موافقتنامه واشنگتن و طالبان پس از نزدیک به یکونیم سال گفتوگو، سرانجام روز شنبه امضا شد. امضای این موافقتنامه به جنگ 18 سالهی دو طرف نقطه پایان گذاشت. بدون شک برای دو طرف این یک دستآورد بزرگی است. برای امریکا امضای این توافق زمینهی پایانبخشیدن به جنگی را فراهم کرد که معروف به طولانیترین جنگ تاریخ امریکا است. گروه طالبان نیز پس از امضای این موافقتنامه از گروه تحت تعقیب امریکا به نیروی سیاسی متحد امریکا جهش و بهعنوان یک نیروی سیاسی مشروع به رسمیت شناخته شد. در صورتی که همه چیز براساس چارچوب توافقشده پیش برود، امریکا تا کمتر از دو سال دیگر، تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج میکند. به همین دلیل رهبر طالبان امضای توافق را یک پیروزی خوانده است.
حالا نوبت افغانستان است. تا کمتر از 10 روز دیگر آخرین مهلت آغاز گفتوگوهای بینالافغانی است. این اولین گام مهم و آغاز یک روند جدی برای آمدن صلح در افغانستان است. از اینرو، برای افغانستان شروع یک روند نفسگیر تازه است. به همین دلیل، مردم افغانستان این تحولات را همراه با نگرانی دنبال میکنند. زیرا هضمکردن گروه خشونتگرای مثل طالب در درون جامعه کار دشواری است. از طرف دیگر، این روند ابهامهای زیادی دارد. برای مردم عادی که قربانیان اصلی رنج و جنگ هستند، روشن نیست که آینده چه خواهد شد؟
حالا مردم دو نگرانی دارند: یکی اینکه قرار است مذاکرات صلح بین همهی جناحهای افغان در عرض ۱۰ روز پس از امضای این توافقنامه آغاز شود. اما کابل در منجلاب درگیری و تنشهای سیاسی گیر مانده است. در چنین وضعیت، امکان دارد جانب افغانستان نتواند بهعنوان یک بازیگر موثر و یکدست در مذاکرات بینالافغانی عمل کند. دوم، پس از امضای توافقنامه بین ایالات متحده و طالبان، نوبت مذاکرات گستردهتر صلح است. اما روند گستردهتر صلح که قرار است آغاز شود، به مراتب دشوارتر خواهد بود. دشواری از این جهت که افغانستان قرار است با گروهی مذاکره کند که میان دو طرف تفاوت دیدگاه بسیار زیاد است. مسایلی چون حقوق بشر، آزادی، حقوق زنان، حقوق شهروندی و در نهایت نظام سیاسی مردمسالار ارزشهایی است که دو دهه است مردم افغانستان برای آن قربانی دادهاند. این مسایل از دید طالبان اما قابل پذیرش نیست. طالبان بهعنوان افراطیترین و خشنترین جریان سیاسی، عقیدتی و نظامی به دنبال امارت اسلامی و تفسیر طالبانی از این ارزشهایند.
طالبان معتقدند که در آستانهی پیروزی قرار دارند. رهبر گروه طالبان در پیامی که به این مناسبت نشر کرده، تمام مخالفان را گویا عفو کرده است. درحالیکه این طالبان است که نیاز دارد عفو یا مجازات شوند. طالبان سالهاست که در یک جنگ و از موقف نامشروع حتا مرتکب جنایات جنگی شدهاند. این نوع برخورد طالبان به این معناست که حاضر نیستند هیچ امتیازی بدهد و تمام توانشان برگشت به امارت اسلامی است. برای این کار هم انگیزه دارند و هم انرژی. گذشته از این، تعریف طالبان از ارزشهای دموکراتیکی که 18 سال است مردم افغانستان برای آن قربانی داده، همان تعریفی است که پیش از سقوط رژیمشان در سال ۲۰۰۱ داشتند. به همین دلیل، صلح با گروه طالبان دشوارتر از جنگ با این گروه است. نیاز دارد که حوزه جمهوری در شرایطی که امریکا از افغانستان میرود و طالب بهعنوان دشمن درجهیک این کشور به دوست نزدیک بدل میشود، فارغ از تنشهای سیاسی و حاشیهای با طالبان روبهرو شود. در گفتوگوهای بینالافغانی با طالبان مواضع یکدست و هماهنگ لازم است. جناحهای داخلی و سیاستمداران بیرون و داخل در حکومت با اقدامات متشتت نمیتوانند از دستآوردهای افغاستان در نزدیک به دو دههی گذشته محافظت و گروه طالبان را راضی کنند که به نظام جمهوری تن دهد.
قرار است تا کمتر از 10 روز دیگر مذاکرات بینالافغانی آغاز شود. اما هنوز نه بر سر ترکیب هیأت توافق شده و نه بر سر ارزشهای غیر قابل تغییر. ارگ میگوید، هیأت مذاکرهکننده با طالبان فقط افراد حکومتی خواهد بود. استدلالشان هم این است که این کار برای یکدستبودن نیاز است. از طرف دیگر، گروههای سیاسی هیچ رسمیتی ندارد. اما واقعیت چیزی دیگری است. هنوز سرنوشت انتخابات افغانستان روشن نیست. بسیاری از جریانهای سیاسی در افغانستان نتیجهی اعلامشده از سوی کمیسیون انتخابات را نپذیرفتهاند. تنشهای سیاسی پررنگ است. این وضعیت بدون شک مانع میشود که برای مذاکره با گروه طالبان، هیأتی تشکیل شود که پشتوانهی همهی جهتها و نیروهای سیاسی را داشته باشد.
