اولین گزارش شاخص فقر چند بُعدی افغانستان به همت ادارهی احصاییه مرکزی و همکاری سایر نهادهای دولتی منتشر شد. گزارش تکاندهنده که نشان میدهد بیشتر از نصف جمعیت افغانستان در فقر چند بُعدی به سر میبرند.
یافتههای این گزارش که فقر در افغانستان را در پنج بُعد صحت، تعلیم و تحصیل، وضعیت زندگی، کار و تکانها (تولید، عاید و امنیت) بررسی کرده است، نشان میدهد که در حدود ۵۱.۷ درصد مردم افغانستان در چند بُعد فقیر هستند.
یافتههای شاخص فقر چند بُعدی افغانستان همچنان نشان میدهد که ۵۸ درصد افراد فقیر چند بُعدی اطفال زیر ۱۸ سال اند. براساس یافتههای این گزارش، میزان فقر چندبُعدی کوچیها ۸۹ درصد، دهاتیها ۶۱ درصد، مردم شهری ۱۸ درصد و در نهایت میزان فقر چند بُعدی در سطح ملی در حدود ۵۲ درصد میرسد.
یافتههای این شاخص همچنان نشان میدهد که سطح پایین فقر چند بُعدی در کابل به ۱۲ درصد و سطح بلند آن در ولایت بادغیس به ۸۱ درصد میرسد.
این گزارش زمانی منتشر میشود که افغانستان در یکی از حساسترین مراحل سیاسیاش قرار دارد؛ تلاش سیاسی برای پایان بخشیدن به یک خشونت، ویرانگری و کشتار چهار دههای. خشونتی که بدون شک در یک بستر تاریخی اولین عامل درصدی بالای فقر در افغانستان است. اما عوامل متعدد دیگر در برهههای زمانی متفاوت، در فقیری ما نقش دارند.
پس از 2001 که سالهای فراوانی پول و مبادلات مالی افغانستان است، طالبان و فاسدان عوامل تأثیرگذار این فقر رو به رشد اند. خشونت بیوقفهی طالبان در برابر دولت، مردم و پروژههای زیربنایی، تأثیرات عمیقی بر اقتصاد و زندگی مردم گذاشته است. تخریب زیر ساختها و محدودیت بر پروژههای عمرانی در قلمرو تحت حاکمیت طالبان منجر به کساد بازار کار و تجارت شده است. خشونت جاری میان دولت و طالبان باعث شده است که بخش اعظم از وجوه کمکی جامعه جهانی در عرصه جنگ و نظامی به مصرف برسد درحالی که نیاز اصلی، سرمایهگذاری در عرصههای زیربنایی و اقتصادی است.
در جانب دیگر، حکومت فاسد و مقامات آلوده به فساد، در دزدی، بیثمری و خویش خوری دهها میلیارد دالر کمک خارجی نقش مستقیم دارند. هزاران نفر در طی حدوداً دو دههی اخیر از کمکهای خارجی به افغانستان، استفاده شخصی کردند. میلیونرهای متعدد در کابل، شهرهای دیگر افغانستان و شماری از شهرهای منطقه زادهای فساد پیوسته و گسترده بر سر کمکهای خارجی برای افغانستان اند. کمتر سیاستمدار و مقام بلند رتبهی دولتی در دو دههی اخیر را میتوان نام گرفت که در این فساد سهیم نبوده باشد. خانوادههای میلیونر و میلیونها دالر سرمایهی خانوادههای سیاستمداران محصول تبانی سیاستمداران و مقامات دولتی با فساد و حمایت از حلقههای فساد است. نرخ گذاری بر سر تقرر کارمند دولت تا استخراج معادن و خوردن از سهم غذایی سربازان امنیتی همه از سطوحی درگیری با فساد است که اکثریت سیاستمداران و مقامات دولت به نحوی در آن دخیل اند.
نتیجهی بر جا مانده اما رنج، فقر و مصیبت ریشهداری است که مردم درگیر آن اند. حالا چه فرق میکند یک مقام فاسد دولتی یا مولوی و روحانی طالبان چنین روزگاری را بر مردم تحمیل کرده باشد. به لحاظ سیاسی و در سطح کلان، آنچه باید طالبان و مقامات فاسد دولت ببینند، فقر و رشد بیرویهی آن در میان مردم افغانستان است. مردم انتظار دارند که صلح و توافق سیاسی به این دلیل که سیاستمداران تشنهی قدرت یا مولویهای شیفتهی معنویت حال و روز شان را ببینند، به سرانجام برسد. مردم میخواهند در امنیت، در پی نان باشند. مردم ضرورت دارند این صلح برای رفاه و رشد اقتصادی باشد.
طالبان و دولتِ آلوده به فساد در فقیری مردم نقش مشترک دارند. این فقر بیش از هر چیزی محصول خشونت افراطی و فساد بیرویهی مقامات دولتی است. نیاز اصلی مردم صلح سیاستمداران دینی و غیردینی، شرقی و غربی، بنیادگرا و نوگرا برای رفاه و امنیت و کار است و این پیامی است که مجاهد طالب، جنرال دولت، بروکرات دریشیدار و مولوی عمامهپوش در دست و پا، خانه و خانواده، کوچه و منطقه، شهر و روستا باید ببیند و بیاموزند که روزگار مردم محصول غلط و اشتباه و ناکارآمدی آنها است.
