کارهای کمیسیون انتخابات با ابهام پیش میرود. دامنهی نارضایتی و اعتراضهای دستههای انتخاباتی روزبهروز بیشتر میشود. اکنون کمیسیون انتخابات دستکم از نظر سه دستهی مطرح انتخاباتی و شورای نامزدان انتخاباتی متهم به جانبداری از یک تیم مشخص است. شماری از نهادهای ناظر داخلی انتخاباتی نیز میگویند که روند بازشماری آرا شفاف نیست. کمیسیون در چند روز که بازشماری دوبارهی آرا را روی دست گرفته، موفق نشده در برخی ولایت این روند را آغاز کند. در شماری از ولایات معترضان مانع بازشماری آرا شدهاند. علاوهبراین، کمیسیون انتخابات دچار اختلاف درونی شده و مدیریت کارهای انتخابات بیش از پیش در سردرگمی و ابهام قرار گرفته است. با توجه به وضعیت پیشآمده، معنای روشن این حالت حکایت از یک بنبست انتخاباتی دارد.
بنبست احتمالی انتخابات هنوز به یک گره کور بدل نشده و برای حل آن فرصت وجود دارد. قبل از آنکه دیر شود و بحران انتخاباتی عمیقتر گردد، باید به پیامدهای آن توجه کرد. حالا یکی از اختلافها بر سر حدود 300 هزار رای است و این اختلاف با مراجعه به قانون و طرزالعملهای انتخاباتی حلشدنی است. هر موردی که با طرزالعملهای انتخاباتی منافات دارد و اساس قانونی ندارد، باید کنار گذاشته شود. نباید احتمالات و اما و اگرها در کارهای کمیسیون نقش داشته باشد. اگر وضعیت به همین صورت ادامه پیدا کند، برای حل مشکل پیشآمده دیر خواهد شد و مشکل کنونی انتخابات فراگیر و از کنترل خارج خواهد شد. از یک طرف اعتراضها شدیدتر خواهد شد و کمیسیون هم روزبهروز در کام اختلافات بیشتر داخلی و فشارهای بیرونی سیاسی فرو خواهد رفت و جایگاه کمیسیون بهعنوان یک نهاد بیطرف انتخاباتی به یک نهاد جانبدار و غیرمستقل فرو کاسته خواهد شد. از طرف دیگر، کمیسیون وقتی بازشماری را در غیاب ناظران چند تیم مطرح ادامه دهد، طبیعی است که نتایج ابتدایی انتخابات را بیشتر تیمهای انتخاباتی نخواهند پذیرفت. از همین حالا نیز دستههای معترض این موضع را روشن بیان کردهاند. هفته گذشته شورای نامزدان که متشکل از چندین دسته انتخاباتی است، اعلام کرد که نتیجه جانبدارانهی انتخابات را نمیپذیرد. نهادهای ناظر انتخاباتی داخلی نیز گفتهاند روند باز شماری آرا غیرشفاف است و نظارت از آن وجود ندارد. این کار ضمن اینکه شائبهی تقلب را افزایش میدهد، اعتبار انتخابات و دلبستگی مردم را از رایدادن بهشدت ضربه خواهد زد.
مردم از حکومت وحدت ملی ناراضاند. متأسفانه افغانستان درگیر ناکامیهای زیادی است که حتا برخی آن را به بحران تعبیر میکند. بهعنوان مثال، طالبان جسورتر شده، اقتصاد ضعیفتر از هر زمان دیگر و بسیاریها نسبت به آیندهی دموکراتیک کشور بدبین شده و تنها رویداد سیاسی که میتواند امکانات بالقوه برای حل بحران سیاسی افغانستان را حفظ کند، انتخابات ریاستجمهوری است. بنابراین، نخبگان سیاسی افغانستان باید اجازه دهند تا نظم سیاسی تداوم پیدا کند و این کار با گفتوگو ممکن است؛ چیزی که جای آن خالی است. این روزها سطح رویارویی سیاستمداران و دستههای انتخاباتی محدود به تقابل است. تقابل بیشتر فضا را خراب و امکان گفتوگو را نابود میکند.
در نتیجه، هنوز گره مشکل انتخابات افغانستان با دست باز میشود و نباید به جایی برسیم که ناگزیر شویم این گره را با دندان باز کنیم. در یک کلام آیندهی سیاسی افغانستان وابسته به انتخابات است. اگر آینده به یک انتخابات موفق وابسته است، پس تجربهی سال 2014 خوشایند نیست. در آن سال درست مشکلاتی که اکنون بر نتیجهی انتخابات آمده، نادیده گرفته و منجر به چندین ماه بحران و تنش تا آستانهی جنگ شد. اکنون نیز همین نگرانی جدی است.
