امکان از سرگیری مذاکرات صلح واشنگتن با طالبان وجود دارد. هفتهی پیش زلمیخلیلزاد، سفیر امریکا برای صلح افغانستان و هیأتی از طالبان به اسلام آباد، پایتخت پاکستان سفر کردند. هرچند خبری از دیدار دو طرف رسانهای نشد، اما گمان میرود این سفرها به هدف از سرگیری گفتوگوهای صلح صورت گرفته است. پس از آنکه بهنظر میرسید چشمانداز توافق صلح بین ایالات متحده و طالبان بسیار نزدیک شده، اما یکباره از هم پاشید. رییسجمهور امریکا در اقدام غیرمنتظره گفتوگوها با طالبان را متوقف کرد. در ظاهر کشتهشدن یک سرباز امریکایی در یک حملهی طالبان در کابل دلیل توقف این مذاکرات خوانده شد و رییسجمهور ترمپ طالبان را بهخاطر تلاش برای ایجاد «اهرم فشار دروغین» از طریق اقدامات تروریستی، مورد انتقاد قرار داد.
اما با همهی اینها، نه امریکا و نه گروه طالبان نمیتواند بیخیال صلح شوند. به این معنا رهبران امریکا از ناتوانی استراتژیک در این جنگ آگاه است و رنج میبرند. در بیش از ۱۶ سال جنگ نفسگیر، اهداف اصلی واشنگتن یعنی درهمشکستن، تضعیف گروههای تروریستی و جلوگیری از آنها بهخاطر ایجاد دوبارهی یک پناهگاه امن در منطقه، حاصل نشده است. به عبارت دیگر، روش پیگیری این اهداف یعنی اقدام مستقیم نظامی علیه گروههای تروریستی در افغانستان جواب نداده است. این جنگ جان نزدیک به دوهزار و ۳۰۰ امریکایی را گرفته و حدود یک تریلیون دالر هزینه برداشته است. برای طالبان نیز وضعیت بهتر این این متصور نیست. گروه طالبان عملا در یک بنبست نظامی بهسر میبرد. به همین دلیل جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد و فقط از طریق گفتوگوهای سیاسی رهایی از چهار دهه جنگ بیوقفه ممکن است. از اینرو، امکان از سرگیری گفتوگوهای صلح وجود ندارد.
طرف دیگر این ماجرا دولت افغانستان است. پس از سفرهای اخیر خلیلزاد و هیأت طالبان در آخرین روزهای هفتهی گذشته به اسلام آباد، شکافها در درون دولت افغانستان دهن باز کرده است. ارگ در واکنش به این سفرها گفته است: «میزبانی از گروهی که هنوز دست به خشونت میزند، خلاف تمام اصول روابط میان کشورها است.» اما وزارت خارجه که دستگاه دیپلماسی حکومت است، از میزبانی پاکستان استقبال کرده است. مسأله اینجاست که اختلاف و دودستگی بدون شک یکبار دیگر افغانستان را در حاشیهی این روند خواهد برد؛ اشتباهی که در 9 دور گفتوگوهای واشنگتن با طالبان پیش آمد. گروه طالبان هرگز قبول نکرد که راه توافق با واشنگتن از طریق یک روند هماهنگ با دولت افغانستان عبور کند. برعکس، این گروه چندین بار از دیدار با دولت افغانستان امتناع کرد. نتیجهی وضعیت چنان شد که طالبان طرف اصلی مذاکرات با واشنگتن قرار گیرد. ضعف و اختلافات داخلی حکومت افغانستان باعث شد که مردم و دولت افغانستان بهعنوان یک طرف اصلی و حق به جانب، تجرید و به حاشیه رانده شود. با این وصف، بدون شک اگر هم حدود بیش از 20 روز پیش واشنگتن با طالبان توافقنامه را امضا میکرد، هیچ مشکلی پیش نمیآمد و نوبت به مذاکرات بین الافغانی هم میرسید. نتیجه چنان میشد که طالبان در هرگونه توافق تقسیم و تشریک قدرت، بهخصوص پس از خروج نیروهای امریکایی، دست بالاتر را داشته باشند. اکنون نیز مسأله همین است. دیر یا زود گفتوگوهای صلح امریکا با طالبان از سر گرفته خواهد شد. اما در روشنی درسی که از گذشته اموختهایم، باید گامهای حساب شده برداریم. مخاطب این سخن بیش از آنکه امریکا یا طرفهای دیگر جنگ و صلح افغانستان باشد، دولت و سیاستمداران افغانستان است. یک بار در گذشته بهدلیل اختلافهای داخلی تجرید و به حاشیه رفتیم و اکنون مهمترین درسی که باید آموخته باشیم پرهیز از اختلافات داخلی است. متأسفانه نشانههای اختلاف از همین حالا دیده میشود. وقتی در سطح حکومت اختلاف وجود دارد، روشن است که در سپهر کلانتر سیاست در افغانستان اختلاف جدیتر وجود دارد. از اینرو شایسته است که برای پایاندادن به 40 سال جنگ و بحران، روی اساسیترین نیاز افغانستان که صلح است، به توافق نظر برسیم.
