معصومه عرفان
گروه استقرا در کابل در پی تغییر گفتمان هنر است. این گروه برای عبور از گفتمان کهنهی هنر به گفتمان جدید هنر گام برمیدارد. اولین نشست گروه استقرا هفتهی پیش در کابل راهاندازی شد. موضوع اولین نشست «تاریخ عکاسی و جنبشهای هنری» بود. این گفتمان به میزبانی یک گروه پنج نفری در مرکز فرهنگی فرانسه با حضور هنرمندان جوان و دانشجویان برگزار شد.
مسئولان این گروه میگویند، رابطهی عکاسی با هنرهای مختلف را در دوازده نشست به بررسی خواهند گرفت: با موضوعاتی مانند «تاریخ عکاسی و جنبشهای هنری، داستانگویی در عکاسی سینمامحور، عکاسی مفهومی از دریچهی رقص، فلسفهی معماری و عکاسی فاینآرت (fine Art)، هنر کلاژ و طغیانی بر عکاسی کلاسیک، هنر خیابانی، ایدههایی برای عکاسی شهری و خیابانی، درک بصری موسیقی، گامی بهسوی عکاسی انتزاعی، مولفههای مجسمهسازی و عکاسی فیگورافیو، تأثیرات عکاسی بر سینمای مدرن، نقاشی و عکاسی، مقابله یا مفاهمه؟، پرفورمنس به روایت عکاسانه، هنر دیجیتال و قواعد فوتومنتاژ.»
هدف اصلی گروه استقرا، تغییر نگاه به گفتمان هنر از کهنه به نو است. محمدشهاب اسلامی، از دستاندرکاران این گروه میگوید: «هدف استقرا ایجاد یک بستر برای تفاهم و ابراز سلیقهها، نگاهها و اندیشهها در کنار یکدیگر است، آن چیزی که من فکر میکنم همگی ما متاسفانه بیبهره ماندیم، نوع فکرکردن و ارائه اندیشهی مستقل به خود ما است.»
چرا گفتمان؟
گفتمان اولین دریچهای است که میتوان با زیر سوالبردن بسیاری از تفکرات سنتی و پوچ، دنبال مباحث جدید و تحولات رفت و در جامعه نمود واقعیاش را گذاشت.
اما هدف از برگزاری این برنامه وجهی عمومیتر دارد و گروه استقرا سعی میکند نگاه را در بین هنرمندان و عکاسان بهعنوان تأمل و اندیشه رشد دهد و آن چیزی که امروز تلاش میشود، بین هنرمندان جا بیفتد، کاملا جدید و بدعت نو است. تلاش این گروه ساخت جامعهای است که یک دستور زبان بینالمللی داشته باشد و تنها تکیه بر اِلمانهای کهنه و قدیمی در زمینهی هنر و عکاسی از نظر این گروه درست نیست.
گفتمان فراتر از گفتوگو است
گفتمان مفهومی است که از راه واژگان و گفتارهای نهادینهشده، بر ذهنیتها اثر میگذارد و بر آگاهی جامعه و یک دوران تاریخی سایه میاندازد. و همچنان به یک موضوع بهصورت جزء جزء میپردازد و نیز به شکل نوشتن یا گفتن که یک چهارچوب زبانی را شکل میدهد، معنا و مفهوم را پدید میآورد و با گذر از واژههای یک زبان و ارتباط میانشان، میتواند مسایل را تحلیل و به ذهن منتقل کند.
گفتمان در سده نوزدهم بیشتر بحث در مورد مسألهای خاص بهکار میرفت و محدودهی آن منحصر به نوشتن بود، در دههی شصت میلادی بیشتر در حوزهی علوم انسانی و هنر کاربرد وسیعی داشت و در سالهای اخیر گفتمان را بهجای گفتوگو استفاده میکردند. ولی گفتمان را میتوانیم حاصل گفتوگو بگوییم که بعد از یک گفتوگو شکل گرفته باشد. گفتمان اصلی دارد که به عناصر غیرزبانی مانند (رخدادها و کنشها) و قواعد زبانی مربوط میشود و در هر ارتباط گفتاری و نوشتاری وجود دارد که به جمله و بیان معنا میبخشد. گفتمان در دههی اخیر مورد توجه نظریهپردازان مختلف مخصوصا پستمدرنها قرار گرفته است. آنها تمام معرفت را محصول گفتمان میدانند.
گفتمان برآمده از علامات است، اما کارکرد آن از کاربرد این علامات برای نشاندادن و برگزیدن اشیا بیشتر است. همین ویژگی است که نمیتوان آن را به سخن و گفتار تقلیل داد و همچنان عملی است که بهطور سیستماتیک، شکلدهندهی موضوعات بوده که خود سخن میگوید و گفتمانها دربارهی موضوعات صحبت نکرده و هویت موضوعات را تعیین نمیکند. گفتمان سازندهی موضوعات هستند.
میشل فوکو، فیلسوف و جامعهشناس فرانسوی در بررسی خود از گفتمان میگوید: «محدودهی گفتمان بسیار فراتر است. در نظر فوکو «گفتمان» نقطه تلاقی و محل گردهمایی قدرت و دانش است. هر رشتهی خاصی از دانش در هر دورهی خاص تاریخی، مجموعهای از قواعد و قانونهای ایجابی و سلبی را دارد که معین میکند دربارهی چه چیزهایی میتواند بحث کرد و دربارهی چه چیزهایی نمیتوان وارد بحث شد. همین قواعد و قانونهای نانوشته که در عین حال بر هر گفتار و نوشتاری حاکمند، گفتمان است.» در اینجا قدرت گفتمان را برجسته میکند و آنرا به سخن اصلی تبدیل میکند و گفتمان نیز نظام قدرت را توجیه میکند.
اساس همهی پیشرفتها، تغییرات و تحولات در حوزههای مختلف فلسفی و جامعهشناسی براساس گفتوگو شکل گرفته و افراد یک جامعه را فورم، ذهنیت و سمت و سو داده، افکارشان را جهت میدهد.
به همین دلیل بنیانگذاران «گروه استقرا» باور دارد که استقرا با برگزاری برنامهی گفتمان، هنرمندان را به فکر و مطالعهکردن و دست به تجربهزدن دعوت میکند و با ایجاد گفتوگو و شنیدن نظرات همدیگر، تحلیل جدیدی را بهدست میآورند و رویکرد جدید را اتخاذ میکند تا به یک نتیجهی نو منتج شود: «اگر گروه استقرا بتواند هنرمندان جدید را با نگاههای نو در جامعه افغانستان پرورش دهد، بزرگترین کار را انجام داده است. »

تلاش «برای عبور از گفتمان کهنهی هنر به گفتمان جدید هنر» در شرایطی باید صورت بگیرد که یک جامعه، در هنر سنتی، به اوج اعتلای خود رسیده باشد.