بحث موافقتنامهی امنيتي با امريکا يکي از مهمترين اولويتهاي حکومت بعدي و رييس جمهور آينده خواهد بود. نامزدان انتخابات رياست جمهوري، خصوصا دو نامزد پيشتاز با درک مقبوليت داخلي امضاي سند موافقتنامهی همکاريهاي امنيتي، هرکدام در کاروزار رقابتهاي انتخاباتيشان به مردم وعده دادند که در صورت برنده شدن، اين موافقتنامه را امضا خواهد کرد.
بدون ترديد، اکنون امضاي موافقتنامهی امنيتي به خواستهی اکثريت مطلق جامعهی افغانستان بدل شده و از مقبوليت بالاي داخلي برخوردار ميباشد. شايد در تاريخ چنددههی اخير افغانستان بحث امضاي پيمان استراتژيک و موافقتنامهی همکاريهاي امنيتي و دفاعي با ایالات متحدهی امریکا، مهمترين روند ديپلماتيکي باشد که ميرود تا افغانستان را با وصل کردن به بلوکهاي اصلي قدرت جهاني در برابر تهديدهای بيروني و چالشهاي دروني تضمين کند و سند پيمان استراتژيک و موافقتنامهی همکاريهاي امنيتي و دفاعي با امريکا تنها سندي میباشد که به اين ميزان بالا از مقبوليت و حمايت داخلي برخوردار است. در تاريخ افغانستان هيچ سندي را نميتوان يافت که شهروندان به حمايت از امضاي آن راهپيمايي و تحصن کرده باشند يا اقشار مختلف اجتماعي تا اين حد همسان و همصدا از حکومت خواسته باشند تا آن را امضا کند.
امضاي موافقتنامهی امنيتي يک نياز جدي افغانستان است. پروسهی ناتمام مبارزه با تروريسم، تأمين دموکراسي، بازسازي، عبور از قحطساليهاي مالي، دفع تهديدهای کوتاهمدت و درازمدت بيروني و از همه مهمتر، بقاي روند موجود همه مسايلي هستند که وابستگي افغانستان به يک حامي قوي خارجي را بيش از پيش ضروري ميسازد. براي امضاي اين سند تنها کافي است که رييس جمهور آينده به منابع بودجههاي عادي و توسعهاي دولتش فکر کند و به معاش مأموران ملکي و نظاميای که پایههای نظام و دولتش را سرپا ایستاد میکنند؛ به نيازمندي همهجانبهی افغانستان به کمکهاي بينالمللي و حضور قوي و مصمم متحدان بينالمللي افغانستان در گردونههاي حساس و خطرساز کشور؛ به فصلهای دشواری که افغانستان در چشمانداز آیندهی سیاسی با آن روبهرو خواهد شد و به دههی تحولی که جامعهی جهانی برای ده سال آینده برای افغانستان ترسیم کرده که بر بنیاد کمکهای مالی و سیاسی جامعهی جهانی استوار است. بنابراين، رييس جمهور و حکومت آينده هيچ دليل محکمي نخواهد داشت تا در برابر امضاي اين موافقتنامه با ايالات متحدهی امريکا سرسختي و مقاومت کند، بلکه ضرورت این سند را با تمام وجود حس خواهد کرد و به این امر واقف است که بدون حمایت جامعهی جهانی و یک رابطهی مستحکم با متحدان بینالمللیاش، نمیتواند حکومت کند.
رييس جمهور آينده در اين خصوص دقيقا در موضع و شرايط مقابل آقاي کرزي قرار خواهد داشت. رييس جمهور کرزي اکنون در پايان سيزده سال قدرتش، بيش از اينکه به تقويت ساختاريهاي دولت، مبارزه با تروريسم و آيندهی افغانستان بيانديشد، به قضاوت و ملاحظات قومي دربارهی خودش ميانديشد. او از اين ميترسد که در آيندهها، بخشي از مردم قضاوتهاي منفي در مورد وي کنند. ملاحظهی او خشم و ناراحتي طالبان و جريان سازش با طالب در کشور است تا نشود که خاطر برادران ناراضياش برنجد و روند مصالحه با طالبان آسيب ببيند، ولي رييس جمهوري آينده به اين ميانديشد که چگونه منابع قوي و مطمئن براي کمکهاي اقتصادي پيدا کند و چگونه بودجههاي انکشافي و عادي دولتش را فراهم بسازد. رييس جمهور آينده به اين ميانديشد که چگونه مبارزه با تروريسم را با کمک متحدان بينالمللياش به فرجام برساند و دورهی زمامدارياش را براي مردم افغانستان به يک تجربهی خوب بدل کند. رييس جمهور آينده بيش از اينکه نگران ملاحظات کوچک قومي و منطقهاي نسبت به خودش شود، به قدرت و تقويت حکومتش ميانديشد و به اين فکر ميکند که چگونه با پيوند دادن افغانستان به قطبهاي اصلي قدرت جهاني، امنيت افغانستان را در برابر تهديدها و چالشهاي داخلي و بيروني بيمه کند. بنابراين، رييس جمهور آينده سند همکاريهاي امنيتي و دفاعي با ايالات متحدهی امريکا را بدون درنگ امضا خواهد کرد.
