سفر رییس جمهور یک دولت به دولت دومی، بدون ملاقات با همتای دولت میزبان، چه معنا دارد؟ آیا از دیدگاه اصولِ مناسبات بینالملل، سفر رییس دولتِ یک نهاد حقوق بینالملل به نهاد دیگر، بدون همآهنگی با دولت میزبان توجیهپذیر است؟ چرا در این زمینهها کسی در ایالات متحده و افغانستان سخن به زبان نمیآورد و قلمی را بهکار نمیبرد؟
من با احتیاطِ تمام، مروری کردم بر درسهای دورهی دانشگاهی خود و پی بردم که چنین برخوردی، نشانهای از عدولِ عرف دیپلماتیک است. جالب اینکه این اصل در نوشتهای از اندره کیسنجر، سیاستشناس معروف و وزیر خارجهی رییس جمهور نیکسن بهنام «رعایت فرهنگ دیپلماسی» آمده است و این اثر در دانشکدهی حقوق بینالدول دانشگاه هارورد تدریس میگردد. نویسندهی معروف دیگر، پروفیسور ولادیمیر کاندریف، رییس اکادمی دیپلماسی سالهای جنگ در اتحاد شوروی است که در زمینه مینویسد: «سفر هر رهبر و هر دولتی به جغرافیای دولت دوم یا میزبان، بر بنیاد کنوانسیون ویانا، پیرامون روشهای دیپلماتیک عیار میگردد که در با همکاری طرفین صورت میپذیرد».
بهمثابه پژوهشگرِ مستقل در گسترهی روابط بینالملل، خواستم دیدگاهم را از همینجا مطرح نمایم. بگذار دست اندرکاران سیاست خارجی افغانستان اساسیترین مؤلفههای مناسبات دیپلماتیک را با دوستان غربی خویش در میان گذاشته، از تخلف بر تمامیت ارضی افغانستان جلوگیری نمایند.
