بر مبنای توافقنامهی واشتنگتن با طالبان، امریکا خروج سربازان خود را از افغانستان آغاز کرده است. توافق میگوید، ظرف چند ماه آینده تعداد سربازان آمریکایی در افغانستان از ۱۳ هزار نفر به هشتهزار و ۶۰۰ نفر کاهش یابد. بهطور علنی و آشکارا باید اعتراف کرد که بدون حمایت امریکا، دولت و ارتش ملی افغانستان نمیتواند زیاد دوام بیاورد. دولت دچار نابهسامانی است و این وضعیت مقاومت ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان را شکننده کرده است. این نگرانی به این دلیل در حال حاضر برجسته است که امضای توافق امریکا با طالبان روی کاهش خشونت در افغانستان تأثیر چندانی نداشته است. جدای از کاهش یکهفتهای خشونت در افغانستان، گروه طالبان بیمهابا به خشونتورزی پرداختهاند. هر روز در گوشه و کنار افغانستان طالبان دست به خشونت میزنند. در تازهترین مورد، در نتیجهی حملات جنگجویان گروه طالبان بر پاسگاههای نیروهای دولتی در ولسوالی قادس ولایت بادغیس پنج سرباز کشته شدهاند.
پیش از خروج نیروهای خارجی لازم است اطمینان حاصل شود که گروه طالبان از خشونت دست برداشته است. اگر چنین نشود و پس از خروج نیروهای خارجی خشونت طالبان همچنان ادامه داشته باشد، معنایش این است که طالبان پیروز شده و این حس پیروزی بدون شک طالبان را برای رسیدن به امارت اسلامی در موقعیت برتر قرار میدهد. قبل از خروج نیاز است گروه طالبان تعهد الزامآور برای قطع خشونت بدهد. نگرانی از تعهدشکنی طالبان زیاد است. اعتماد به طالبان بدون یک سازوکار اطمینانبخش، تنها نگرانی مردم و سیاستمداران افغانستان نیست، سیاستمداران امریکایی نیز نسبت به طالبان شک دارند. در داخل افغانستان نیز هنوز پرسش اصلی این است که چرا طالبان دست از خشونت برنمیدارند؟
از اینرو، خروج مسئولانهی امریکا از افغانستان بسیار حیاتی است. معنای خروج مسئولانه این است که پیش از اینکه بحث خروج سربازان امریکایی باشد، باید حرف اصلی بر سر تعهد طالبان باشد. بسیار محتمل است که اگر طالبان موفق شود بدون ضمانتهای لازم سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند، دوباره افغاستان در کام بحران فرو خواهد رفت. مرور تحولات اخیر نشان میدهد طالبان هنوز متکی به خشونتاند. در وقتی که قرار است که گفتوگوهای بینالافغانی آغاز و جنگجویان طالبان از زندان رها شوند، دستزدن طالبان به خشونت معنای جز این ندارد که طالبان هنوز متکی به خشونتاند و رهایی زندانیان طالب به معنای بازگشت دوباره آنان در میدان جنگ است. بنابراین، تمرکز طالبان بر جنگ و خشونت هر نوع صلح و توافق را ناممکن میکند. برای اینکه گفتوگوها آغاز شود، نیاز است که سطح خشونتها پایین نگهداشته شود. همزمان دولت افغانستان باید مطمئن باشد کسانی که رها میشوند دوباره به میدان جنگ برنمیگردند.
این روزها ثبات سیاسی افغانستان بیش از هر زمان دیگری آشفته و شکننده است. در حال حاضر عملا دو نفر مدعی ریاستجمهوریاند. هر دو با فاصلهی یک دیوار در یک زمان سوگند ریاستجمهوری بهجا آوردند. نیروهای سیاسی پراکندهاند. رهبران سیاسی هیچ حرکتی در جهت دستیابی به یک اجماع ملی روی دست ندارند. همه طرفها لج کرده و روی موضعشان پافشاری دارند. خروج نیروهای خارجی در این وضعیت سرعت زوال ثبات سیاسی را در افغانستان سریعتر میکند. خروج بدون حساب و کتاب امریکا از افغانستان، ممکن پیامد خونبار داشته و زمینه را برای برگشت امارت طالبان فراهم کند. تجربهی دولت اسلامی در عراق و سوریه بین سالهای 2014 و 2017 نشان داد که اگر به گروهی که هنوز باور به خشونت دارد، میدان داده شود، چه اتفاقی میتواند بیفتد. اگر ایالات متحده بدون اینکه مطمئن شود طالبان دست از خشونت برداشته یا نه، از افغانستان خارج شود مردم افغانستان بیشترین آسیب را میبینند. از اینرو، هرگونه خروج نیروهای امریکایی و متحدین چه بهصورت تدریجی یا غیرتدریجی، باید براساس شرایط افغانستان باشد. به عبارت دیگر، پیامد خروج امریکا از افغانستان باید آمدن صلح باشد وگرنه این اتفاق میتواند به معنای پیروزی یک گروه تروریستی بر بزرگترین قدرت نظامی دنیا تعبیر و تفسیر شود.
