خبرنگارناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
در سلسله‌ی شوراهای گزارش صلح آمده که الحمدالله یک ‌تعداد از برادران اماراتی ما که فریب فیس‌بوکیان مزاحم را خورده بودند و معتصم آغاجان را تهدید کرده بودند، به همت تلاش شخصاً جناب عالی‌مقام، رییس دولت ما، اینک از خر عقل پایین شده‌اند و رسماً آن امیر مذاکره را به باد آزادی سپرده‌اند. مگر ما قبول نداریم که معتصم آغاجان یکی از نور‌های چشم دولت فعلی افغانستان است؟ مگر معتصم آغاجان در دوبی خانه ندارد؟ مگر پاکستان توانایی هضم علاقه‌ی ما به معتصم آغاجان و شورای چیز صلح را دارد؟ مگر کرزی چندبار باید بگوید که به خدا کاه می‌خوریم، شیر که هستیم، که طالبان بیا سوزوی، مونگ بیا جولوو! مگر لویه ‌جرگه است؟ مگر شما لیسانس رانندگی نگرفته‌اید؟ مگر ‌برای گرفتن لیسانس رانندگی، آیا شرم است که بی‌جنجال و با دادن چند هزار رشوه، لیسانس گرفت؟ مگر آیا مدیران ترافیک بچه ندارند که سر از فردا دنبال بنده بگردند و مثل آن اکبر صد درصد رستمی، مرا نیز لت و کوب کند؟ روایت است که مقام ریاست و مدیریت شیر حلال ننوشیده و هرکسی که ناپخته بر مسند ریاست و مدیریت قرار گیرد، چماق به دست پسرش داده تا محوطه‌ی دلالی و فساد را از لوث وجود مزاحمان احیاناً خبرنگار پاک کند. این‌که کار دلالان مستقر در ریاست‌ها و وزارت‌خانه‌ها چوک است، یا کار اتشه‌های تجاری افغانستان در ممالک عربی؟ عقل سقراط لازم دارد و محاسبه‌ی فیلسوف افغان‌!‌ از سوی دیگر، منطق انتخابات 93 این بود که تقریباً شصت درصد مردم افغانستان شرکت کنند و به جهانیان، مخصوصاً ترافیک‌های ایالات متحده بفهمانند که مردم افغانستان از شعور سیاسی بالایی برخوردار شده و لازم نیست (یعنی نباید) از شأن و شوکت ریاست خویش در تهدید و تحقیر دیگران استفاده کنند! اما متأسفانه یک ضرب‌المثل حرام‌فایده در این کشور وجود دارد که نمی‌گذارد خیلی از نماز‌های شب و وجوبات دینی یک عده قبول شود. آن ضرب‌المثل را که چنین است «عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود/ گرچه با آدمی بزرگ شود»، خیلی به دماغ آدم قدرت ارتجاعی می‌بخشد. شما فرض کنید که نوید هستید. مگر اگر نوید نباشید، آیا می‌توانید در ریاست ترافیک یک خبرنگار را که برای تهیه‌ی گزارش و سبک و سنگین کردن میزان فساد در این ریاست مراجعه کرده، لت و کوب کنید؟ مگر آیا امکان دارد که فرزند صالح باشی و دشنام بدهی؟ می‌بینید که همه دور از امکان است. آدم باید یا خیلی نوید باشد تا بتواند فرزند یکی از مدیران ارشد ریاست ترافیک باشد، یا خیلی خر باشد (اولاد ناصالح) تا به کسی دشنام بدهد و بعداً به کمک خیلی خران دیگر، ضبط کننده‌ی صدا و موبایل نفر را به زمین بزند. در غیر این صورت، اصلاً امکان ندارد. مثلاً من که چند‌بار قصد کردم یک ترافیک را در کوته‌ی سنگی لت کنم، چون نه خیلی نوید بودم و نه هم می‌توانم قبول کنم که خیلی خر شوم، آن ترافیک هنوز با دماغ پنچر کننده در کوته‌ی سنگی حکومت دارد. این مثال را از این بابت گفتم که یک روز ساعت‌های 10 شب بود که در فیس‌بوک نه، بل‌که در روزنامه خواندم که وزارت داخله از رسانه‌ها تقدیر کرده و قول جلوگیری خشونت در برابر خبرنگاران‌ را داده بود که من‌بعد، هیچ‌خبرنگاری از سوی مأموران وزارت محترم داخله‌ی جمهوری اسلامی افغانستان‌ تحقیر، تهدید یا لت و کوب نخواهد شد! اما باید این نقطه را نیز در نظر بگیریم که در لحظه‌ی نشر گزارش مربوط به تقدیر رسانه‌ها از سوی وزارت داخله، ممکن است نوید و پدرش خانه‌ی خاله‌ی‌‌شان رفته بوده و فامیل‌بست به یکی از رستورانت‌ها چکر رفته بوده… خوب ما چه کاری به این‌کارها داریم. اگر در حمام این حرف‌ها را بگوییم، هفتاد افغانی جریمه می‌شویم؛ چون عرف همین است که در حمام هرکسی سرش باید به کارش باشد نه این‌که‌… (به حرف‌های بالا توجه شود).
خبر خوش این ‌است که رییس ترافیک از این قضیه بی‌خبر است و خبر‌ خوش‌تر این می‌تواند باشد که‌ آقای رییس عمومی ریاست ترافیک، از خیلی کارها و خبرهای دیگر نیز بی‌خبر است. مثلاً قانوناً این آقا حق ندارد خبر داشته باشد که دلالان اخذ جواز رانندگی، مشتریان‌شان را بدون نوبت به مرجع مربوطه برده و متقاضیان نوبتی، باید خیلی صف را مراعات فرمایند تا بالاخره وجداناً قبول کند که دلال هم خدا دارد و نیاز به روزی دارد.
خوب از ترافیک و ریاست ترافیک چه شکایت کنم، وقتی کرزی بعد از لویه ‌جرگه، پیمان امنیتی را امضا‌ نکرد؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه