افغانستان صوبه‌ی پنجم پاکستان نیست!

رضا مهسا
رضا مهسا

پاکستان از آوان شکل‌گیری‌اش به عنوان یک کشور مستقل در جغرافیای سیاسی جهان‌، دیپلماسی لرزان و سیاست خصمانه و استراتژی داشتن حیاط خلوت در این طرف دیورند را در قبال افغانستان دنبال کرده است و با استفاده از ضعف مدیران قدرت در کشور، توانسته همیشه با سیاست‌های دهشت‌افگنانه و سودجویانه‌ی خود اوضاع را در کشور مختل و از آن بهره‌ی بزرگی ببرد.

عمق نفود پاکستان روی افغانستان، بستگی به نگرش عمق راه‌بردی این کشور در این جغرافیا دارد. پاکستان برای دور زدن تهدیدهای رقیب اتمی‌اش، هندوستان، همواره کوشیده است که از افغانستان یک صوبه‌ی پنجم برای خودش بسازد. از این‌رو، پاکستان با استفاده از مهره‌های دست‌پرورده‌ی خود در داخل افغانستان، همیشه سیاست خیلی مؤثر در همه‌ی مسایل افغانستان، چه در تصمیم‌های کلان و کوچک داشته است.

سازمان استخباراتی مخوف این کشور‌ (آی‌اس‌آی) در زمره‌ی ده سازمان جاسوسی خطرناک جهان، رکورد‌دار ایجاد فضای ملتهب در کشور‌های پیرامونی‌اش است؛ چنان‌چه مهره‌های دست‌پرورده‌ی پاکستان را حتا می‌توان در سطح وزارت‌خانه‌ها در حوزه‌ی دولت و در سطح مدارس و مساجد در حوزه‌ی عقیده و در سطح مخالفان نظامی‌ در حوزه‌ی اهرم فشار بر دولت هدف جست‌وجو کرد. پاکستان در افغانستان دقیقا از این ترفند‌ها برای منافع کلان سیاسی و ملی‌اش استفاده می‌کند‌، که این به نوبه‌ی خود، می‌تواند سیاست بدبینانه‌ی پاکستانی‌ها را در افغانستان به نمایش گذارد. از این‌رو، پاکستان به هیچ‌وجه نمی‌خواهد نگرش حیاط خلوت در جغرافیای افغانستان را تعدیل سازد. پاکستان و مدیران سیاسی این کشور و دستگاه استخباراتی‌اش هیچ‌وقت در کوشش آوردن صلح در افغانستان نمی‌باشند؛ چنان‌چه بیست و یک بار سفر حامد کرزی به این کشور برای تحقق صلح‌، کارساز و مؤثر نیفتاد.

‌شاخصه‌های بارز عمق راه‌بردی پاکستان در افغانستان را می‌توان در حول و حوش این مبانی استراتژیک برشمرد:

1. حمایت گسترده‌ی حکومت و به‌ویژه «آی‌اس‌آی پاکستان» از جریان‌های تروریستی

2. مداخله‌ی آشکار نظامی پاکستان در افغانستان

3. ایجاد لانه‌های امن تروریستی برای آموزش تروریستان

4. دامن زدن به روند قومی‌گرایی بین اقوام افغانستان

5. ایجاد تنش و اختلافات مذهبی بین مذاهب در کشور

پنج مبنای استراتژیک پاکستان‌ که در بالا تذکر داده شدند، همواره برای کشور بحران‌ساز بوده و تمام تلاش‌هایی که افغانستان را بتوانند از شعاع حیاط خلوت و صوبه‌ی پنجم پاکستانی‌ها وا‌رهانند‌، به سایه رانده‌اند.

حال قطع نظر از این‌که مادر طالبان بانو بی‌نظیر بوتو است‌، گذشته از این‌که فوج پاکستان‌ در دوران مقاومت مستقیما از زمین و هوا‌ افغانستان را مورد حمله قرار می‌داد، علی‌رغم این‌که پاکستان گروه‌های القاعده، حقانی و طالبان را در حواشی نوار مرزی کشور پناه داد و فرصت تازیدن تا اروپا و امریکا و حتا شاخ افریقا را برای‌شان میسر ساخت‌، مضاعف بر این‌که قوم‌گرایی را به عنوان پتانسیل تدوام نفاق وارد بستر زندگی افغان‌ها ساخت و در فرجام این‌که، مسئله‌ی شیعه و سنی را در کشور پررنگ می‌سازد‌، بیش‌تر از دو سال می‌شود که مستقیما حریم قلمرو افغانستان را نقض می‌کند. گاهی در «گوشته» چندین کیلومتر وارد خاک افغانستان می‌شود، گاهی هم در «معروف» دست به ایجاد تأسیسات نظامی می‌زند و تقریبا به صورت ادامه‌دار ولسوالی‌های ولایت کنر را آماج حملات راکتی خویش قرار می‌دهد، که در تازه‌ترین مورد، در چند‌روز گذشته شاهد موشک‌باران ولایت نام برده بودیم.

افغانستان و پاکستان در ظرف پنج دهه‌ی گذشته، درگیر یک نوع تقابل استراتژیک به‌خاطر دست یازیدن به امتیاز‌های خرد و کوچک‌ از هم‌دیگر بوده‌اند که اکثرا نیروها و جریان‌های داخلی به نمایندگی از پاکستان، جنگ نیابتی را تحت نام‌های مختلف در داخل کشور پیش برده‌اند که کشور ما هموراه حالت تدافعی را به خود گرفته است و باید پذیرفت که هیچ‌گاه قدرت تعرضی را بر پاکستان به ‌طور مستقیم نداشته است.

امروزه ساز‌وکار جنگ و ترفند‌های جنگیدن، دچار تحول علمی و ابزاری گردیده است؛ زیرا در گذشته‌ها با لشکری از سربازان، تانک‌ها و طیاره‌ها‌ جنگ‌ها را به پیش می‌بردند، اما اکنون جنگ‌هایی که بیش‌تر تاثیر‌گذارند و منتج به شکست دادن می‌شوند‌، لشکر‌کشی نیست، بل‌که جنگی است که از آن در دکترین نوین جنگ، به نام «جنگ سه بعدی» یاد می‌کنند. جنگ سه بعدی به جنگی اطلاق می‌گردد که حریف را در سه حوزه‌ هدف قرار می‌دهد؛ در قدم نخست، رویارویی نظامی است، که افغانستان توان تقابل نظامی با ارتش میلیونی پاکستان و قدرت اتمی این کشور را ندارد.

‌در قدم دوم، زمین‌گیر ساختن حریف با ساز‌وکار جنگ نرم ‌یا فشار دیپلماتیک است که افغانستان در سایه‌ی سیاست دوگانه و چند‌پهلو وعدم تعریف دقیق از دشمن، نتوانسته با پاکستانی که گاهی برادر خطابش می‌کند و گاهی دشمن، دست و پنجه نرم نماید‌، ولی پاکستان در سایه‌ی لابی‌های قدرت‌مندی که دارد، توانسته است از افغانستان به عنوان ناقض معاهده‌ی دیورند، یک نوع نگرانی در سطح بین‌الملل برایش تعریف کند. در قدم سوم، ایجاد فشار از طریق جلب حمایت‌های انسانی و بشر‌دوستانه‌ی جهانیان به این موضوع و شهروندان خود و برملا ساختن جنایات جنگی در بُعد انسانی آن در سطح منطقه و جهان است‌، که باز هم افغانستان در این ساز‌وکار ضعیف در‌خشیده و نتوانسته است؛ مثلا جنایات طالبان را که از ناحیه‌ی پاکستان دست به سیاست زمین سوخته و انتحار و تکفیر و هلوکاست‌های انسانی دیگری زدند، باز هم در سایه‌ی سیاست تگدی صلح و برادران ناراضی به‌نحوی روی جنایات آن‌ها سرپوش مصلحت گذاشته است.

 از همین‌رو، اگر افغانستان می‌خواهد از سایه‌‌ی تعدی‌های ممتد پاکستان در امان باشد و هراز‌گاهی حاکمیت ملی و سیاسی‌اش زیر سوال نرود، باید به فربه ساختن مبانی جنگ سه بعدی علیه پاکستان بپردازد. جنگی که در این سیزده سال اخیر همواره ما را زمین‌گیر ساخته است و پاکستان را پرخاش‌گر.

اگر‌چه دیروز وزارت داخله، نه دفاع کشور، در پیوند با حملات راکتی پاکستان در کشور به پاکستانی‌ها هشدار داد و گفت: که ” به آن‌ها می‌گویم که در صورت ادامه‌ی حملات راکتی، هر‌گونه عواقب ناگوار به‌دوش نظامیان پاکستانی خواهد بود. توان دفاع از خاک و مردم خود را داریم. آن‌ها از حوصله‌ی ما سوء استفاده نکنند. صبر ما نمایان‌گر ضعف نه، بل‌که همسایگی خوب ماست».

ولی باید اذعان کرد که دیگر تقابل «غیرت افغانی و اتمی» به اشباع احساسات کاذب می‌ماند. اگر افغانستان به فنومن‌های جدید جنگی مسلح نگردد‌‌ و پتانسیل‌هایی که جنگ را سازمان یافته می‌سازند‌‌ و عواملی که دو‌طرف متخاصم را توازن می‌بخشند‌ و بازتاب جنگ به جهانیان‌، که روی کدام مفاهیم و مبانی صورت گرفته، تمرکز نکند، فکر کنم همین آش و همین کاسه خواهد بود و پاکستانی‌ها دید حیاط خلوت یا صوبه‌ی پنجم‌شان را از خاک ما تغییر نخواهند داد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه