با پیشرفت گفتوگوهای صلح در قطر، اختلافها در کابل یکبار دیگر دهن باز کرده است. جناحهای مختلف داخلی یکدیگر را به نا کامی و انحصارگرایی در روند صلح متهم میکند. حامد کرزی، رییسجمهور پشین کشور که در حال حاضر بیشتر از جایگاه یک اپوزیسیون موضعگیری میکند و سیاستمداران دانهدرشتی زیادی بر محوریت او دربازیهای سیاسی دخیلند، حکومت را که بیشتر شاخهی ارگ مد نظر است، به انحصارگرایی متهم میکند. عبداالله عبدالله رییساجرایی حکومت وحدت ملی نیز در آخرین نشست شورای وزیران به صراحت گفت که صلح با محوریت یک وزارت یا یک فرد نمیآید. معنای روشن این سخنان آقای عبدالله به عنوان شریک قدرت در حکومت این است که رییسجمهور کرزی میخواهد تمام روند صلح را در اختیار داشته باشد. از اینرو، این کار از نظر آقای عبدالله نیز انحصارگرایی است.
پاسخ رییسجمهور اشرف غنی به انتقادها از او تا کنون توأمان با تمسخر و تندی بوده است. آقای غنی در نشستی در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سویئس در پاسخ به انتقادهای عبدالله و کرزی گفته است که دستتان به انگور نمیرسد، میگویید ترش است. آقای غنی گفته کسانی از او انتقاد میکنند که برنامهای برای صلح و آیندهی افغانستان ندارند.
ظاهرا در روزهای اخیر میان نمایندهگان طالبان در قطر و دپلوماتهای امریکایی پیشرفهایی بهدست آمده است. بر اساس گزارشها گروه طالبان طرح کاهش خشونت را در کلانشهرهای افغانستان به زلمی خلیلزاد سپرده است. بعید به نظر میرسد که امریکا طرح کاهش خشونت را رد کند. در روزهای گذشته زلمی خلیلزاد، فرستادهی ویژهی سازمان ملل برای افغانستان، نمایندگان اتحادیه اروپا، آلمان و سفیر غیرنظامی ناتو و سفیر فرانسه دربارهی طرح «کاهش خشونت» از طرف طالبان در دبی بحث و رایزنی کردند. تمام طرفها توافق کردند که کاهش خشونت مهم است، اما از نظر حکومت افغانستان کاهش خشونت کافی نیست. از روزی که بحث کاهش خشونت مطرح شده و گفتههای وجود دارد که طالبان با آن موافقت کرده، ارگ پیوسته تاکید کرده که «کاهش خشونت» معنا ندارد و آتشبس سراسری به عنوان پیششرط مذاکرات لازم است.
اختلافها در کابل در روند صلح در واقع روی دو اتهام میچرخد؛ یکطرف ارگ متهم است که به دنبال انحصارگرایی است. از دید آقای کرزی و سیاستمداران همسو با او و عبدالله عبالله به عنوان شریک قدرت در حکومت وحدتملی، رییسجمهور غنی میخواهد تمام روند صلح در ید قدرت او باشد. در طرف دیگر، سیاستمداران عمدتا همسو با آقای کرزی و سپیدار متهمند که برای صلح و آیندهی افغانستان برنامهی ندارند. در آستانهی که مذاکرات صلح در دوحه به پیشرفهای چشمگیری رسیده و این امکان که به زودی توافق صلح میان واشنگتن و گروه طالبان امضا شود و گفتوگوهای بینالافغانی آغاز شود، تشتت و پراکندگی در جناج داخلی به معنای بیمسئولیتی سیاستمداران داخلی- چه در حکومت و چه بیرون از حکومت- است. این وضعیت نشان میدهد اختلافنظر، کینتوزی و رقابت بر سر قدرت، سیاستمداران افغانستان را به جناحهای مختلف تقسیم کرده است. پیآمد این وضعیت به سود هیچکسی نیست و تنها نفع آن به طالبان میرسد. برای اینگروه در غیبت اجماع نظر در جبههی نظام قانون اساسی افغانستان و با استفاده از درز و شکاف سیاسی میان سکانداران نظام قانون اساسی، سادهتر و دستیافتنیتر است. از اینرو، برای موفقیت در گفتوگوهای بینالافغانی با طالبان مواضع یکدست و هماهنگ لازم است، هم در روش و هم در ارزشها.
واقع این است که تمام حناحهای داخلی در افغانستان در اشتباهند. رییسجمهور غنی نمیتواند به تنهایی و از آدرس حکومت روند صلح به پیش ببرد. آقای غنی گفته تمام فعالیتهای مذاکرات صلح افغانستان از سوی وزارت دولت در امور صلح این کشور پیش برده شود. با توجه به اختلاف عمیق سیاستمداران با حکومت و ضرورت حضور فراگیر تمام افغانها در روند، وزارت صلح به تنهایی تمیتواند از عهدهی اینکار بیرون شود. روند صلح با دید انحصاری به جایی نمیرسد. پس نباید هیچ حناحی خود را طرد شده از میدان احساس کند. کما اینکه هیچ کسی حق ندارد جایگاه حکومت افغانستان را در روند صلح نایده بگیرد. حکومت افغانستان به عنوان یک نهاد مشروع و مردمی نقش مرکزی و بیبدیل در روند صلح دارد. حناحهای دیگر که باور دارند کاهش خشونت گامی بزرگی است نیز در اشتباه است. اینکار سادهسازی صورت مساله است. در این مرحله حق با حکومت افغانستان است که باور دارد کاهش خشونت معنا ندارد و باید آتشبس برقرار شود. زیرا گفتوگو بدون آتشبس ناکام میماند. اتفاق که حدود چهار ماه پیش رخ داد. برای موفقیت روند صلح اولین گام آتشبس و توقف جنگ است، زیرا درمیدان جنگ هیچ اعتمادی وجود ندارد. طالبان هنوز باور دارد که خشونت راه رسیدن به قدرت است. طالبان بهعنوان ماشین جنگیِ که از جنگ داخلی یک ربع قرن پیش ظهور کردهاند، عمدتا متکی به خشونت بودهاند.
