افغان‌هایی که رای ندادند

اطلاعات روز

منبع: دیپلمات

نویسنده: علی عاطفی

برگردان: حمید مهدوی

بسیاری از جوانان انتخابات را یک منبع الهام‌بخش نمی‌دانند، بل‌که آن را منبع ناامیدی می‌دانند

اجمل ‌احمدزی هرگز گرفتار تب و تاب انتخاباتی نشد. در حالی که میلیون‌ها تن از هم‌سن‌وسالان او در مکتب‌ها، مسجد‌ها و شفاخانه‌ها در صف‌ها انتظار می‌کشیدند تا ناخن‌های‌شان را در جوهر آبی‌رنگ فرو کنند. اجملِ 27 ساله، روز انتخابات را با پیام ‌نوشتن و عکس ‌گرفتن با گوشیِ هوش‌مندش به‌سر کرد.

5 آپریلِ سال 2014 به عنوان یک روز تاریخی ثبت شد، روزی که در آن سرنوشت نسبیِ اولین انتقال مسالمت‌آمیز و دموکراتیک قدرت در تاریخ معاصر کشور رقم خورد. اما دو ماه مبارزات انتخاباتیِ ریاست جمهوری نتوانست اجمل را متقاعد سازد که این روز بارانی وضع موجود کشور را، که از سه دهه بدین‌سو ادامه داشته است، وارونه خواهد کرد. اجمل در مورد تیم انتخاباتیِ نامزدی که بیش‌تر از جنگ‌جویانِ حالا سیاسی تشکیل شده است، گفت: «نامزدان همیشه از نام جهاد استفاده می‌کنند، اما هنوز ندیده‌ایم آن‌ها برای مردم کار مثبتی انجام داده باشند».

در حالی که مردم افغانستان آماده‌ی برگزاری دور دوم انتخابات میان دو نامزد پیش‌تاز می‌شوند، احساسات احمدزی، انعکاس دهنده‌ی سرخوردگی معمول در میان مردم است. برای افغانستانی‌هایی که در سومین دور انتخابات ریاست جمهوریِ کشور‌شان رای ندادند، تغییر ساختار سیاسی در سی سال گذشته؛ ‌کمونیست‌ها، مجاهدین، طالبان و حکومت کرزی تغییرات ناچیزی در پویاییِ قدرت در کشور ایجاد کرده ‌است.

مؤسسه‌ی صلح ایالات متحده با انجام بررسی‌ای از سیاستِ جوانان، که قبل از دور نخست انتخابات انجام شد، نشان داد که اکثریت جوانان افغانستان نسبت به تغییر ساختارهای کهنه‌ی قدرت توسط نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، تردید دارند. حبیب زاهوریِ 30 ساله گفت: «تنها نامزدی که در دسته‌ی انتخاباتیِ او هیچ جنگ‌سالاری وجود نداشت، هیچ چانسی برای برنده شدن هم نداشت». در میان هشت نامزدی که برای تکیه زدن بر مسند ریاست جمهوری با هم رقابت می‌کردند، تکنوکرات‌های حکومت سیزده ‌ساله‌ی کرزی، رهبران پیشین جنگ‌جویان، یک معاون پیشین دومین جنبش مسلح مخالف دولت و یک عضو خانواده‌ی شاهی حضور داشتند.

زاهوری به من گفت: «‌در افغانستان انتخابات به تنهایی نمی‌تواند تغییر ایجاد کند». زاهوری و احمدزی گفتند که تعداد زیادی از نامزدان به‌جای داشتن سیاست‌های دقیق برای آینده‌ی افغانستان، برای جلب توجه مردم افغانستان، به روابط تاریخی اتکا کرده‌اند. ماه‌ها، جاده‌های پایتخت مملو از پوستر‌های نامزدان انتخابات ریاست جمهوری‌ای بودند که کت‌و‌شلوار یا لباس افغانی به‌تن داشتند. برای بسیاریِ از افغان‌هایی که جنگ داخلیِ دهه‌ی 1990 را تجربه کرده‌اند، ترکیب دسته‌‌های انتخابات ریاست جمهوری، یادآور جدیِ جنگ در پایتخت بودند که جان بیش از چهل هزار تن را گرفت. احمدزی به من گفت‌: «صدها تن از مردم ما به‌خاطر این مردان کشته شدند. اگر ما به آن‌ها رای دهیم، مسئول گناهان آن‌ها ما خواهیم بود».

زاهوری گفت که این توسط دوستانی که رای سفید داده بودند، نشان داده شد: «‌آن‌ها فقط نشان دادند که مخالف ایدیولوژی طالبان اند، فقط همین». این اتکا به روابط قومی و تاریخی، به‌ویژه برای افرادی چون احمدزی‌ که از یک خانواده‌ی ترکیبیِ از دو گروه قومی بزرگ در افغانستان، پشتون و تاجک، است، نگران کننده است. نژاد مختلط او به مبارزه‌ی سیاسی میان دو نامزد پیش‌تاز، اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله، تبدیل شده است. «از جانب پدرم، تعداد زیادی از کسانی ‌که رای دادند، اشرف‌غنی را انتخاب کردند، به دلیل این‌که او از قوم و قبیله‌ی ما‌ست. از جانب مادرم، او انتظار دارد که از عبدالله عبدالله حمایت کنم».

هرچند عبدالله پسر یک قندهاریِ پشتون است، اما او با اتحاد نزدیکش با احمد شاه‌ مسعود و کار در مقامِ سخن‌گوییِ او به شهرت رسید. احمد شاه ‌مسعود، فرمانده جهادی تاجک است که به او عنوان «قهرمان ملی» داده شده است. در حالی‌که نرخ بی‌کاری در افغانستان 35 درصد تخمین می‌شود، آن‌چه که احمدزی آن را فقدان برنامه برای آینده‌ی کشور می‌خواند، وی را می‌آزارد.

یک تن از فارغان دانشگاه که به عنوان پیش‌خدمت در قلیان‌خانه‌ها که معمولا افغان‌های ثروت‌مند مشتری آن‌ها اند، کار می‌کند، گفت: «اکثریت جوانان تحصیل‌کرده‌اند، اما بی‌کار اند. با این ‌همه کمک، هیچ‌کسی موفق نشد ‌شرایطی را ایجاد کند که در آن جوانان قادر به داشتن کسب و کار و زندگی شوند». عبید ‌علی، یک تحلیل‌گر مقیمِ کابل که روزهای پیش از انتخابات را در ولایت قندوز سپری کرده است، گفت که خارج از شهرهای بزرگ، این وضعیت امنیتی بود که جوانان را از رای دادن بازداشت، نه سوء ظن فلسفی.

چندین مرد جوانی که علی در این ولایت شمالی با آن‌ها صحبت کرده است، ارعاب و نفوذ مردان قدرت‌مند منطقه را گزارش داده و آن‌ها ‌را عامل بازدارنده‌ی آن‌ها از رای دادن خوانده بودند. هرچند رای سری است، اما مردم سه ولسوالیِ این ولایت شمالی هراس داشتند که مبادا این مردان قدرت‌مند اعمال نفوذ کرده و به شمارش آرا دست‌رسی پیدا کنند. «در گذشته، اگر مردم به نامزد مورد علاقه‌ی آن‌ها رای نمی‌دادند، آن‌ها کل اجتماع را آزار و اذیت می‌کردند تا این‌که آن‌هایی را که این کار را نکرده بودند، بیابند. به این دلیل، مردم فکر کردند، بهتر است رای ندهند».

دیگران در قندوز باور معمول در افغانستان را انعکاس دادند که «رییس جمهور توسط خارجی‌ها انتخاب می‌شود، نه افغان‌ها». آن‌ها از این باور به عنوان ثبوت استفاده می‌کنند تا نشان دهند که رای آن‌ها کم‌ترین تأثیر را خواهد داشت. هرچند در جاده‌های شهر کابل و دیگر شهرهای عمده نیروهای ملی امنیتی افغانستان صف کشیده بودند، اما در قندوز، جایی که مخالفان مسلح دولت حضور قوی دارند، تهدید حمله نیز جوانان زیادی را از صف کشیدن برای رای‌دهی باز‌داشت. طالبان به عنوان بزرگ‌ترین گروه مسلح مخالف دولت، به صورت مکرر شرکت افراد در هرگونه فعالیت‌های مرتبط با انتخابات را تهدید کرده است.

علی به من گفت: «قندوز یکی از مناطقی است که در آن طالبان با صدور شب‌نامه‌ها مردم را تهدید کرده بودند که در انتخابات شرکت نکنند. این باعث شد تا چندین ملا انتخابات را یک عمل غیر‌اسلامی بخوانند». داوود سلطان‌زوی، عضو پیشین مجلس نمایندگان گفت که عدم مشارکت جوانان در انتخابات نیز یکی از کاستی‌های استقرار سیاسی بود. «به علت بی‌تفاوتیِ ناشی از عدم خوش‌بینی و عدم اعتماد به نظام، بسیاری از جوانان فکر می‌کنند که همه‌چیز از قبل تعیین شده و از قبل طراحی شده‌اند و این بخشی از فرایند تقلب‌آمیز است».

اعتبار انتخابات سال 2009، که در آن حامد کرزی و عبدالله عبدالله به دور دوم راه یافته بودند، نیز براساس ادعاهای مبنی بر تقلب گسترده خدشه‌دار شد. این اتهامات شامل برگه‌های رای‌دهیِ بود که از قبل به نام حامد کرزی مشخص شده بودند و پس از آن توسط ناظران انتخاباتی به آتش کشیده شدند. در مناطق دیگر، تعداد رای ریخته ‌شده در صندوق‌ها، بیش‌تر از تعداد افراد واجد شرایط رای‌دهی بود‌. هرچند سلطان‌زوی ‌گفت که بسیاری از جوانانی که من به عنوان بخشی از مبارزات انتخاباتی‌ام با آن‌ها صحبت کردم، به تقسیم‌بندی‌های قبیله‌ای، مذهبی و منطقه‌ای پابند نبودند. وی گفت‌: «به‌جای ایدیولوژی‌های سیاسی و احزاب، قاچاق‌چیان اسلحه و پول‌دار‌ها بر نظامی سیاسیِ افغانستان حاکم‌ اند». لحظه‌ای تاریخی خواهد بود که جوانان علیه وضع موجود برزمند و در این روند شامل شوند. حمیرا سلیمان‌خیلِ 30 ساله در این زمینه با او موافق است. وی گفت‌: «دانسته یا ندانسته، اگر رای ندهید، برای کسِ دیگری رای می‌دهید».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه