افغانستان سه پير معروف دارد: سيد پير گيلانى، سيد كيان و پير صبغتالله مجددى كه در انتخابات هر سه در تيم تحول و تداوم جمع شدهاند. از ميان آنها سيد پير گيلانى و سيد منصور بيش از اينكه به رهبران مذهبى بمانند، شبيه آلپاچينو، رييس مافياى سيسيلى در فيلم «پدرخوانده» هستند. از اعمال و كردارشان گرفته تا نحوهى گپ زدن، لباس پوشيدن و ادا و حركاتشان. اما مجددى بيشتر در هيأت يك مقام مذهبى است. از هر طرف كه مورد بررسى قرار بگيرد. در كارنامهی سياسىاش هم نسبت به هر رهبر جهادى كه مقايسه كنيم، قابل دفاع است. مجددى بارها در مواقع حساس از استخاره گفته است و گويا در اين موارد اعتقادات خرافى دارد.
آقاى مجددى در رابطهاش با هزارهها تا حدودى هميشه منصف و تهى از تعصب بوده است و در ميان رهبران نامدار جهادى هم هيچكس به اندازهی مجددى نسبت به هزارهها حسن نيت نشان نداده است. از جمله در دوران رياست جمهورىاش با شهيد مزارى روى تقسيم قدرت به توافق رسيد. هرچند كه بعدا اين توافقات در دولت آقاى ربانى احترام نشد و جنگهاى خانمانسوزى را در پى داشت.
به هر حال، ضرورى است كه هزارهها در همهی مقاطع نسبت به مهرههاى درشت سياسى رفتار حساب و كتاب شده داشته باشند. اين روزها از ميان سه پير تيم اشرف غنى احمدزى، مجددى به صورت غيرمنصفانه مورد تمسخر و حمله است. در حالى كه اگر در همراهى اين سه پير با تيم اشرف غنى احمدزى اشكالى وجود داشته باشد، بايد بيشترين درصدى اين اشكال را در وجود دو پير مافيايى آن جستوجو كرد، نه در وجود پيرى كه پيرمردى ضعيف و نحيف هم شده است.
يكى از دلايل مخالفت من با تيم اشرف غنى، همراهى خاندان سيد كيان با اين تيم است. خانوادهاى كه تمام تاريخ تحميق در درون جامعهی هزاره در وجود آنها نمادينه شده است.
