خشونت علیه زنان یکی از گستردهترین نوع تخطیهای حقوق بشری بهشمار میرود. این نوع خشونت در افغانستان فراگیرتر از هرجای دیگری در جهان است. با اینکه هیچ جای جهان عاری از خشونت علیه زنان نیست و به بهانهی عرف و فرهنگ، خشونت بر زنان تحمیل و مورد چشمپوشی قرار میگیرد، اما برای مبارزه با این پدیده تلاشهای عملی زیادی هم صورت میگیرد. در افغانستان اما در مقابل خشونت گسترده علیه زنان تلاشهای عملی ناچیز است. پیامد این وضعیت برای زنان تا کنون سنگین بوده است. از پیامدهای ناگوار اجتماعی گرفته تا فرهنگی و اقتصادی. به عبارت دیگر، خشونت با زنان در افغانستان عجین شده است.
کمپین 16 روزه مبارزه با خشونت علیه زنان یک کمپین بینالمللی سالانه است که از 25 نومبر (روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان) آغاز می و تا 10 دسامبر (روز جهانی حقوق بشر) ادامه مییابد. اما در افغانستان تلاشها برای کاهش خشونت علیه زنان کمرنگ است. درحالیکه عملا خشونت علیه زنان سیر صعودی دارد. براساس آخرین گزارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان، در هفت ماه سال ۱۳۹۸ خورشیدی دوهزار و ۷۶۲ مورد خشونت با زنان در این کمیسیون ثبت شده که نسبت به سال گذشته بیشتر از هشت درصد افزایش را نشان میدهد. در گزارش حقوق بشر آمده که هنوز زنان در افغانستان با انواع خشونت مواجهاند. بدترین خبر در این گزارش این است که 97 درصد خشونتها در خانه صورت میگیرد. معنای روشن این وضعیت چیزی نیست جز اینکه بپذیریم برای کاهش خشونت علیه زنان گام عملی و موثر برداشته نشده است.
وقتی از خشونت علیه زنان در افغانستان سخن به میان میآید، در واقع خشونت جسمی مد نظر است یا دستکم شناخت مردم از خشونت در همین حد است، درحالیکه خشونت علیه زنان در افغانستان فراتر از خشونت جسمی است. اما مصداقهای دیگر خشونت علیه زنان پوشیده و ناشناخته مانده است. در گزارش کمیسیون حقوق بشر آمده است که از مجموع انواع خشونتهای ثبتشده یکهزار و ۴۱ مورد آن خشونت روانی و کلامی است. ۸۶۱ مورد دیگر خشونت فیزیکی، ۴۸۵ مورد خشونت اقتصادی، ۱۲۳ مورد خشونت جنسی و ۲۵۲ مورد نیز سایر خشونتها است. وقت از مردم پرسیده شود شاید کمتر کسی خشونتهای روانی، کلامی، اقتصادی و جنسی را در جمع انواع خشونتها علیه زنان قرار دهد. زنان و دختران زیادی در کشور هر ساله قربانی خشونت جنسی میشوند، اما این نوع خشونت از تابوها در جامعه است و همواره کتمان میشود. این یعنی که هنوز در افغانستان مبارزه با خشونت بر زنان در ابتداییترین مراحل خود قرار دارد.
برای میارزه در برابر خشونت علیه زنان لازم است برنامههای گسترده رویدست گرفته شود. از یک طرف لازم است پدیدهی خشونت علیه زنان در جامعه نکوهش شود و آگاهیدهی لازم حقوق بشری و حقوقی در کارگاهها و رسانهها صورت گیرد و مردم از کیفرهای جزایی این جرم و لزوم پیگرد قانونی مجرمان خشونت علیه زنان آگاه شوند. در طرف دیگر، مسئولیت حکومت نباید در حد شعارهای کمپینی خلاصه شود. حکومت باید اصلاحات لازم را در نظام و شیوهی کاری نهادهای عدلی و قضایی کشور بهجود آورد. باید قانون در برابر افرادی که مرتکب خشونت علیه زنان میشوند، رفتار سختگیرانهتری داشته باشد، درحالیکه چنین نیست. از این نگاه معنای افزایش روزافزون خشونت علیه زنان در افغانستان این است که سیستم حقوقی نتوانسته است از زنان به اندازهی مطلوب حفاظت کند.
کمپین 16 روزه باید فرصتی باشد تا خشونت علیه زنان کاهش یابد. تنها شعار کافی نیست. در عمل حکومت باید این رفتار خود را تغییر دهد که بهطور گسترده با حقوق زنان برخورد سیاسی میکند و همیشه از آن برای بهدستآوردن اهداف کوتاهمدت و شعار سیاسی استفاده شده است و کاری برای «تغییر بنیادی» در وضعیت زنان در کشور در اولویتهای حکومت نبوده و بیشتر جنبه نمایشی و سیاسی داشته است. اما در ابعاد دیگر نیز لازم است که برخورد با خشونت علیه زنان از فاز پروژه و راههای درآمدزایی بیرون شود. باید برای حل این مشکل نگاه دلسوزانه وجود داشته باشد.
