بازی با افکار عمومی از سوی هرکسی که باشد، ناروا و محکوم به شکست است. مخصوصا اگر این کار برای رسیدن به خواستههای سیاسی باشد. در روزهای که بحث انتخابات داغ است و نتیجه انتخاباتی در یک بنبست گیر کرده، دستههای انتخاباتی برای رسیدن به خواستههایشان بیش از پیش دست به دامن شکافهای قومی شده است. این نخستین باری نیست که حساسیتهای قومی از سوی سیاستمداران دستمایه قرار میگیرد. دستکم در کمتر از یک ماه گذشته دوبار است مسایل از این دست خبرساز میشود. درست است که دنبالکردن منافع سیاسی، حق هر شهروند است، بهویژه وقتی مسألهی انتخابات مطرح باشد؛ اما برای رسیدن به این مناقع نباید مسایل کلانتری را قربانی کنیم. جنگ روانی تیمهای انتخاباتی در همین مسیر در حرکت است و عملا سیاستمداران بهجای پیوستها، روی گسستها در حرکت هستند.
در تازهترین مورد امرالله صالح، معاون اول دسته انتخاباتی «دولتساز» به رهبری محمد اشرف غنی ادعای بسیار جنحالبرانگیزی را مطرح کرده است. آقای صالح خبر از گفتوگویی میدهد که در حلقهی خاص تیم ثبات و همگرایی مطرح شده و در آن به یک قوم خاص توهین شده و برخورد نژادپرستانه صورت گرفته است. ادعای آقای صالح واکنشهای گسترده را در پی داشته است. بسیاری خود او را متهم به نژادپرستی کردند و شماری هم به حمایت او تیم ثبات و همگرایی را. اما روزنامه اطلاعات روز یک نسخه از فایل صوتی را که آقای صالح ادعا دارد در آن به قوم خاص توهین شده، شنیده و مبتنی بر آن، ادعاهای که آقای صالح کرده، یک روایت مکدر و دستکاریشده از گفتههایی است که در فایل صوتی وجود دارد. مثلا آقای صالح نوشته است «یکی از اعضای هسته بحران میپرسد که شاید قومهای هزاره در تظاهرات کمتر اشتراک کنند. سرهسته جواب میدهد که اشتراک کنند یا نکنند حرف جداست، اما حق هزاره به اندازه بینیاش است.» اما در فایل صوتی اصلا چنین چیزی مطرح نشده است و بهنظر میرسد این پارهی حساس یادداشت صالح توسط خودش ساخته و ارایه شده است.
درستی یا نادرسی ادعایی که امرالله صالح مطرح کرده، باید مشخص شود. اگر این ادعا درست است، آقای صالح باید فایل صوتی آن را منتشر کند. این خواست مردم است تا روشن شود که چه کسی حق یک قوم را به اندازهی بینیاش تعیین کرده است. اما اگر ادعای آقای صالح نادرست است، آقای صالح اشتباه بزرگی را مرتکب شده است؛ زیرا او خواسته از احساسات قومی برای تحکیم موضع سیاسی خود و تخریب تیم رقیباش استفاده کند و این کار میتوانست جنگ قومی را سبب شود و دامن شکافهای اجتماعی را بزرگتر کند. اکنون آقای صالح دو راه دارد: یا اسناد را منتشر و ادعایش را ثابت کند یا اشتباهش را بپذیرد و ضمن معذرتخواهی، بیچونوچرا تسلیم قانون شود. این قضیه فراتر از بعد سیاسی، ابعاد حقوقی هم دارد. ماده 780 کد جزای افغانستان میگوید: «هرگاه شخصی با استفاده از وسایل کمپیوتری یا انترنتی با نشر نوار صوتی، یا نوشته در فضای سایبری تعصبات قومی، مذهبی، دینی، لسانی یا سمتی را در جامعه دامن بزند، به حبس قصیر، محکوم میگردد.» قبح و پیامد شرمآور تحریف اقای صالح سر جایش، اما طرف دیگر این ماجرا شوخی است که در نشست تیم و ثبات و همگرایی با یک قوم شده و این کار بدون شک احساسات بسیاری را جریجهدار کرده است. تیم و ثبات و همگرایی باید این را به مردم توضیح دهد. این کار نیز به اندازه خود بد و شرمآور است.
افغانستان کشوری بیثبات است و بیثباتی در هر جامعهای یک معضل کلان است؛ زیرا در وضعیت بیثباتی، تمامی ارزشها، روند پیشرفت و توسعه با مخاطره مواجه میشوند و خیلی از هنجارهای اجتماعی گرفتار سقوط و دگرگونی به سمت و سویی منفی میشود. هر قدر که جامعه به سمت شکافهای قومی پیش برود، به همان میزان عقدهها تشدید میشوند و خصومتها افزایش پیدا میکنند. افغانستان حداقل تجربهی وحشتناک جنگهای تنظیمی و داخلی را داشته است، به روشنی قابل درک است که اگر شکافهای قومی عمیق شود و زمینه برای تشدید خصومتها و عقدههای تاریخی بازتر شود، یکی از پیامدهای آن بروز جنگ داخلی است. فضای این روزهای افغانستان پرتنش است: تیمهای پیشتاز انتخاباتی یکدیگر را به تقلب متهم میکنند؛ سطح گفتوگوها برای حل مشکل در حد جدال و هشدار سقوط کرده است و عملا انتخابات در یک بنبست گیر کرده و بهراحتی برای آن راه حلی هم متصور نیست. در چنین شرایط مهمترین مفهومی که در هنگام شکلگیری اعتراضها، انتقادها و بحرانها گرهگشا است «گفتوگو» است. باید سیاست مداران ما بهجای حرکت روی گسستها، روی پیوستها حرکت کنند.
