- عیسا قلندر
وقتی بحث از کودتا میشود، من اتومات به فکر تانک، توپ، نیروهای مسلح، خونریزی و ویرانی میافتم؛ از بس در کام منفیبافی سقوط کردهام. اما آدمیزاد موجود عجیبی است، همیشه این قدرت را دارد که باورهای خویش را تغییر بدهد. درست مثل من که امروز باورم نسبت به کودتا تغییر کرده. بگذارید داستان این تغییر را شرح بدهم.
دو سال پیش، دولت ترکیه اعلام کرد که ترکیه با کودتای ناموفق مواجه شده. انگشت اتهام دولت ترکیه بهسوی جنبش فتحالله گولن بود. جنبش فتحالله گولن، یکی از رقبای جدی آقای رجب طیب اردوغان است. آقای اردوغان با استفاده از همین اتهام، هزاران نفر از کارمندان دولتی را به این دلیل که طرفدار فتحالله گولن است، از کار برکنار کرد. دولت ترکیه بعد از پاکسازی ادارات دولتی ترکیه، چسبید به جان مکاتبی که بیرون از مرزهای ترکیه و باحمایت جنبش فتحالله گولن فعالیت میکردند. کشور عزیز ما در صدر این فهرست قرار داشت.
دولت افغانستان با دولت ترکیه تفاهمنامه امضاء کرد تا مدیریت و رهبری مکاتب افغان-ترک را از جنبش فتحالله گولن بگیرد و به بنیاد معارف ترکیه واگذار کند. این کار دولت افغانستان با ممانعت مدیریت مکاتب افغان-ترک، دانشآموزان این مکاتب، والدین دانشآموزان و عدهای از مردم مواجه شد. همانطوریکه همه میدانیم، دولت افغانستان در حل اعتراضات روش بهخصوص خودش را دارد. اینکه تا هنوز کسی در حل این اعتراضها کشته نشده یا کشته شده و مردم بیخبر است، جای تعجب دارد. به همین مناسبت دیروز خبر شدیم که انتقال مدیریت مکاتب افغان-ترک به بنیاد معارف ترکیه تکمیل شده و دولت افغانستان موفق شده آخرین مکتب را در شاه دو شمشیره کابل تصرف و به دولت ترکیه بسپارد.
اوایل فکر میکردم که نمایندگان وزارت معارف، داخله، امنیت ملی و مکاتب افغان-ترک باهم جلسه و جلسهبازی کرده و سرانجام به واگذاری این مکاتب بعد از دو دهه فعالیت درخشان به بنیاد معارف ترکیه باهم به تفاهم رسیده اند. اما خاک بر کاکل درخشان من. اینطوری نبوده. معلمان، مدیران، دانشآموزان و والدین دانشآموزان تا آخرین لحظه با این تصمیم دولت افغانستان مخالف بوده و به همین مناسبت، اعتراض داشتهاند. وزارت معارف میبیند که این جماعت حاضر نیستند به بنیاد معارف ترکیه بپیوندند، با تانک و سلاح مکاتب را محاصره میکنند. بچههای خُردسال را در حاشیهای مخوف سلاح و زور قرار میدهند و مکررا به والدین دانشآموزان و دستاندرکاران مکاتب افغان-ترک اخطاریه میفرستند. آخر هم وارد مکاتب میشوند و طی یک کودتای نرم، این مکاتب را فتح میکنند.
سخنگوی این کودتای نرم به رسانهها گفته است که: هیچ خشونتی اعمال نشده. برادران امنیتی ما با تجهیزات نظامی این مکاتب را محاصره کرده بودند. ما براساس اطلاعات دولت ترکیه فکر میکردیم که مکاتب افغان-ترک مراکز تروریستی باشند. چرا که دوستان ما در ترکیه به همین خاطر از ما خواسته بودند که مدیریت این مکاتب را در اختیار آنها بگذاریم. اما بدبختانه اطلاعات آنها ناقص بود. وقتی ما مکاتب افغان-ترک را فتح کردیم، با یک مشت بچه روبرو شدیم که والدینشان هم به مکتب آمده بودند و همدست معلمان و مدیران این مکاتب شده بودند. ما بدون هیچ خشونتی بر آنها غالب شدیم. همکاران ما متوجه شدند که از سر و روی دانشآموزان این مکاتب یاس و ناامیدی میبارد، با شلنگ ضد اعتراض بر آنها آب پاشیدیم تا کمی تازه شوند. هیچ کسی در این کودتا کشته نشده. هیچ مکتبی هم به آتش کشیده نشده.
سخنگوی این کودتا همچنان علاوه کرده که هفتهزار دانشآموز مکاتب افغان-ترک و چندصد معلم به اضافهی والدین دانشآموزان در حال حاضر همه خوشحال اند. چرا که تا هنوز زندهاند. نیروی قهرمان پولیس ملی که سلام خانوادهی معارف بر آنها باد؛ در این کودتا خوش درخشیدند. آنها از نهایت صبر و حوصلهمندی استفاده کردند و حتا یک سیلی هم به روی دانشآموزان این مکاتب نزدهاند.
بحث رشادتهای نیروی قهرمان پولیس همچنان ادامه داشت که چندتن از خبرنگاران از دستاندرکاران این کودتا شکایت کردند و گفتند که با ما خشونت شده. اما سخنگوی این کودتا این اتهامات را کاملاً رد کرد و گفت که «انسان در هر حالتش به مزاح و ساعتتیری نیاز دارد. فرق نمیکند این انسان پولیس باشد یا مسئولین وزارت معارف. ما به هیچ عنوان طرفدار این نیستیم که لت و کوب خبرنگاران را خشونت نام بگذاریم، بلکه معتقدیم که “یگان ساعتتیری از ما هم روا باشد دیگه”».
اکنون جا دارد از سخنگوی کودتای معارف قلبا سپاسگزاری کنم. چرا که این بانوی شجاع ذهنیت مرا در مورد کودتا تغییر داد. حالا من معتقدم که کودتا همیشه با آتشزدن و ویرانکردن همراه نیست. یک عده ممکن فکر کنند که کودتای معارف در حقیقت انگیزه و روحیهی دانشآموزان مکاتب افغان-ترک را به آتش کشیده یا نابود کرده، اما این عده کجا مهم است. مهم وزارت معارف است و کمکهای دولت ترکیه. فتحالله گولن هم بداند که افغانستان، گورستان امپراطوریهاست. اینجا امپراطوریهای بسیاری دفن خاک شده. باز امپراطوری معارف که اصلا تاب مقاومت را ندارد. مخصوصاً که لشکر این امپراطوری را بچهها تشکیل میدهد.
