منبع: گاردین
نویسنده: مایکل سمپل
برگردان: جواد زاولستانی
به نظر میرسد که نتایج اولیهی دور نخست انتخابات ریاست جمهوری از روند پریپچوخم آزمون رسیدگی به تقلب و شکایتها بدون تغییر عبور نماید. فاصلهی تعیین کننده، رقابت را میان نامزدان جدی ساخته است. اما عبدالله عبدالله، کسی که پیشتاز ظاهر شده است، نگرانیهای جدی را در مورد تقلب مطرح ساخته است. نتایج دور اول ایشان را برای دور دوم به مصاف اشرف غنی، وزیر سابق مالیه خواهد فرستاد. هم عبدالله، یکی از اعضای با سابقهی اتحاد شمال و هم غنی میگویند که آنان برای رفتن به دور دوم آمادهاند. قانون انتخابات نیز همین را میگوید. اما این بار، برنده شدن یکی از آنها، تنها راه پایان بخشیدن به این رقابتها نیست. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009، انصراف عبدالله از رفتن به دور دوم، باعث شد که کرزی بدون رقیب رییس جمهور اعلان گردد.
این بار، اکثر مردم افغانستان انتظار دارند که دو نامزد پیشتاز با هم وارد معامله شوند، دولت ائتلافی تشکیل دهند و از رفتن به دور دوم بپرهیزند. در نتیجهی آن، عبدالله و معاونانش مقام ریاست جمهوری و دو معاونت آن را به دست خواهند گرفت، اما تیمهای دیگر باقی ادارهی جدید را تشکیل دهند.
دلایل زیادی وجود دارند که یک ادارهی ائتلافی را برای افغانستان، بهترین اداره بدانیم. این یک خودگذری جمعی در زمانی است که شما جلو قرار دارید. طالبان که در دور نخست در برهم زدن انتخابات ناکام شدند، این بار خوشحال خواهند شد که فرصت دیگری برای تخریب به دست آورند. اگر عبدالله و غنی به توافق نرسند، تعداد بیشمار کارمندان انتخابات و مأموران امنیتی بهای آن را با جانشان خواهند پرداخت.
هدف انتخابات، فراهم کردن فرصتی برای مردم افغانستان بود تا جانشین مشروع برای کرزی برگزینند. اگر غنی عبدالله را قبول کند، آنان حمایت بیشتر از 75 درصد مردم افغانستان را با خود خواهند داشت. این درصدی خیلی بالاتر از آن است که نامزدی به تنهایی بتواند آن را به دست آورد. در اینجا، بحث کثرتگرایی نیز در میان است. افغانستان چهار گروه قومی عمده دارد: پشتونها، هزارهها، تاجیک و ازبکها. هردو نامزد از این لحاظ که توانستند در تمام مناطق، کارزار انتخاباتی راه بیندازند، در جستوجوی حمایت از تمام گروههای اجتماعی برآمدند و از برنامههای اصلاحی سخن گفتند، سزاوار تقدیر اند. اما در روز انتخابات، تاجیکها و هزارهها از عبدالله حمایت کردند و پشتونها و ازبیکها، از غنی. دور دوم انتخابات، به شکل تفرقهآمیزی قومی خواهد شد. در این صورت، غنی مجبور است که صف پشتونی تشکیل دهد که این خود تفکر تشکیل یک ادارهی فراگیر را که تمام مردم افغانستان آن را به رسمیت بشناسند، تضعیف خواهد کرد.
هریک از این نامزدان حق دارند که بر رفتن به دور دوم اصرار ورزند- غنی به این دلیل که باور دارد او میتواند برنده شود و عبدالله به این دلیل که از سیاست ائتلافی پرهیز کند. عبدالله از رفتن به دور دوم دلخوشتر خواهد بود. با در نظرداشت عین سطح مشارکت، او به کمتر از 400000 رای دیگر نیاز خواهد داشت که با جلب حمایت طرفداران کاندیدای سوم و چهارم، به آن دست مییابد. غنی به یک میلیون رای دیگر نیاز خواهد داشت که معادل رای هردو نامزد سوم و چهارم است. برای هردو نامزد- عبدالله و غنی- و برای کشور در کل، دور دوم یک قمار است.
چه انتخابات با رسیدن به یک توافق یا با رفتن به دور دوم پایان یابد، شش میلیون رای که در اوایل این ماه به کار برده شد، نشان دهندهی یک خواست و پیام قوی است. پیام رایدهندگان، مخالفت با خشونتهای کور ماههای اخیر است. تمام اقوام عمدهی افغانستان میخواهند در نظام سیاسی کابل مشارکت داشته باشند. اما میخواهند آن را پاک و اصلاح سازند. آنان نظام استبدادی شورشیان را که بدیل نظام کنونی معرفی میکنند، رد کردند و از اسلامگرایان بنیادگرا که در این انتخابات شرکت جستند، حمایت نکردند. آنان میخواهند ارتباط افغانستان با غرب حفظ شود و به روابط پرتنش با متحدانشان، پایان داده شود.
این نشان دهندهی آن است که مردم افغانستان خواهان تغییرات جدی در شیوهی مدیریت کشور اند. اما پیش از اینکه معلوم شود چه کسی به این خواستها جامهی عمل بپوشاند، در داخل نخبگان افغانستان چانهزنی سختی جریان خواهد داشت. کشته شدن پنج سرباز بریتانیایی در جریان یک هفتهی اخیر، یادآور چتر امنیتی است که این نخبگان نیاز دارند آن را به دست بیاورند.
سرانجام، روزنهی امیدی برای افغانستان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
