سنگر تسخیر ناپذیر بی‌مسئولیتی در برابر فرهنگ

اطلاعات روز

در نمایش‌نامه‌ی بازرس نیکولای گوگل، آقایی هست که شغلش به زبان امروزی می‌شود، مدیر صحت عامه‌ی اولسوالی. او از پول داروهایی که برای بیمارها از مرکز فرستاده می‌شوند، اختلاس می‌کند و عقیده دارد‌ که زند‌‌گی را خدا به آدمی داده و اجل هم در دست خداوند است. بنابراین، دارو دادن به بیمارها نوعی دخالت در کارهای خدایی است. بنابراین، دزدی از داروی بیماران‌ رواست.

وزارت فرهنگ کشور ما نیز استدلالی دارد شبیه همان آقا. وزارت فرهنگ پشت چیزی به نام «بازار آزاد» سنگر گرفته و اگر کتاب چاپ نمی‌شود، فیلم ساخته نمی‌شود، تیاتر وجود ندارد، نمایش‌نامه نوشته نمی‌شود، نمایشگاه نقاشی و عکاسی به‌راه انداخته نمی‌شود- به این معناست که تقاضا برای چنین چیزها وجود ندارد و وقتی تقاضا نباشد، عرضه کردن محصولات هنری هم کار بیهوده است.

تا آن‌جا که به‌یاد دارم، وزارت فرهنگ، یک‌بار، در اقدام متهورانه‌ای، مثنوی معنوی را که به کوشش و تصحیح یک استاد ایرانی قبلا در ایران منتشر شده بود، به نام مشاور خود، نویسنده‌ی «خر بی‌فرهنگ»، حلیم تنویر منتشر کرد. جز این؟ نه جز این یا کاری منتشر نکرده است ‌یا کاری که بیرزد در جایی ذکر شود. وزارت فرهنگ در ساختن هیچ فیلمی نقش نداشته است. افغان فیلم تبدیل شده به ساختاری که کارش صادر کردن مجوز برای فیلم‌برداری برای دیگران است و حفاظت از آرشیف افتخارات سینمای افغانستان. در سیزده سال پس از طالب، تیاتر ملی افغانستان باز‌سازی نشد.

افغانستان هنوز هم مانند دوره‌ی طالبان، یگانه کشوری است که تیاتر ندارد. یک نمایشگاه یا مسابقه‌ی نقاشی، خطاطی، عکاسی، کارتون و… در سراسر این سیزده سال توسط وزارت فرهنگ راه‌اندازی نشد. وزیر فرهنگ را قریب هر شب در تلویزیون ملی می‌بینیم که با این و آن ملاقات می‌کند و قبر صوفی و شیخی را که جز رهین هیچ کس دیگر از بزرگی و اهمیت آن زیر خاک خفته خبر ندارد، مرمت می‌کند و توغی برفراز آن به اهتزار در‌می‌آورد. وزارت فرهنگ سیمینار «علمی» برگزار می‌کند و از شخصیت ناصر خسرو و سنایی و ابن‌ سینا و… «تجلیل به عمل می‌آورد» و در این سیمینارها مقاله‌هایی خوانده می‌شوند که نه ربطی به علم دارند و نه پیوندی با این شخصیت‌ها و در مورد هرکس که بخوانی، درستند.

چرا؟ چون حکومت نباید در «بازار» دخالت کند. این سنگر بی‌غرضی و بی‌طرفی یا به عبارت دیگر، بی‌مسئولیتی را در برابر فرهنگ، بانک جهانی و در کل امریکایی‌ها به وزیر فرهنگ هدیه داده است. اگر در جامعه کتاب‌خوان وجود داشته باشد، نویسنده هم پیدا می‌شود. کتاب‌خوان برای کتابی که می‌خواند، پول می‌پردازد و نویسنده با این پول می‌تواند زند‌‌گی کند. نیازی نیست وزارت فرهنگ در این زمینه کاری کند. اگر مردم کتاب نمی‌خوانند، برای تماشای تابلوهای نقاشی و عکاسی پول نمی‌پردازند، به این معناست که تقاضا برای محصولات هنری کم است و حکومت باید مانند یک تاجر حساب‌گر عمل کند. چیزی را که کسی نمی‌خرد، نباید عرضه کرد. خیلی فرمول راحتی است، نیست؟

افغانستان کشوری است که نخستین شعر فارسی در آن پدید آمده است. زبان فارسی در آن زاده شده است. نوابغ ادبیات کلاسیک را با هر معیاری که بسنجی، در میان بیست تای اول آن، حد‌اقل چند‌نام از فرزندان این سرزمین می‌آید، اما آیا پذیرفتنی هست که تا هنوز دیوان شمس در این کشور منتشر نشده، بوستان و گلستان را نشر نکرده‌ایم، رودکی، رابعه بلخی، شهید بلخی، منوچهری دامغانی و ده‌ها نام دیگر هرگز در افغانستان منتشر نشده و هیچ‌ کار جدی تحقیقی در سیزده سال آخر نه از طرف وزارت فرهنگ، نه اکادمی به اصطلاح علوم، نه این همه دانشکده‌ی ادبیات با استادان پرادعا در مورد میراث ادبی کشور صورت نگرفته است؟

کار وزارت فرهنگ چیست؟ وزارت فرهنگی که این کارها را نکرده و حتا تشویق هم نمی‌کند، برای پاسخ دادن به کدام «تقاضای بازار» در کابینه وجود دارد؟ قدر مسلم این است که از میان این دو نامزد، هر‌کدام که تعهد کند رهین را در کابینه‌ی بعدی نمی‌آورد، رای قابل ملاحظه‌ای به دست خواهد آورد.

از کاکا سیل بین گفتن بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه