رضا مِهسا
اگر «قدرت» زبان مرسوم در حوزهی سیاست باشد، «امید»، سکهی رایج در بازار جامعه استو «اعتماد» پلی میان این دو-سه مقوله که درجغرافیای سیاسی افغانستان کمتر به آن وقعی گذاشته میشود؛ مثلا امید اجتماعی یک ساختار نیست،بلکه یک سازه است، سازهای که با تغییر اهداف اجتماعی همواره دگردیسیپذیر است و نوشدگی را برمیتابد.
از اینرو، گفته میتوانیم که تک تک افراد یک اجتماعامید را میسازند، نه دولتها؛ چنانچه مردم ما در شانزدهم حمل سال جاری امیدی را برای گذاراز بحران خلق کردند، اما نباید اغماض کرد که دولتها توان ویژه برای ویران کردن این سازهی اجتماعی دارند. چنانچه در پرتو این توان دولت،روند انتخابات با چالشهای جدی مقابل شده است که ذیلا به آن میپردازیم.
سياستگران آرمانيبرای دست یازیدن به قدرت، اهداف بلندی را برمیگزینند.در مقابل، سياسيون محافظهکار، بین یک امید وترس، ستونهای کوتاهتری انتخاب ميکنند و سقف مطالبهی سیاسیشان را کوتاهتر میگزینند. در میان این دوطیف ازکنشگران درحوزهی حصول قدرت، سیاستگران واقعگرایی وجود دارند که روشی میانه را برگزیدهاند.
غرض از یادآوری این کوتاه مقدمه، این بود که در بستر سیاستگری افغانستانی،همهي اين شيوهها،بهویژه آرمانگرايي در حوزهی سیاسی، چون خوره، با خردگراييسیاسی در کشور در تقابل است.
انتخابات دورسوم در کشور، بزرگترین نمایشقدرت دموکراتیکبود که با حضور پرشکوه مردم شکل گرفتو یک باور و امید اجتماعی را در درون مردم به وجود آورد که میشود از این رهگذر بر بحران كشور نقطهیپایان گذاشت. ولی سناریوهایی که بعداز انتخابات از پرده افتادند، نشان دادند که کنشگران سیاسی، بهویژه طیف رویاگرانی کهدر پنج سال گذشته افغانستان را آرمانشهری برای تحقق آرزوهایشان میدانستند، از آدرس سبوتاژ این سازه، امید مردم را نشانه رفتهاند و بهشدت روی این موضوع کار میکنند که چگونهامید مردم را نقش برآب کنند.
آنچه در پشت پردهی بازیهای انتخاباتی در جریان است، این است که بحث مشارکت عمومی در ساختار دولت آینده از نظر ماهیت به این موضوع ختم میشود کهامور درجه یک کدامها اند؟شش نامزد منزوی که تقریبا هفت درصد از آرای مردم رادر قبضه دارند، در محراق توجه تیم تداوم و تحول و اصلاحات و همگراییقرار گرفتهاند؛ چنانچه دو روز پیش سیاف صریحا به این مسئله اشاره داشت که ما هستیم که ارگنشین بعدی را تعیین خواهیم کرد.
رویاگرایانی که در ارگ قرار دارند، بهشدت اوضاع را مانیتور میکنندتا گزینهی مطلوبشان را از میان دو نامزد پیشتاز برگزینند. رییس جمهور کرزی سر سازش با اشرف غنی اصولگرا را ندارد؛ چون سازش با این مرد را اصلا تحققپذیر نمیداند. از اینرو، عبداللهکه یک محافظهکار است وسقف سیاسی پایینتری نسبت به اشرف غنی دارد، بهترین الترناتیو در عوض اشرف غنی است و ائتلاف عبدالله و کرزی اهرم فشاری خواهد بود که اشرف غنی را پاک خلع سلاح خواهد کرد،که این مسئله از روی ناچاری به این سمت معادله وزنه خواهد بخشید و تیم گرگهای منزوی را مجبور به تمکین از عبدالله و کرزی خواهد ساخت.
از اینروست که تیم اصلاحات وهمگرایی با یک ژست ظفزمندانه برطبل پیروزیاش میکوبد و ازهمین حالا خودش را پیروز میدان میداند؛ چنانچه احمد بهزاد، یکی از ستونهای این تیمدر مصاحبه با خبرگزاریشفقنا از پیروزی قطعی این تیم سخن گفته است.
ولی نباید نادیده انگاشت که هنوزهم افغانستان جغرافیای جنگ است، طالبان هنوز هم چالشسازند، از رویکردهایخارجیها نیز برمیآید که گزینهی صفر حتمی است؛در همین دو روز بحث بهشدت روی تقلیل سربازان خارجی به مرز ده هزار و پنج هزار در قصر سفید ادامه دارد و اینحتا در صورت امضای پیمان،به مثابه گزینهی صفر است. وانگهی تجربهی پادشاهگردشیها در افغانستان نشان داده است که در فرایند انتقال قدرت و حتا در مسایل کلان کشوری،افغانستانیها حرف اول را نمیزنند،بلکه این خارجیها اند که تکلیف تعیین میکنند. خارجیها با راه انداختن عملیاتهای استخباراتی، بهشدت نفس روند انتخابات را زیر نظر دارند. گذشته ازهمه، صد ناظر خارجی انتخابات، تا کنون لب نگشودهاند ودر پیوند با تخلفات انتخاباتی ابراز نظر نکردهاند.
قراین نشان میدهندکه اوضاع براساس سناریوی تداومحکومت براساس «بن اول» پیش میرودکه یک دولت جنگی خواهد بود؛چون طالبان به هیچوجه حاضر نیستند با اینها وارد معامله شوند وجنگ کمافیالسابق با دولت آینده ادامه خواهد داشتو این یعنی تداوم بحران.
به هرحال، سیاستگری سنتی و عاری از بازدهیهای مدرن همواره توهمآفرین است.باید پذیرفت که سیاست به معنای یونانیاش در فرهنگ حکومتداریافغانستانی تا کنون جا باز نکرده است. سیاست درست همان مفهوم سنتیترسانیدنو تحت تأثیر درآوردن فرد در زندگی افغانی است؛چنانچه شاید به خاطر داشته باشیم که در گفتوگوهای روزانه کسی که از ما میترسد و حساب میبرد، میگویند،«سیاست خوده بالایش شاندیم»، در حالیکه سیاست به معناییونانیاش، عبارت از حکومتداری خوب و جلوگیری از نابهسامانیهای زندگی است.ازاینرو، گفته میتوانیمکه سیاستگران ما برداشت افغانی از سیاست دارند تا یونانی.
انتخابات و توهم گذاراز بحران
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
