌ی اروپا تولید شده است. محتوای آن صرفا به عهده‌ی “روزنامه اطلاعات روز” بوده و منعکس‌کننده‌ی نظریات اتحادیه‌ی اروپا نیست.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه