بیش از یک هفته از تاریخی که قرار بود گفتوگوهای بینالافغانی آغاز شود، گذشته است. اما هنوز چشماندازی برای آغاز گفتوگوها دیده نمیشود. حکومت افغانستان و طالبان هر دو بر مواضع خود ایستاد است. طالبان میخواهند پنج هزار زندانیشان پیش از آغاز مذاکرات بینالافغانی رها شوند. اما حکومت نمیخواهد که همهی پنجهزار زندانی طالبان را که در توافقنامه طالبان و امریکا آمده، به یکبارگی آزاد کند. استدلال حکومت افغانستان هم این است که طالبان باید گامهایی را در راستای تعهداتشان بردارند، از جمله کاهش خشونتها. این موضع حکومت افغانستان درست است. هر روز در گوشه و کنار افغانستان طالبان دست به خشونت میزنند. مرور تحولات اخیر نشان میدهد طالبان هنوز متکی به خشونتاند. در وقتی که قرار است گفتوگوهای بینالافغانی آغاز و جنگجویان طالبان از زندان رها شود، دستزدن طالبان به خشونت معنای جز این ندارد که طالبان هنوز متکی به خشونتاند و رهایی زندانیان طالب به معنای بازگشت دوبارهی آنان در میدان جنگ است.
از طرف دیگر، بهنظر میرسد هنوز جانب افغانستان نیز برای مذاکره آماده نیست. بهرغم اینکه حکومت مدعی است هیأت مذاکرات آماده است، اما اینگونه نیست. هیأتی که همهی طرفها و نیروهای سیاسی افغانستان روی آن توافق داشته باشد، هنوز تشکیل نشده است. هیأتی که تشکیل میشود مضاف بر اینکه حرفهای باشد، نیاز است پشتوانهی تمامی نیروها و جهتهای سیاسی را داشته باشد. نهتنها هیأت که هنوز بر سر مسایل بزرگتری توافق نظر وجود ندارد. یک طرف ارگ بهدنبال این است که رهبری گفتوگوهای صلح را در اختیار داشته باشد. طرف دیگر شماری از رهبران سیاسی در تلاش ایجاد مرجعیت باصلاحیت برای رهبری گفتوگوهای صلح است. معنای این تلاشها مخالفت با رهبری ارگ در روند صلح است، اما برایند این اوضاع شکست افغانستان در مذاکرات صلح با طالبان است.
بهنظر میرسد همهی طرفها ارادهی واقعی برای آغاز مذاکرات بینالافغانی ندارند. برای اینکه گفتوگوهای بینالافغانی آغاز شود، نیاز است که همهی طرفها انعطافپذیری داشته باشند. طالبان باید از خشونت دست بردارند، زیرا برای آغاز گفتوگوها نیاز است که سطح خشونتها پایین نگهداشته شود. وقتی صحبت از توافق به میان میآید، لازم است که برای تمام طرفها اعتماد وجود داشته باشد. طالبان انتظار دارد که پیش از آغاز گفتوگوهای بینالاافغانی، افغانستان پنجهزار جنگجوی این گروه را از زندان آزاد کند. اما خودشان حاضر نیست کوچکترین گام برای اعتمادسازی بردارند. این رویکرد طالبان منطق سیاسی نداد.
طرف دیگر این ماجرا ارگ، سپیدار و نیروهای دیگر سیاسی است. ارگ ریاستجمهوری نباید موضوع مذاکرات و صلح را به کارت بازی در سیاستهای داخلی و تنشهای انتخاباتی بدل کند. رویکرد ارگ تا کنون همین بوده است. تا پیش از اینکه امریکا پیروزی آقای غنی را در انتخابات نپذیرفته بود و آقای غنی در دور اول نتوانست مراسم تحلیف برگزار کند، آزادی زندانیان طالب خط قرمز بود. اما همین که امریکا با مراسم تحلیف موافقت کرد و نمایندگان سیاسی امریکا حضور پیدا کردند و بهگونهی ضمنی پیروزی آقای غنی در انتخابات به رسمیت شناخته شد، ارگ بیدرنگ با رهایی زندانیان طالب موافقت کرد و غنی فرمان آزادی را امضا کرد. روشن است که آزادی زندانیان و مذاکرات صلح برای آقای غنی تا اینجا فرصت برای زمینزدن رقیبان در تنشهای سیاسی داخلی بوده است. این رویکرد بدون هیچ تردیدی مذاکرات صلح را آسیب میزند و مانعی برای آغاز گفتوگوهای بینالافغانی است. نیروهای سیاسی نیز نباید بر روند صلح ادعای مالکیت کنند. حکومت آقای غنی که تا اندازهای از سوی جامعه بینالملل به رسمیت شناخته شده یا دستکم در حال حاضر امورات کشور را در دست دارد، نباید از دور خارج شود. بنابراین، هیچ طرفی حق ندارد در مذاکرات صلح دست به اقدامات یکجانبه دست بزند.
مذاکرات معنادار با طالبان نیازمند رفتار فراجناحی است. بدون موضع مشترک نیروهای سیاسی افغانستان، گفتوگو با طالبان نتیجهای جز تسلیمکردن دودستی افغانستان به این گروه ندارد. از اختلافها در کابل تنها طالبان سود میبرند. بهنظر میرسد مسایل کلان ملی برای بازیگران سیاسی افغانستان معنای جز قدرتطلبی ندارد. گفتوگوهای صلح افغانستان یک مسأله ملی است و نیاز است که سیاستمداران در قدرت و بیرون آز آن در مورد مسایل کلان ملی موضعگیریهای همسو، فراجناحی، فراقومی و فراحزبی داشته باشند.
