سرانجام پس از کشمکشهای زیاد، هیأت گفتوگوکننده افغانستان با طالبان تشکیل شد. تشکیل این هیأت یک گام به پیش است. بهنظر میرسد میان تمام طرفها اختلافهای جدی بر سر ترکیب هیأت تا حدودی برطرف شده است. هرچند ممکن لیست اعلامشده تا آغاز گفتوگوها دستخوش برخی تغییرات شود، اما این تغییرات جزئی خواهد بود. آنچه در این برهه اهمیت دارد این است که روی ساختار کلی میان نیروهای سیاسی توافق نظر به میان آمده است. تمام افراد که عضو ترکیب هیأتاند، شناخت دقیق وجود ندارد، اما در میان اعضای هیأت چهرههای شاخص وجود دارد که میتواند در برابر طالبان با قدرت ظاهر شوند. نیاز است که همهی نیروهای سیاسی افراد کاردان و فهمیده را برای عضویت در هیأت معرفی کنند. زیرا هیأت گفتوگوکنندهی افغانستان با طالبان انتظارات ملت را بر دوش میکشند. اینکه هیأت حمایت سیاسی تمام نیروهای سیاسی افغانستان را دارد، امر خوبی است. اما این کار به تنهایی کافی نیست. نیاز است که هیأت تخصصی، ورزیده و کاردان نیز باشد.
گفتوگو با طالبان دشوارتر از جنگ با این گروه است؛ زیرا قرار است با گروهی مذاکره شود که طرفدار امارت است و با دموکراسی میانهای ندارد. مسایلی چون حقوق بشر، آزادی، حقوق زنان، حقوق شهروندی و در نهایت نظام سیاسی مردمسالار ارزشهایی است که دو دهه مردم افغانستان برای آن قربانی دادهاند. این مسایل از دید طالبان اما قابل پذیرش نیست. طالبان بهعنوان افراطیترین و خشنترین جریان سیاسی، عقیدتی و نظامی بهدنبال امارت اسلامی و تفسیر طالبانی از این ارزشهایند. مضاف بر این، طالبان معتقدند که در آستانهی پیروزی قرار دارند. این گروه بهسادگی حاضر نیست هیچ امتیازی بدهد و تمام توانشان برگشت به امارت اسلامی است. برای این کار هم انگیزه دارند و هم انرژی. گذشته از این، تعریف طالبان از ارزشهای دموکراتیکی که 18 سال است مردم افغانستان برای آن قربانی داده، همان تعریفی است که پیش از سقوط رژیمشان در سال ۲۰۰۱ داشتند.
در گفتوگوهای بینالافغانی با طالبان مواضع یکدست و هماهنگ لازم است. جناحهای داخلی و سیاستمداران بیرون و داخل در حکومت با اقدامات متشتت نمیتوانند از دستآوردهای افغاستان در نزدیک به دو دههی گذشته محافظت و گروه طالبان را راضی کنند که به نظام جمهوری تن دهد. برای این کار بهصورت فوری باید تنشهای سیاسی حل شود. همه طرفها نیاز است از لجاجت دست بکشند. باید همه طرفها برای برچیدن این وضعیت و رسیدن به یک راه حل انعطافپذیری داشته باشند. مشکل با انعطاف یکطرفه حل نمیشود. افغانستان در یک روز شاهد برگزاری دو مراسم تحلیف بود. رویدادی که افغانستان را وارد مرحله تازه از بحران سیاسی کرد. اکنون دو نفر در افغانستان مدعی ریاستجمهوری است. هیج کدام از دو طرف نمیتواند بر مبنای قانون برای خود سازوکار مشروعیت بتراشد. اقای غنی را کمیسیون انتخابات پیروز چهارمین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان اعلام کرد. اما صرف اعلام پیروزی مشروعیتزا نیست، زمانی نتیجه انتخابات مشروعیت سیاسی و قانونی پیدا میکند که شرکای انتخاباتی و نیروهای سیاسی نتیجه را به رسمیت بشناسد. انتخاباتی که اقای غنی در آن برنده اعلام شد یک افتضاح بود. کمیسیونهای انتخاباتی نتوانست بهصورت روشن به اعتراضها پاسخ دهد. حتا کار نهادهای انتخاباتی، بویژه کمیسیون انتخابات از دید نهادهای ناظر بیطرف مورد قبول قرار نگرفت. برایند چنین انتخاباتی روشن است که به کسی مشروعیت نمیدهد.
