اکنون مهمترین مسألهی انتخابات افغانستان، بررسی شفاف نتیجهی آرای مردم است. تفکیک آرای سیاه از سفید، سرنوشت نتیجهی انتخابات را رقم میزند. لازم است کمیسیونهای انتخاباتی برای این کار طرزالعملهای انتخاباتی را بدون در نظرداشت فشارهای احتمالی تطبیق کنند. اینکه میگوییم فشارهای احتمالی به این دلیل است که بنابر اطلاعات موجود، کمیسیونهای انتخاباتی در برخی موارد زیر فشار است، هرچند که کمیسیونهای انتخاباتی هیچگاهی این را به رسانهها تأیید نمیکنند. همزمان براساس اطلاعات ما کمیسیونها در برخی موارد همکاری لازم را نسبت هم ندارند که در هردو صورت نگرانی از جداسازی آرای سیاه از سفید جدی است.
توجه به مسألهی جداسازی آرای سیاه از سفید از دو نظر مهم است: اول اینکه اگر کمیسیونهای انتخاباتی نتواند بهدرستی از آرای مردم حفاظت کند، بدون شک اعتماد مردم به روند انتخابات از این هم بدتر خواهد شد. در انتخابات هفتهی پیش مشارکت مردم بسیار پایین بود. یعنی از میان واجدین شرایط رایدهی تنها 20 درصد به پای صندوقهای رای رفتند. بنابر ادعای تقلبهای گسترده، ممکن است مشارکت مردم زیر 20 درصد باشد. با نگاه به انتخاباتهای گذشته ریاستجمهوری، روشن می شود که مشارکت مردم در هر دور سیر نزولی داشته اشت. بهعنوان مثال مشارکت مردم در انتخابات سال 2004 میلادی بالای 80 درصد بود. در سال 2009 میلای رسید 40 درصد. مشارکت مردم در انتخابات جنجالی سال 2014 چیزی بیشتر از 31 درصد بود. یکی از دلایل اصلی کاهش مشارکت مردم، بیاعتمادی به کمیسیونهای انتخاباتی بوده است. در هیچ دوره نهادهای انتخاباتی نتوانست انتخابات را در شفافیت نسبی برگزار کنند. در صحبت با بسیاری از کسانی که در انتخابات هفتهی پیش به پای صندوقهای رای نرفتند، بهدست میآید که یکی از علتهای اصلی عدم مشارکت، بیباوری به نهادهای انتخاباتی است. اکنون کمیسیونهای انتخاباتی وظیفه دارند بهدرستی از آرای مردم صیانت کنند. در غیر این صورت این روند بدنامتر خواهد شد. اگر اعتماد مردم اعاده نشود، شاید این آخرین مشارکت مردم در انتخابات باشد.
دوم، در صورت که طرزالعملهای نهادهای انتخاباتی تعیینکنندهی نتایج انتخابات نباشد، افغانستان یکبار دیگر به بحران ناشی از سوءمدیریت این نهادها خواهد رفت. پذیرش نتیجهی انتخابات در هیچ دوری از انتخابات ساده نبوده است. هر دور به جنجال کشیده شده است؛ اما بدترین جنجال در سال 2014 میلادی و در سومین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان پیش آمد. جنجالها تا جای پیش رفت که افغانستان را به مرز فروپاشی سیاسی کشاند. در نهایت با وساطت وزارت خارجهی امریکا، یک حکومت توافقی به میان آمد. در این دور نیز همین حالا صدای پای بحران شنیده میشود. تنها دو روز پس از برگزاری انتخابات فضای سیاسی با ادعاهای پیروزی زودهنگام از سوی نامزدهای رقیب تنشآلود شد. این تنش در حال حاضر ادامه دارد. تنشها عمدتا بر محور نتیجهی انتخابات میچرخد. یک روایت این است که تقلب گسترده صورت گرفته و باید تنها آرای بیومتریکشده دارای اعتبار شناخته شود، این روایت عمدتا بر محور تکت ثبات و همگرایی به رهبری عبدالله عبدالله میچرخد و روایت دوم این است که تقلبی در کار نبوده یا هم تقلب در حدی نبوده که باعث نگرانی باشد. این روایت عمدتا بر محور تیم دولتساز به رهبری محمداشرف غنی میچرخد. هرچند این تیم هنوز موضع خود را بهصورت روشن در قبال آرای بدون بیومتریک نگفته و همواره گفته است که تابع تصمیم نهادهای انتخاباتی است؛ اما فضلهادی مسلمیار، رییس مجلس سنا و از متحدان انتخاباتی اشرف غنی در نشست علنی مجلس با لحن تهدیدآمیزی گفته با زور کمیسیون انتخابات را وادار به شمارش آرای بدون بیومتریک میکند.
مضاف بر اینکه متأسفانه در افغانستان فرهنگ پذیرش شکست در رقابت دموکراتیک در ذهنیت و رفتار سیاستمداران ما نهادینه نشده است. معمولا سیاستمداران ما با منطق بازی برد-برد به امر انتخابات مینگرند و ظرفیت پذیرش شکست را در خود ایجاد نکردهاند. از کنار مشکلات در نهادهای انتخاباتی نیز نمیتوان بهسادگی گذشت. از مشکلات تخنیکی که در روز رایدهی پیش آمد تا جنجالهای دروننهادی و ناپدیدشدن دستگاههای بیومتریک همه قابل نگرانی است. ویدیوهایی از نشان تقلب به بیرون درز کرده و در رسانههای اجتماعی دستبهدست میشود که احتمال تقلب و نگرانی را افزایش داده است. تا کنون بسیاری از نامزدان از تقلب گسترده خبر داده و ابراز نگرانی کردهاند.
تفکیک آرای سیاه از سفید براساس طرزالعملهای نهادهای انتخاباتی و در روشنی قانون هم میتواند اعتماد از دسترفته را برگرداند و هم از رفتن افغانستان به یک بحران دیگر جلوگیری کند. هرچند کمیسیونهای انتخاباتی اطمینان و وعده دادهاند که چنین خواهند کرد؛ اما انتظار مردم عمل به این وعدهها است.
