همزمان با روز بینالمللی حقوق بشر، پیری مایدون، سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان گفته است که بحثها دربارهی روند مذاکرات صلح باید حقوق بشر محور شود. آقای مایدون و کمیسیون حقوق بشر در حالی بر حقوق بشر محور شدن گفتوگوهای صلح تأکید میکنند که گمانهزنیهای از توافق ابتدایی میان طالبان و امریکا وجود دارد و احتمال دارد در هفتههای پیشرو متن ابتدایی توافقنامه به امضای دو طرف برسد.
سفیر اتحادیه اروپا انگشت را روی درد اصلی گذاشته است. حقوق بشر محور کردن گفتوگوهای کنونی میان امریکا و طالبان جدای از اینکه میتواند بر پایداری هر نوع توافقی برای صلح واقعی بینجامد، حس ترس و ناامیدی فراگیری که جامعه را در بر گرفته، نیز از بین ببرد.
اما حقیقت این است که برای طرفین گفتوگو، حقوق بشر اهمیتی در توافقنامهی سیاسی که قرار است به امضا برسد ندارد. مذاکرهکنندگان امریکایی که طی دو دههی گذشته با شعار حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان حضورشان را توجیه کردهاند، اکنون هیچ تمایلی به هزینهکردن برای این دستاورد یا ارزش در افغانستان ندارند. در طی یک سال گفتوگو و تلاش برای رسیدن به یک راه حل سیاسی برای پایانبخشیدن به جنگ در افغانستان، نمایندگان امریکا در برابر خشنترین گروه سیاسی سه دههی اخیر افغانستان، هیچ پیششرطی برای حفاظت از این دستاوردها و ارزشها نگذاشته است. آنچه برای امریکاییها اهمیت اساسی را در مذاکره با طالبان داشته، منافع امریکاست که در رأس آن قطع رابطهی طالبان با گروههای تروریستی قرار دارد. انعطاف امریکا در برابر خواستههای اساسی طالبان که برقراری یک نظام اسلامی سختگیرانه است، هراس از میداندادن به طالبان را افزایش داده است. تردیدهای فراوانی وجود دارد که توافق مد نظر امریکا با طالبان چقدر بستر یک نظام بستهی سیاسی را هموار میکند؟ چقدر تساهل در برابر تنوع فرهنگی، قومی، مذهبی و اجتماعی در افغانستان رعایت خواهد شد؟ آزادیهای مدنی نسبی که شهروندان افغانستان بهدست آوردهاند آیا با حاکمیت مجدد یک نظام اسلامی مورد نظر طالبان محدود خواهد شد یا نه؟ و چطوری توافق امریکا با طالبان آزادیهای سیاسی و حقوق بشری در افغانستان را به رسمیت خواهد شناخت؟
این سوالات اساسی برای برقراری یک صلح دوامدار است. اما هیچ تضمین و پیششرطی هنوز برای حفاظت و حمایت از این ارزشها و دستاوردها توسط امریکا و جامعه جهانی در روند گفتوگو با خشنترین جریان چند دهه اخیر وجود ندارد. و برعکس، بیتفاوتی در برابر این نگرانیها و ارزشها تردیدها در مورد برخورد سیاسی با آزادیهای مدنی و سیاسی، حقوق اجتماعی و اقتصادی شهروندان و حقوق بشر آنان را افزایش داده است. نگرانی اساسی این است که برگشت طالبان بهعنوان یک گروه تندرو، این دستاوردها را از جامعه درو کند و محدودیتهای فراوانی بر حقوق اساسی و طبیعی شهروندان افغانستان وضع کند و جامعهی جهانی نیز جز نظاره از برگشت یک نظام سختگیر و ضد حقوق بشری، هیچ کاری برای حفاظت از آن انجام ندهد.
بنابراین، حقوق بشر محور کردن تلاشهای صلح در صورتی ممکن است که اتحادیه اروپا، امریکا و سایر کشورهای دخیل در این روند سیاسی حفظ و حمایت ارزشهای حقوق بشری را بهعنوان یکی از پیششرطهای گفتوگو با طالبان قرار میداد. اما چند ماه تلاش امریکا امیدواری اندکی را در مورد حفاظت از ارزشهای حقوق بشری از طریق وضع فشار و یا پیششرط گفتوگوهای صلح برجا گذاشته است.
حقیقت این است که فلسفهای وجود گروه طالبان با اصول و ارزشهای حقوق بشری ناسازگار و در تضاد است. طالبان بدون وضع فشار از طریق حامیان و مخالفانش به رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی شهروندان راضی نخواهند شد. حقوق بشر محور کردن گفتوگوهای صلح بیش از آنکه یک امر داخلی برای افغانها باشد، یک نیاز سیاسی در گفتوگوهای صلح است که با حمایت وسیع جامعه جهانی ممکن و مقدور میشود.
