جدا از نارساییهای مدیریتی در کمیسیون انتخابات که چهارمین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان را به چالش کشاند، بهنظر میرسد انتخابات با تقلبهای گستردهای نیز همراه بوده است. ادعای تقلب در انتخابات بهصورت گسترده وجود دارد. یک روز پس از برگزاری انتخابات ششم میزان نشانههای از تقلب آشکار شد. ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد افرادی ظاهرا به نفع یک نامزد مشخص دست به تقلب میزنند. ویدیوها نشان میدهد افرادی که این برگهها را پر میکنند، تقریبا به تمام امکاناتی که باید در یک حوزهی رایگیری وجود داشته باشد، از جمله بارکد بیومتریک دسترسی دارند. از اینرو، بهصورت قطع ادعاها و شواهد نشاندهندهی تقلب گسترده است.
یکی از وظایف کمیسیون شکایات انتخاباتی، رسیدگی به شکایتهای نامزدان انتخابات است. اما از وظایف اصلی این نهاد رسیدگی به تخلفات انتخاباتی و شناسایی جرایم انتخاباتی است که باید افراد متقلب را شناسایی و آنان را به دستگاه عدلی و قضایی بسپارند. با توجه به نگرانی از تقلب و گزارشها از تقلب در انتخابات، در گستردهبودن تقلب در انتخابات شکی نیست. کمیسیون انتخابات در آغاز میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری را حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار نفر اعلام کرد، اما بعد از بررسی کمیسیون حدود یک میلیون رای بیاعتبار و باطل شد. روشن است که آرای باطلشده تقلبی بوده و این تقلب توسط افراد و کارمندان کمیسیون صورت گرفته است. با توجه به میزان آرا، حدود یک میلیون رای تقلبی، نگرانکننده و پرسشبرانگیز است که نمیتواند تصادفی و ساده باشد. بنابراین، تقلبکاران انتخاباتی باید شناسایی و مجازات شوند.
هیچ کسی نباید فراتر از قانون باشد. کسانی که دست به تقلب زدهاند و در هر سطحی که هستند، باید مجازات و به دست قانون سپرده شوند. متأسفانه این مشکل در انتخابات سال ۲۰۱۴ ریاستجمهوری پیش آمد. افرادی که نقش آنها در تقلب آفتابی و ثابت شده بود، از مجازات مصئون ماند و تا امروز نه برای مردم و نه در برابر قانون پاسخگو بودهاند. این به این معناست که در گذشته هیچ نهادی بهشمول کمیسیون شکایات انتخاباتی که حیثیت محمکهی انتخاباتی را دارد و یکی از وظایف آن رسیدگی به تخلفات انتخاباتی است، وظایف خود را درست انجام نداده است.
انتخابات در افغانستان همیشه با تقلب همراه بوده است. تا کنون چهار انتخابات که برای انتقال قدرت سیاسی و گزینش رییسجمهور برگزار شده، تقلب یکی از مشکلات اصلی آن بوده است. ولی در هیچ یکی راهکار جدی و عملی برای جلوگیری از تقلب در دستور کار قرار نگرفته است. بهعنوان مثال در انتخابات 1388 ریاستجمهوری کمیسیون شکایات انتخاباتی حدود یک میلیون یا تقریبا یکسوم رای حامد کرزی را که برآمده از تقلب بود، باطل اعلام کرد. در انتخابات 1393 نیز تقلب انتخاباتی باعث شد انتخابات به بحران برود که نتیجهی آن تشکیل حکومت ناکام وحدت ملی شد. اکنون نیز مشکل اصلی در انتخابات افغانستان مسألهی تقلب است. شماری از دستههای انتخاباتی کمیسیون و تیم انتخاباتی دولتساز را متهم به تقلب گسترده میکنند. به همین دلیل مهم است که در کنار رسیدگی به شکایتها به تخلفات نیز رسیدگی شود. زیرا تقلب به خودی خود ماهیت جرمی دارد.
تقلب دشمن اصلی دموکراسی و انتخابات در افغانستان است. هر باری که انتخابات در افغانستان برگزار شده، تقلب باعث شده باور مردم به انتخابات روزبهروز کاهش پیدا کند. تأثیر مقیاس بزرگی از تخلف و تقلب انتخاباتی برای مردم تا جایی بوده که به تدریج مردم به این باور رسیدهاند که برگزاری انتخابات شفاف، سالم و عادلانه در افغانستان غیرممکن است. برای دموکراسی نوپای افغانستان این وضعیت به معنای نقطهی پایان است. روی این مبنا کمیسیون شکایات انتخاباتی برعلاوهی رسیدگی به شکایتها، تخلفهای انتخاباتی را جدی بگیرد. این کار کمک میکند از یک طرف دستههای انتخاباتی که بهدلیل و بهانهی تقلب، نتیجه را نمیپذیرند، قانع شوند و از طرف دیگر اعتماد عمومی به انتخابات اعاده شود.
