انتخابات ریاست جمهوری آزمون بزرگی برای مردم افغانستان بود و پیامهای مثبت و منفی زیادی به آدرسها و طرفهای درگیر در قضیهی افغانستان فرستاد. برندهی قطعی و حتمی این آزمون، مردم افغانستان و بازندهی اصلی آن، طالبان و تروریسم بود؛ اما در کنار تیمهای انتخاباتی بازنده و اردوهای برنده، بازندگان و برندگان دیگری نیز وجود دارند. یکی از جریانهایی که در این آزمون شکست سنگین و نه قاطعی دریافت کردند، جریانهای سیاسی بنیادگرا در سیاست افغانستان میباشند. طیف بنیادگرا، اعم از آنهایی که امروز در چوکات دولت و به عنوان جریانهای سیاسی قانونی فعالیت میکنند و هم آنهایی که بیرون از چارچوب دولت و با هویت مخالفان مسلح دولت علیه دولت افغانستان میجنگند، در کاروزار رقابتهای انتخاباتی فعالانه وارد شدند و تلاش میکردند تا قدرت خود را در انتخابات نشان دهند. جریانهای بنیادگرا در انتخابات ریاست جمهوری در محور دو تیم قطبالدین هلال و عبدالرب رسول سیاف گردهم آمدند. حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به عنوان یکی از دیرینهترین جریانهای تندرو و بنیادگرا به صورت رسمی از قطبالدین هلال در انتخابات ریاست جمهوری اعلان حمایت نمود و افزون برآن، شماری از سران طالبان و دیگر فعالان نحلههای بنیادگرای دیگر همگی در این محور گردهم آمده بودند و در کاروزارهای رقابتهای انتخاباتی برای وی تلاش نمودند. عدهی دیگری از شخصیتها و جریانهای تندرو و بنیادگرا در محور تیم انتخاباتی عبدالرب رسول سیاف گردهم آمده بودند؛ اما نتیجهی انتخابات تا اکنون برای هریک از این دو تیم مأیوس کننده است. عبدالرب رسول سیاف در میان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، شناخته شدهترین فرد در سیاست افغانستان است و پیشینهی سیاسی طولانیتر از هریک از نامزدان دیگر دارد. او نمایندهی اصلی جریانهای بنیادگرای جهادی در انتخابات ریاست جمهوری بود، هواخواهان زیادی در میان بخشهایی از مردم افغانستان داشت و افزون برآن، حضور محمد اسماعیل خان به عنوان یکی از چهرههای بانفوذ در حوزهی غرب کشور میتوانست جایگاه وی را در صدر فهرست انتخاباتی قرار دهد؛ اما نتیجهی انتخابات نشان داد که مردم افغانستان دیگر علاقهای به این تفکر و مشی سیاسی ندارند. با اینکه بنیادگرایی یکی از باورهای غالب در جامعهی شدیدا سنتی افغانستان است و علما، مجاهدین و رهبران با پایگاههای مذهبی–سنتی از حمایتهای زیادی برخوردار میباشند، اما اکنون نمایندهی این گفتمان در مقام چهارم در انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته است. این امر نشان میدهد، هرچند که مردم افغانستان شدیدا مذهبی و سنتی و پایگاههای مذهبی هنوز هم قدرتمندترین مرجعیت سیاسی و اجتماعی به شمار میروند، اما در چشمانداز جدید و فصل نو مردم افغانستان به دنبال تغییر جدی در مرجعیت سیاسی و اجتماعی میباشند. آنها میخواهند پس از این مرجعیت سیاسی و اجتماعی از مذهب و سنت به رای مردم، تخصص، صداقت و برنامههای سیاسی منتقل شود و الگوهای جدیدی در سیاست و دولتداری افغانستان باب شوند. آنها بهخوبی دریافتهاند که بنیادگرایان در طول چنددههی اخیر برای افغانستان جنگ، ویرانی و بیثباتی را به ارمغان آوردند و تجربهی سیاسی کشور ثابت ساخت که این گفتمان توان اداره و رهبری سیاسی جامعه را ندارد. این باور نشانهی امیدبخش و خوبی برای مردم افغانستان است. «نه»ی قاطع مردم افغانستان به تفکر و نمایندههای تفکر بنیادگرایی در انتخابات ریاست جمهوری، نشان بلوغ سیاسی مردم است. مردم دریافتهاند که این تفکر و نمایندههای آن برای حکومتداری و سیاست پس از این کارایی ندارد و باید مرجعیت سیاسی جدیدی اختیار کرد. هریک از سه تیم پیشتاز انتخابات ریاست جمهوری از پایگاه تخصص، دانش و فنسالاری میباشد و اگر هرکدام آنها برنده شوند، مرجعیت سیاسی از مذهب و سنت به تخصص و دانش منتقل میگردد. تغییر مرجعیت سیاسی از دین و مذهب، شاید بزرگترین پیروزی و دستآورد این انتخابات برای مردم افغانستان است. بدون تردید، این انتقال در نتیجهی آگاهی و تجربهی سیاسی مردم افغانستان حاصل گردیده است. باید این آگاهی را پاس داشت و برای باروری و چتر گستراندن درخت امید مردم به مرجعیت جدید سیاسی، صادقانه تلاش نمود.
انتخابات و تغییر مرجعیت سیاسی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
