هنوز برای بنبست انتخابات راه حلی توافق نشده است. هم کمیسیون و هم دستههای معترض انتخاباتی بر موضعشان تأکید دارند. تمام طرفها ادعای بر حق بودن دارند. کمیسیون میگوید نمیتواند پیش از بازشماری آرا را باطل کند. اما دستههای معترض انتخابانی به این نظر است که کمیسیون جانبدارانه عمل میکند و معتقدند که ۳۰۰ هزار رأی بهدلیل نداشتن یا کمبود معلومات بیومتریکی، ثبتشدن در خارج از زمان رایدهی در روز انتخابات و نداشتن همهی هفت شاخص آرای سالم و قانونی، آرای تقلبی و فاقد اعتبار است و باید از سیستم حذف شود. بهنظر میرسد این 300 هزار رای تعیینکننده است و سرنوشت نامزد پیروز را مشخص میکند. بنابراین، بعید بهنظر میرسد کسی از آن به راحتی بگذرد. دو نامزد پیشتاز ظاهرا باورند دارند که انتخابات را بردهاند. از اینرو، عبور از این بحران ساده نیست.
کمیسیون انتخابات نتوانست در دو روز گفتوگو دستههای معترض انتخاباتی را قانع کند. کمیسیون دوباره روند بازشماری را آغاز کرد و اعتراضهای دستههای انتخاباتی به خیابان کشیده شد. این وضعیت هنوز ادامه دارد. کمیسیون تصمیم دارد هر طور شده، نتیجهی قسمی یا ابتدایی انتخابات را اعلام کند. درحالیکه هنوز در هفت ولایت بازشماری آرا آغاز نشده و معترضان اجازهی این کار را ندادهاند. در چنین وضعیت اگر کمیسیون هم بخواهد نتیجه را اعلام کند، کسی نتیجه را نخواهند پذیرفت. این کار مشکلات را بیشتر خواهد کرد.
برای حل بنبست انتخابات دو راه حل وجود دارد: راه حل اول این است که کمیسیون دستههای معترض انتخاباتی را با دلایل قانعکننده مجاب کند. این کار میتواند در حضور رسانهها و در یک نشست باز صورت گیرد. نهادهای ناظر که هیچ منافع سیاسی ندارند، باید بهعنوان داور حضور داشته باشند. در نشستهای قبلی از نهادهای ناظر دعوتی نشد. این کار میتواند انتخابات را در مسیر درست آن قرار دهد. در حال حاضر هیچ چشماندازی روشنی وجود ندارد که چه کسی راست میگوید. همه ادعای بر حق بودن دارند. باید مشخص شود که کمیسیون متهم به جانبداری از یک تیم خاص و قانونشکنی است یا دستههای معترض در پی توجیه شکست و غوغاسالاری. دوم، نامزدان انتخابات باید وضعیت افغانستان را درک کند. بهجای تقابل به گفتوگو فکر کنند. پردامنهشدن اعتراضها به سود هیچ نامزدی نیست. همه از آن متأثر میشود. اگر نامزدی فکر میکند که میتواند با اعتراض به خواست خود برسد یا اگر نامزدی دیگری در این تصور است که میتواند اعتراضها را نادیده بگیرد، هر دو در اشتباه است. نه اعتراضها میتواند صد درصد تعیین کننده باشد و نه کسی هم آنرا میتواند نادیده بگیرد. دود این وضعیت به چشم مردم افغانستان میرود.
بیش از دو ماه است که نتیجهی ابتدایی انتخابات ریاستجمهوری افغانستان اعلام نمیشود. جنجالهای انتخاباتی بهشدت روی زندگی مردم سایه افکنده و مردم امیدشان برای زندگی بهتر را از دست دادهاند. وضعیت بازار اقتصادی متأثر شده و گرانی و بیکاری شدیدتر شده است. پنج سال حکومت وحدت ملی برای مردم روزهای دشواری را به بار آورد. ناکامی در تمام عرصهها آشکار بود و امید مردم به برگزاری انتخابات و رویکارآمدن یک حکومت بهتر بود. به همین دلیل مردم با تمام تهدیدها به و به امید فردای بهتر به پای صندوقهای رای رفتند. اکنون اما بنبست انتخابات مردم را در یک بازی با دو باخت قرار داده است: از یک طرف، مشکلات روزافزون اقتصادی و بیکاری زندگی مردم را فلج کرده و از طرف دیگر، بحرانیشدن نتیجهی انتخابات، افغانستان را بر لبهی تیغ قرار داده است. در هر دو صورت قربانی اول مردم است.
بنابراین، در گام اول مسئولیت کمیسیون انتخابات است که به قانون و طرزالعملهای انتخاباتی عمل کند. در قدم دوم مسئولیت سیاستمداران است که بهجای تقابل بیشتر، راه گفتوگو را برای عبور از این بحران باز کنند. وگرنه هر چه این جنجالها پیشتر برود، بیخدار و حل آن مشکل خواهد شد.
