چند روز قبل مثل اکثریت روزهای ۱۸ ماه گذشته در مورد روند صلح در اطلاعات روز حرف میزدیم. نتیجهی گفتوگو این بود: ویژهنامه امسال به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی همبستکی زنان باید تمرکزش این باشد که «توافق امریکا و طالبان برای آوردن صلح در افغانستان» که تازه به امضا رسیده، آیا مایهی امیدواری زنان است یا مایهی نگرانی. هیأت مذاکره جمهوری اسلامی که تشکیل شود، چطوری به حضور زنان و آجندای مذاکرت به این نگرانیها پاسخ دهد یا دستأوردهای موجود را حفظ و پویاتر کند.
شروع کردیم به دعوت خصوصی برای زنانی که فکر میکردیم حضورشان در قدرت، نهادهای خصوصی و بینالمللی و تحصیلاتشان میتواند در این شرایط کمک کند که زنان برای آیندهیشان کاری کنند. فهرست دعوتنامه برای افرادی که بهصورت ویژه فرستاده شده بود، کوتاه بود، اما نه به این کوتاهی که در ویژهنامه امروز میخوانید.
در اطلاعات روز پیگیری ما از تلاشهایی که تا هنوز برای رسیدن به توافقنامه صلح صورت گرفته، نشان میدهد که با وجود افزایش نگرانی زنان از توافق صلحی که به اندازه کافی در مورد دستآوردها، حقوق، آسیبپذیریها و نگرانیهای زنان وضاحت ندارد؛ بیتفاوتی در قبال آینده بهویژه در مواردی که روند صلح برای زنان تعینکننده است، تا مغز استخوان است.
«این مسئولیت شماست»
همزمان با اینکه خلیلزاد کارش را برای چانهزنی با کشورهای همسایه و شرکای جهانی افغانستان، گروههای سیاسی داخلی و نهادها و اصناف مختلف جامعه آغاز کرد، گروههای مختلف زنان را بارها دیده است. اطلاعاتی از روند گفتوگوهایشان با طالبان را شریک کرده و به پرسشهای زنان پاسخ داده است.
تردیدی وجود ندارد که امریکاییها و سایر سفارتخانهها در طی ۱۸ ماه هیچ تضمینی برای حفظ دستآوردهای زنان در عرصههای مختلف نداده است. تمام تلاشهای سیاسی زنان برای چانهزنی و فشارآوردن بر جامعه جهانی شاید بزرگترین دستآوردش صدور چند اعلامیه مطبوعاتی و تجدید تعهد امریکاییها با دولت افغانستان در آخرین اعلامیه مشترک دو کشور باشد که همزمان با مراسم امضای توافق امریکا و طالبان صادر شد. دیدارهای زنان با خلیلزاد نیز آشکارا حکایت از تعارف و دیپلماسی دو پهلویی دارد که نه امیدی را افزایش میدهد و نه ناامیدی را غالب میکند.
اصلیترین پاسخ خلیلزاد در تمامی دیدارها با نهادهای مدنی حتا اگر واضح بیان نشده باشد، این بوده: حفظ دستآوردهای ۱۸ سال گذشته مسئولیت خود افغانهاست. او در دیدار با نمایندگان جامعه مدنی، رسانهها، گروههای حامی حقوق بشر، اقلیتهای قومی و مذهبی و نیروهای دموکرات، حفظ دستآوردهای چون آزادیهای مدنی و سیاسی، حقوق اجتماعی و اقتصادی، حقوق اساسی اتباع، آزادی بیان و رسانهها را مسئولیت افغانها دانسته و امریکا آیندهی بحثهای ارزشی و اساسی مثل نمونههای بالا را مرتبط به توافقی میدانند که قرار است افغانها در گفتوگو و مذاکره داخلی در موردشان تصمیم بگیرند.
البته این به معنای تلاش دیپلماتیک و بیتوجهی مطلق به دستآوردهای حدودا دو دهه گذشتهی نیز نیست. بیتردید پیامها و گفتوگوهایی در موارد متعدد و حساس و از جمله حقوق برابر زنان با مردان صورت گرفته است که طالبان در اظهاراتشان از حق تحصیل و کار زنان سخن میزنند.
اما امریکاییها و جامعه جهانی بهعنوان حامیان اصلی نظام جدید افغانستان مسئولیت دارند که روایت دو دههی گذشته را حمایت کنند: روایت مردمسالاری و برابری. امریکاییها میتوانست با وضع پیششرطها یا دستکم سنجش ابزارهای فشار برای حمایت زنان و ارزشهای حقوق بشری و حقوق مدنی و سیاسی برابر زنان و مردان موثر واقع شود. کاری که متأسفانه نهتنها صورت نگرفت، بلکه بیتفاوتی جامعه جهانی و امریکا از گفتوگوهای رسانهای تا متن توافق نهایی با طاالبان بیانگر این است که این دستآوردها و نگرانیها به نحوی قربانی سازش و توافق با طالبان نیز شده است.
پس مسئولیت کیست؟
قصهی دعوتهای خصوصی به افرادی که تصور میکنیم نوشتن و سهیمشدنشان در این شماره ویژه مهم بود به این دلیل پیش آمد که افزون بر بیتفاوتی جامعه جهانی و امریکاییها، نیروی پیشرو و باظرفیت افغانستان نیز در برابر بحث مهم «زنان و صلح» بیتفاوت است. اکثریت کسانی که وعده دادند و یا جواب رد بهدلیل گرفتاری و مصروفیت، در تجمعات و مراسمهای نمایشی و نمادینی دیده شدند که با اهمیتتر از نوشتن و شریککردن دیدگاهشان در مورد اینکه زنان چه کاری را باید در طی ماههای آینده انجام دهند، نبود. هر سال به بهانهی هشتم مارچ، صدها برنامه در سراسر افغانستان برای تجلیل و گرامیداشت برگزار میشود. با درک اهمیت این برنامهها، واضح است که جمعی از زنان افغانستان در شرایط حساسی که هیأت مذاکره صلح تعیین میشود و قرار است در مورد نظام سیاسی آینده، قواعد اجتماعی و اصول فرهنگی افغانستان تصمیم بگیرند و قوانینی را که حقوق ما را تعیین میکند، وضع کند؛ مسئولیتهای سنگینتر و مهمتری دارند. اما نگرانی این است که بیتفاوتی در برابر مذاکرات صلح و شرایط دشوار و حساسی که افغانستان و زنان در آستانهی آن قرار گرفته، نمیتواند ما را بیدار و فعالتر کند. و نگرانی بیشتر بیتفاوتی زنانی است که در طی دو دههی گذشته، از بودجه مردم افغانستان یا از امتیازهای ویژه زنان افغانستان، تحصیل کردهاند، کار کردهاند و صاحب صلاحیت و مسئولیت بیشتر بودهاند.
بهنظر میرسد سختگیری و تفسیر طالبان از اسلام و چگونگی میانه حکومت و جامعه نگرانکنندهتر از این نیست که ما دست روی آلاشه گذاشتهایم و کاری انجام نمیدهیم. چنین وضعی، امیدواری را اندک و ناامیدی از آیندهی حقوق زنان را بیشتر میکند. افغانستان برای نهادینهشدن برابری زنان راه درازی در پیش دارد. وضع موجود برای زنان ما را بهعنوان یکی از بدترین کشورهای جهان برای زنان میداند، اما بیتفاوتی در برابر تحولاتی که قدم مهم آن میان طالبان و جامعه جهانی برداشته شده، و قدم مهم دیگر در راه است، میتواند به مراتب خطرناکتر از امروز باشد.
بهنظر میرسد هفتهها و ماههای بعدی فصل حساس و سرنوشتسازی برای زنان است. بیتفاوتی حامیان نظام جدید افغانستان اثرات منفی بر نتایجی که از گفتوگوهای صلح بیرون میشود، دارد، اما زنان پیشرو میتوانند «پیروزی بیتفاوتی» را به «مسئولیتپذیری جمعی» تبدیل کنند. زنان پیشرو مسئولیت بیشتر از همه را دارند. از همین کارهای کوچک رسانهای در افکار عمومی اگر شروع شود تا کارهای بسیار اثرگذارتر دیگر انجامش ممکن است و نتایجش موثر. جامعه جهانی هنوز ابزارهای فشار فراوانی دارد برای تحمیل پیششرطها بر روند صلح که از طریق دوام حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی از افغانستان ممکن است. چرا نباید برای چنین امتیازی فشار آورد؟ هنوز سوالهای زیادی در مورد روند صلح وجود دارد، چرا باید پرسشها و نگرانیهای خودمان را ننوشت؟ جامعه هنوز ظرفیت کارهای مدنی و سیاسی گروهی و خیابانی را دارد، چرا باید این فرصتها را از دست داد؟
