تکنوکرات یا تئوکرات، به که باید گوش داد؟
در این فرصت مهم زندگی سیاسی، مردمان ما باید به که گوش دهند، رهبران سیاسی، صاحب نظران، استخارهگران یا ستادهای انتخاباتی؟
باور من این است که دورهی پیکارهای انتخاباتی، دورهی بحث دربارهی برنامههای نامزدانِ مطرح است. ولی آیا این برنامهها در دیدرس یا دسترس شهروندان قرار گرفتهاند؟
تابهحال همه به نمایندهگان ستادها گوش میدهند که با حرارت و احساساتِ زیاد، خودشان را برتر از حریف سیاسی خویش تبارز میدهند. یکی تکنوکرات و دیگری تئوکرات میشود؛ امّا مردم نمیدانند چه خواهد شد. بازار در رکود است و مردم هم سکوت کردهاند. جنگندگان در جبهاتِ نبرد، منتظر طنین شیپورهای جنگ نشستهاند. تصاویر عجیب و غریبی در کنار هم، فضای شهر را سیاسیتر از هر زمان دیگر مینمایند. مردم به این چهرهها نگاه میکنند و به تعجب میافتند. آنی که هفتهی پیش، دیگری را «بیناموس» میخواند، در پهلوی «باناموس»ترین مرد افغانستان تکیه زده و فردای سبز و گلگونی را برای مردم وعده میدهد. انگار پولها و منابع سیلآسا که از صندوقهای حمایت از مردم افغانستان ربوده شده، جیبهای خریطهمانند این قهرمانان سیاسی را خالی نمیگذارد. جادههای کفیدهی کابل و شهریان خسته و سرگردان منتظرند که مردی از گذرگاه فداییان خدا برخیزد و برایشان استخاره گوید. کسی دیگر با صدای خشن و ناخوشآیندی انگشتانش را درهم میپیچد و پیامش را جیغ میکشد. تحملش خیلی سنگین شده است.
ایکاش اینان به جای این همه مجالس مجلل و نصب تصاویر بزرگ در شهرها، برنامههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیشان را برای مردم مطرح میکردند. ایکاش ما میدانستیم که اینان دشواریهای اجتماعی، مثل بیکاری، کمبود سرپناه، دشواریهای مهاجران و بیجا شدگان، تورم پولی، ضعفِ خودبسندگی اقتصادی و چالشهای مناسبات اجتماعی را در امور سیاست خارجی و دهها دشواری مناسبات بینالمللی ما را چهگونه حل میکنند.
ایکاش اینها میگفتند که مشکل طالبانیسم را چهگونه حل میکنند. کاش مردم میدانستند که دوستان و دشمنان بینالمللی افغانستان کیها هستند. کاش اینها میگفتند که برنامهی همگرایی جنسیتی را در جامعهی افغانستان چهگونه حل میکنند. ایکاش اینها راهکرد اشتغالزایی را روشن میساختند. ایکاش میشنیدیم که اینها چهگونه دشواری جذب جوانان را در دستگاه آموزش و پرورش حل خواهند کرد. ایکاش اینها برنامهها و راهبردهایی را برای کاهش و زدودن حقارت زنان در جامعهی ما مطرح میکردند. ایکاش به جای قهرمان جهاد و مرد متفکر دنیا، رهبران عملگرا و فرهمند ظهور میکردند تا اینها راه دیگری برای قهرمان شدن میجستند.
