علی موسوی، استاد دانشگاه
اقتصاد پر است از تئوریهایی که از واقعیتهای جامعه طرح شدهاند. اثر کبرا (Cobra Effect) یکی از این تئوریهاست؛ براساس این نظریه هرگاه راه حلی برای یک بحران پیشنهاد شود و این راه حل مشکل را بدتر کند به آن اثر کبرا گفته میشود. در واقع عواقب ناخواستهای که براثر راه حل پیشنهادی ایجاد میشود از خود مشکل بیشتر و بزرگتر است.
در زمان استعمار انگلیس بر هند، شمار زیاد مارهای کبرا و حملهی گاهبهگاه آنان به مردم، باعث شد حکومت به دنبال راه حلی برای کمشدن جمعیت مارها بگردند. یکی از این راهحلها که اتفاقا با استقبال روبهرو شد این بود که برای مرده یا زندهی مار کبرا جایزه تعیین شود. در ابتدای این طور بهنظر میرسید که تعداد زیاد مارهایی که برای گرفتن جایزه به حکومت تسلیم میشوند، کاهش چشمگیر جمعیت مارهای کبرا در شهرها را به دنبال خواهد داشت. اما بیخبر از اینکه بعد از چند سال تعداد مارها نهتنها کم نشد بلکه افزایش نیز پیدا کرد. کارشناسان بعد از تحقیقات پی بردند که برخی از مردم برای دریافت جایزه در حال پرورش مار هستند.
در دنیای اقتصاد موارد مشابه زیادی در این زمینه میتوان یافت، ولی در ادامه چند مورد را که در افغانستان اتفاق افتاده است مرور خواهیم کرد.
طالبان تسلیمی
مشخصترین نمونه اثر مار کبرا در ده سال اخیر افغانستان را میتوان در تسلیمشدن طالبان مشاهده کرد. بر مبنای پروژهای که توسط دولت افغانستان و حمایت کشورهای خارجی طرح شد، هر کدام از طالبان که به نیروهای دولتی تسلیم میشدند، مبلغی بهعنوان کمک جهت ایجاد شغل و گذران زندگی داده میشد. مانند داستان مار و هند استعماری در ابتدا شاید این پروژه باعث جلب عدهای از طالبان شد، اما خیلی زود افرادی از روی بیکاری و شاید هم سودجویی این طرح را به دسترخوانی جهت تأمین مالیشان تبدیل کردند.
حالا در مناطقی که نامی از طالبان برده نمیشد، عدهای با تفنگهای برنو قدیمی و سلاحهای سرد نیز به کوه بالا شدند که ما طالبایم. این افراد با اولین پیام دوباره به دولت میپیوستند و در قبال تفنگهایی که دیگر شلیک نمیکنند، چپنهایی بر شانههایشان انداخته میشد و ماهانه مبلغی را هم دریافت میکردند. این فرایند آنقدر تکرار شد که فساد در سیستمهای دولتی نیز به آن پیوست و هر روز طالبان جدیدی همچون سمارق از زمین بدر میآمدند و با گرفتن پول دوباره ناپدید میشدند.
بخشیدگی مالیاتی؛ از جریمه تا اصل مالیات
یکی دیگر از نمونههای اثر مار کبرا در اقتصاد افغانستان بخشیدگی مالیاتی است. در سالهای اخیر هر بار به بهانههایی جریمه دیرکرد و یا عدم پرداخت مالیات توسط وزارت مالیه مورد بخشش قرار میگیرند. شاید در سالهای گذشته این کار باعث میشد تا شرکتهایی که جریمههایشان از اصل مالیات بیشتر شده بود، تشویق شوند و مالیاتشان را بپردازند.
اما مطمئنا اینگونه تصمیمها عوارض ناخواستهای هم دارد که متأسفانه در سیستم بینظم مالی افغانستان، نخستین اثرش یعنی احساس بیعدالتی خیلی زود خود را نشان داد. در سالهای بعد شاهد بودیم که بنگاههای اقتصادی با پرداختنکردن مالیاتشان، منتظر اعلام بخشودگی توسط وزارت مالیهاند. آنهایی که مالیات خود را بهموقع پرداخت میکنند در سالهای بعد احساس شکستخوردگی و بیعدالتی باعث خواهد شد کمکم به کاروان مالیهنپردازان بپیوندند. این روند با تصمیمهای مانند بخشیدگی در اصل مالیات برخی شرکتهای رانتخوار تسریع مییابد.
یکی دیگر از جالبترین تصمیمهای اخیر دولت، طرح بخشش مالیاتی موترهای وارداتی است. در این طرح صاحبان موترهای بیاسنادی (موترهای یک کلید) که تا تاریخ مشخصی به گمرک مراجعه کنند، میتوانند از بخششی تا ۸۵ درصد تعرفه واردات استفاده کنند. این طرح برای دومین بار است که اجرا میشود و مسئولان امیدوارند تا تعداد زیادی از موترهایی که بدون مجوز در سطح شهرها در رفتوآمدند، پلیت دریافت کنند.
اما یادمان نرود که همه این امیدواریها با دانستن وضعیت بروکراسی و فساد در ادارههای افغانستان از یک سو و اوضاع اجتماعی حاکم در این کشور از سوی دیگر به خیالی بیشتر شباهت نخواهد داشت. در کنار دلایلی که گفته شد اثر کبرا را نیز به آن اضافه شده است و هر سال صاحبان موترها منتظر خواهند ماند تا چه وقت دولت مالیات و جریمه آنها را خواهد بخشید.
