امروز ایالات متحده امریکا و طالبان توافقنامهی صلح را در دوحه، پایتخت قطر امضا میکنند. این توافقنامه پس از چندین دور مذاکرات فشرده و طولانی میان امریکاییها به رهبری زلمی خلیلزاد و تیم سیاسی طالبان در قطر با حضور مقامات دیپلماتیک کشورهای منطقه و جهان به امضا میرسد. امضای این توافقنامه راه را برای قدمهای بعدی روند صلح افغانستان باز میکند. آغاز مذاکرات بینالافغانی نخستین قدم و اساسیترین مرحلهی مذاکرات صلح مشروط است که امریکاییها و طالبان امروز به آن دست مییابند. درحالیکه کشورهای منطقه، طالبان و امریکا برای امضای توافق صلح لحظهشماری میکنند، مردم افغانستان امیدواریها، پرسشها و نگرانیهای فراوانی از اینکه این توافق صلح چه آیندهای را برای افغانستان رقم خواهد زد، دارند.
افغانستان در طی دو دهه حضور امریکا در این کشور، خشونتهای فراوانی را تجربه کرده است. قربانیان بیشماری در دو دههی گذشته در افغانستان برجا گذاشته است. مردم افغانستان خانهبهخانه درد و اثر خشونتهای دو دههی گذشته را تجربه کردهاند. این توافق پس از دو دهه کشتار پیدرپی و ناامنی گسترده، امیدواری بسیاری برای پایانیافتن خشونتها و تحقق صلح فراهم کرده است. هفته کاهش خشونت که دیروز آخرین روزش بود، در شهرها و قریههای افغانستان مایهی خوشحالی مردم افغانستان بود. مردم در بخش وسیعی از جغرافیای افغانستان پس از مدتها در جریان شب صدای شلیک کورکورانه را که قبل از کاهش خشونتها همواره وجود داشت، نشنیدند. در برخی از ولایات، پس از سالها محدودیت ناشی از جنگ و درگیری، مردم توانستند در هفتهی گذشته شبهنگام از شبکههای مخابراتی که قبل از این محدود بود، استفاده کنند. این رخدادها در مناطقی که سالهاست در جنگ است و برای مردمی که خشونت همیشه بر زندگیشان چیره بوده، تحولات بزرگ و خوشایندی است که همه به دوام و حفظ آن امیدوارند.
درحالیکه امیدواری فزایندهای برای ختم خشونت و تحقق صلح در افغانستان وجود دارد، تجربهی تاریخی، شکافهای اجتماعی، تکثر فرهنگی، قومی و مذهبی در افغانستان، پرسشها و نگرانیهای اساسی از ماهیت توافق صلح امریکا با طالبان را نیز در پی داشته است. مردم افغانستان درحالیکه از کاهش خشونت و آرامش موقتی حاکم خوشحالند، از شتاب در روند گفتوگوهای صلح، ابهامهای موجود در روند صلح، عدم دسترسی به محتوای توافقنامه صلح امریکا و طالبان و تشدد و اختلافات سیاسی و قومی حاکم در افغانستان نیز نگران و در هراساند. در کنار اینکه امیدواری از پیشرفتهای روند صلح فراگیر و سریع است، نگرانی از عواقبی که ممکن است این توافق در پی داشته باشد، نیز کم نیست.
طالبان بهعنوان افراطیترین و خشنترین جریان سیاسی، عقیدتی و نظامی خاطرات تلخ و ناگواری از دوران حاکمیت امارت اسلامی بر جا گذاشتهاند. تفسیر عملکرد طالبان برای مردم افغانستان در طی دو دهه گذشته ضمن اینکه یک وجه دینی غالب دارد، بهلحاظ فرهنگی و سیاسی تفسیر طالبان در میان مردم یک شر مطلق، خشونت بیپایان و جهالت مستدام بوده است. توافق صلح امریکا و طالبان در شرایطی که هیچ تعهد روشنی از طرف امریکاییها و جامعه جهانی برای حفاظت و حمایت از دستآوردهای دو دهه گذشته وجود ندارد، برای گروههای قومی، تکثر فرهنگی و سیاسی، آزادیهای مدنی و سیاسی و برابری جنسیتی جدا نگرانکننده و پرسشبرانگیز است.
مردم نگرانند که توافق امریکا و طالبان بستری را برای یک گروه قومی و دینی خشن فراهم کنند که تمامی واقعیتهای اجتماعی، تکثر قومی و فرهنگی افغانستان را نادیده بگیرند و با حس پیروزی در پی اعمال امارت اسلامی باشند. همین طور سوالهای اساسی در مورد قدمهای بعدی روند صلح با توجه به انحصار قدرت در ارگ ریاستجمهوری وجود دارد. جامعه مدنی و نسل جدید افغانستان نگران از دستدادن آزادیهای مدنی و سیاسیشان است. زنان نگران دستآوردهایی است که در طی دو دهه گذشته به دست آوردهاند و گروههای قومی نگرانی دارند از تمرکز و انحصار بیشتر قدرت در توافق صلحی که یک طرف آن حکومت قومی است و طرف دیگر آن طالبان.
امریکاییها در توافق صلحی که امروز انجام میشود، هیچ تعهدی به این نگرانیهای گستردهای که ممکن است توافق صلح را زمینگیر کند، ندارد. حتا توضیحی برای نگرانیهای این چنینی نیز وجود ندارد که چگونه این توافق صلح از عهدهی حفظ دستآوردهای دو دهه گذشته با تشکیل یک نظام مردمسالارانه و منطبق با واقعیتهای فرهنگی، قومی و سیاسی افغانستان برمیآید.
بنابراین، امضای این توافقنامه برای طالبان کار تاریخی است. برای افغانستان نیز شروع یک دوران تازه است. اما امیدواریهای فراوان از کاهش خشونت به معنای رفع نگرانیهای گسترده از آیندهی این توافق نیست. این توافقنامه فقط بستر یک گفتوگوی اساسی میان افغانها را فراهم میکند که بر سر آیندهی افغانستان با هم مذاکرهی سخت، واقعی و تعیینکننده انجام دهند. درحالیکه رسیدن به این مرحله از توافق صلح دشوار بود و حالا امیدوارکننده است، نگرانی از برگشت به گذشتهای که جامعه جهانی در پی تغییر آن بود، همچنان پابرجاست.
