از آن‌چه داریم و آن‌چه نداریم

اطلاعات روز

احساس غرور نکردید وقتی از رسانه‌ها باخبر شدید که ستادهای مردمی در قندهار، هلمند، جلال‌آباد، بامیان و… برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی به مصیبت‌دید‌گان بدخشان به صورت خودجوش شکل گرفتند؟ وقتی کاروان‌هایی را فرهنگی‌های کشور: صادق عصیان و آذریون متین در مزار شریف، ورزشکار-‌قهرمان عزیز کشور، نثار احمد بهاوی در کابل و‌ ده‌ها شخصیت شناخته شده و شناخته ناشده در گوشه و کنار کشور برای کمک به بدخشان به‌راه انداختند، باقی سمندر عزیز با عده‌ای خود را به ارگو رساند و مردم هم با‌ سخاوت، با همدلی و وطن‌دارانه به کمک شتافتند، واقعا غرور برانگیز است. جامعه‌ی مجازی افغان‌ها پر است از هم‌دلی،‌ از آماد‌گی برای همکاری، از هم‌دردی، از غم‌شریکی. افغان‌ها از کانادا تا اروپا و استرالیا و چغچران و خوست و پروان و نیمروز در هر نشست و برخاست و صحبت‌های تیلفونی‌شان از مصیبت گپ می‌زنند و این‌که چه‌کاری می‌شود کرد تا به مردم کمک برسد. از یک ستاد در قندهار خبری منتشر شد که زنی گدا، حاصل گدایی یک روزش را به صندوق کمک به بدخشان ریخته است. همتی از این بالاتر می‌توان توقع داشت؟ حتا مأموران عالی‌رتبه‌ی دولتی از یک هفته تا یک‌ماه معاش‌شان را- با درآمدشان اشتباه نشود- به مردم مصیبت‌دیده کمک کردند.
اما می‌دانید، بخش غم‌انگیز تمام این کارزار در کجاست؟
تصور کنید این حادثه در کشوری دیگر، در فیجی یا ماداگاسکار اتفاق بیفتد. مردم آن‌جا چه می‌کنند؟ کمک‌های‌شان را جمع‌آوری می‌کنند و به هلال احمر یا صلیب سرخ کشورشان می‌دهند تا این نهادها با توجه به ساختار مناسبی که برای چنین عملیات‌هایی دارند، کمک‌رسانی کنند. اما در افغانستان یگانه چیزی که به ذهن هیچ‌کس نرسید، کمک کردن از طریق هلال احمر بود. چرا؟ اعتماد نیست. اطمینان نیست که این کمک‌ها واقعا به مصیبت‌دیده‌ها برسند. دشوار است، وقت‌گیر است، گران‌تر تمام می‌شود، ولی مردم ترجیح می‌دهند خودشان کاروان ببندند و به بدخشان بروند. این کمک‌ها را به فرهنگیان‌شان بدهند و به فعالان مدنی‌شان بدهند، ولی به نهاد حکومتی ندهند. افغان‌های مقیم خارج- تا آن‌جا که کاکا سیل‌بین اطلاع دارد- تأکید می‌کنند که کمک‌های‌شان از طریق حکومت مرکزی، اداره‌های ولایت بدخشان و ولسوالی ارگو به مردم فرستاده نشوند.
نتیجه‌ی غم‌انگیز یادداشت کاکا سیل‌بین این است که ما در افغانستان کمبود ساختار نداریم؛ کمبود منابع نداریم. کمبود حس هم‌دلی و وحدت ملی نداریم؛ کمبود آرمان کلان داریم در سرهای آنانی که امروز سرکرده و سردار قدرت‌ و اقتصاد و فکر و فرهنگ اند؛ کمبود پاکی داریم در نهادهای رسمی خود؛ کمبود لیاقت داریم در نهادهایی که فلسفه‌ی وجودی‌شان، خدمت به ما است؛ کمبود میکانیزم سنجش ظرفیت داریم و میکانیزم مکافات و مجازات ما کار نمی‌کند، وگر‌نه هرچیز داریم: ملت با سخاوتی داریم که نیم نان خشکش را هم قسمت می‌کند؛ تشکیلات کارآمدی داریم که اگر به کار افتاده شوند و پاکی و ظرفیت به آن تزریق شود، می‌تواند راه برای بن‌بست کنونی ما در اقتصاد، امنیت و… پیدا کند و اگر این راه نیست، بسازد.
خلاصه کمبود آدم‌هایی داریم که وقتی برای تظاهر به هم‌دردی می‌روند، از مردم مصیبت‌دیده نخواهند زیر پای‌شان قالین فرش شود و روی آن قالین بر سر گور کودکان و پیران و جوانان، از لب‌خندهای مزخرف رذیلانه‌ی‌شان عکس یادگاری نگیرند.
همین.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه