در آجندای سفر دوروزه رییسجمهور غنی به قطر، ملاقات و صحبت روی مذاکرات صلح افغانستان با زلمی خلیلزاد، نماینده ویژهی امریکا در امور صلح افغانستان و جنرال اسکات میلر فرمانده عمومی نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان نیز جزئی از برنامه است. خلیلزاد قبل از سفر رییسجمهور غنی به دوحه رفته بود و دیدارهای جداگانه با هیأت مذاکرهکننده حکومت افغانستان و هیأت مذاکرهکننده طالبان داشته است. با آنکه در اولین نشست هیأت مذاکرهکننده حکومت افغانستان و طالبان، دو طرف فیصله کردند که طرف سومی بهعنوان تسهیلگر یا میانجی در جریان مذاکرات صلح بینالافغانی حضور نداشته باشد و گفتوگوها صرفا بینالافغانی باشد. با اینحال، در شروع مذاکرات بینالافغانی دو طرف بر سر طرزالعمل کاری یا آجندای مذاکرات صلح بینالافغانی ناکام بوده و تاکنون نتوانستهاند در تهیه طرزالعمل کاری مذاکرات به توافق برسند. بنابراین خلیلزاد بهمنظور حل بنبست به دوحه رفته است تا در نقش میانجی یا تسهیلگر به ادامه مذاکرات صلح کمک کند.
برعلاوه سفر خلیلزاد به دوحه، اخیرا نمایندگان برخی از کشورهای که از شروع مذاکرات صلح بینالافغانی در دوحه زیر عنوان «گروه کشورهای حامی صلح افغانستان» شکل گرفته بود، در نقش میانجی برای حل بنبست کنونی وارد عمل شدهاند. این گروه متشکل از نمایندگان کشورهای قطر، آلمان، ناروی، اوزبیکستان و اندونیزیا میباشد. چنانچه در یک مورد، روز (یکشنبه 13 میزان) محمدنعیم وردک، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر از ملاقات عبدالحق وثیق، مسئول بخش اروپایی دفتر سیاسی طالبان با مارکس پوتزل، نماینده ویژه آلمان برای افغانستان خبر داده و نوشته است که دو طرف در مورد مذاکرات صلح بینالافغانی صحبت کردهاند. در این مدت طرفهای مذاکرهکننده با نمایندگان سازمانها و کشورهای مختلف ملاقات داشته و در مورد مذاکرات صلح گفتوگو کرده، اما بهطور رسمی تاکنون هیچ کشوری بهحیث میانجی یا تسهیلگر عنوان نشده است.
موضوعهایی مانند توافقنامه صلح امریکا با طالبان بهعنوان مبنای مذاکرات بینالافغانی و مذهب حنفی بهعنوان تنها محور حل اختلافات فقهی، از جمله عوامل اصلی این بنبست در جریان مذاکرات قلمداد شده است. با آنکه نادر نادری، یکی از اعضای هیأت مذاکرهکننده حکومت افغانستان چند روز قبل در صفحهی تویتر خود از نهاییشدن طرزالعمل کاری «بهزودی» خبر داده بود، اما هنوز در عمل چیزی تغییر نکرده و طرف طالبان تأکید دارند که مذاکرات صلح بینالافغانی بر مبنای توافقنامه صلح طالبان با امریکاییها به پیش برود.
هر دو طرف مذاکرهکننده تأکید دارند که پای طرف سوم بهعنوان میانجی یا تسهیلگر در میز مذاکرات صلح بینالافغانی باز نشود. همانطوری که در اولین نشست دو طرف این موضوع مورد بحث قرار گرفته بود و به راحتی روی آن به توافق رسیده بودند. اما در بیرون از میز مذاکرات، نقش کشورهای مختلف پررنگ بهنظر میرسد. البته بدیهی هم است که پروسه صلح افغانستان با حساسیت و پیچیدگی که دارد، پیشبرد آن بدون میانجی یا تسهیلگری و یا هم مشوره نمایندگان کشورهای ذینفوذ در جنگ و صلح افغانستان، دشوار باشد. چرا که در هر صورت زلمی خلیلزاد، به نمایندگی از امریکا در جریان این پروسه حضور دارد و ممکن است در جریان مذاکرات روی هر یک از موضوعات مورد اختلاف مانند اکنون به بنبست برسند. بنابراین، در مراحل مختلف این پروسه ضرورت میشود تا نمایندگان کشورهای مختلف در این زمینه پای پیش بگذارند و برای حل موضوعات مورد اختلاف اینچنینی اقدام به میانجیگری کنند؛ همانطوری که اکنون زلمی خلیلزاد، نماینده ویژهی امریکا در امور صلح افغانستان همچون کارگردان صلح افغانستان عمل میکند.
بهنظر میرسد که بیشتر از گروه طالبان، حکومت افغانستان تلاش داشته است تا پای طرف سوم در میز مذاکرات بینالافغانی باز نشود. از آنجایی که امریکاییها یک بار با طالبان به توافق رسیدهاند، حکومت افغانستان با این پیشفرض که حضور زلمی خلیلزاد به نمایندگی از امریکا در مذاکرات بینالافغانی، ممکن است مسیر مذاکرات را در ادامهی توافقنامهی صلح امریکا با طالبان قرار دهد، نگران است. واقعیت جنگ و صلح افغانستان ایجاب میکند که نماینده امریکا در مراحل مختلف حضور داشته باشد. جنگ افغانستان بیشتر از اینکه جنگ بینالافغانی باشد، جنگ ایالات متحده امریکا و شرکای بینالمللیاش با گروه طالبان نیز بوده است و اکنون عملا یکی از طرفهای مذاکرات صلح افغانستان امریکاییها است. بنابراین، گفته میتوانیم که این تلاش حکومت افغانستان برای دور نگهداشتن طرف سوم یا همان طرف اصلی جنگ افغانستان، بیشتر از اینکه خلیلزاد را از پروسه دور کند، برعکس عمل کرده است و او را به تنها بازیگر خارجی مذاکرات بینالافغانی تبدیل کرده است.
خلیلزاد در متن مذاکرات حضور دارد، بدون اینکه او طرف سوم قلمداد شود. توافق دو طرف روی عدم حضور طرف سوم در میز مذاکرات و گفتوگوهای صرفا بینالافغانی، با آنکه در ظاهر خلیلزاد را از جریان مذاکرات دور نگهداشته، اما در واقعیت نهتنها او را از جریان مذاکرات دور نکرده، بلکه بیشتر از قبل او را به متن مذاکرات بینالافغانی آورده است؛ تا آنجایی که نتیجهی تلاشهای خلیلزاد بهعنوان مبنای مذاکرات بینالافغانی از سوی طالبان مطرح شده و بر آن تأکید دارند. بنابراین، در صورت پذیرفتهشدن این شرط، طالبان از سوی هیأت مذاکرهکننده حکومت افغانستان که مبنای مذاکرات صلح بینالافغانیِ توافقنامه صلح طالبان با امریکا باشد، عملا امریکاییها طرف مذاکرات قرار میگیرند و خلیلزاد در جریان مذاکرات نهتنها تسهیلگر، بلکه طرف اصلی خواهد بود.
