نخستین روز گفتوگوی مسکو در واقع اعلام مواضع و دیدگاهها میان نمایندگان طالبان و رهبران سیاسی افغانستان منهای دولت وحدت ملی، در حضور رسانهها برگزار شد. مجلسی که تفاوت چندانی با هفده سال مواجهه و جنگ امارت اسلامی طالبان با دولت جمهوری اسلامی افغانستان نداشت. در جنگ هفده سال گذشته، طالبان در حالت تهاجمی و حملات منسجم، ماهبهماه و سالبهسال، از ولسوالیها به سمت مراکز ولایات و از روستاهای جنوب به سمت شمال کشور هجوم بردند و دولت افغانستان، فارغ از خطای درست بودن آن، در یک حالت دفاعی و شکننده، در حال عقبنشینی و از دست دادن قلمرو بود. این دینامیزم حاکم بر هفده سال جنگ، به میز مذاکرات در مسکو نیز سرایت کرده است.
به نظر میرسد که حملهی سرسختانهی نمایندگان طالبان و دفاع متزلزل رهبران سیاسی افغانستان، خلاصهی نخستین روز این نشست باشد. نخستین روز اعلام مواضع رسمی طالبان و واکنشهای نامسنجم رهبران سیاسی افغانستان در حضور رسانهها را میتوان در چند مورد جمعبندی کرد.
یکم: طالبان با ارسال نمایندگان سیاسی در مسکو، موفق شدند که رهبران سیاسی طراز اول و چهرههای ارشد احزاب و جریانهای بزرگ افغانستان را به ردیف کنار هم بنشانند. به لحاظ تشریفات رسمی و عرف دیپلماتیک، طرازبندی نمایندگان حاضر دو طرف در گفتوگوها، با تفاوت بسیار ناهمگون بود. یک طرف، جمعی بزرگی از رهبران سیاسی طراز اول افغانستان به همراه رییسجمهور پیشین کشور و مدعی رهبری و زعامت سیاسی افغانستان جدید با سیزده سال تجربه و کارنامهی نشستن بر کرسی فرد شماره نخست مملکت به صف نشستند و در سوی دیگر، ده نمایندهی سیاسی عمدتا گمنام طالبان که برجستهترین آنها، شیرمحمد عباس استانکزی، به اغماض میتواند در جمع چهرههای ارشد و طراز دوم گروه طالبان قرار بگیرد. این چینش به آشکارا نامتوازن در طرازبندی چهرههای دوطرف گفتوگوها، اگر نه تحقیر رهبران سیاسی افغانستان و غرش طالبان که بالانشینی امارت اسلامی و پاییندستی افغانستان پس از طالبان بود. به لحاظ عرف دیپلماتیک و تشریفات رسمی، رهبران سیاسی افغانستان میبایست نمایندگان سیاسیشان را به نشست میفرستادند.
دوم: به لحاظ مایه و محتوای سخنها و مواضع دوطرف، طالبان، با انسجام، جدیت و قاطعیت، تقریبا فشردهی مواجهه و تفسیرشان از پروسهی صلح و کموکیف برقراری آن، قانون اساسی و ساختار سیاسی قدرت پس از مصالحه، حقوق زنان، کاهش تلفات ملکی، تأمین خدمات ملکی، مناسبات سیاسی افغانستان با منطقه و جهان، چالش کشت مواد مخدر و اعتیاد و دیگر مسایل مهم کشوری را به صورت مدون و منسجم توضیح دادند. در طرف مقابل اما، مواضع رهبران سیاسی، معجونی از نصیحت، ادبیات و لحن قباحت زدایانه از طالبان، قصهگویی و جکپراکنی، تضرع، حملهی آشکار و پنهان بر حکومت و متهم کردن آن به ستیز با صلح و اندکی دفاع از ارزشهای هجده سال گذشتهی افغانستان بود. اگر اکثر محتوای سخنرانی یونس قانونی و بخشهایی از حرفهای فوزیه کوفی را فاکتور بگیریم، مواضع طالبان و رهبران سیاسی افغانستان، مصاف جدیت و انسجام با تضرع و پراکندگی بود.
سوم: طالبان، به صورت آشکار و حداکثری، با توجه به آنچه در موارد یکم و دوم توضیح دادیم، مصاف و جنگ رسانهای و تبلیغاتی را بردند. باوصف تلاشهای مجدانهی ایالات متحده و دولت افغانستان برای کسر امتیاز و به حاشیه راندن دور اول مذاکرات مسکو، این بار اما، گفتوگوهای صلح افغانستان در مسکو، با برجستگی حداکثری، توجه رسانهای، اجتماعی و سیاسی را در افغانستان و سطح بینالملل به خود جلب کرد. در دور قبلی گفتوگوها، دولت افغانستان با فرستادن تعدادی از کارمندان میان رتبهی وزارت خارجه به نشست مسکو، تلاش کردند که از آن در حد ممکن امتیاززدایی کند. این بار اما با وصف بایکوت کردن آن، در سبوتاژکردن گفتوگوهای مسکو که از قضا میتواند موضع سیاسی درستی نیز باشد، ناکام شد. به نظر نمیرسد که ارگ ریاست جمهوری در اعلام واکنش احتمالی به گفتوگوهای مسکو، بتواند جایی برای موضعش در پرداختهای رسانهها از وضعیت گفتوگوهای صلح باز و فراهم کند.
چهارم: نخستین روز نشست مسکو به آشکارا نشان داد که طالبان، کماکان قرائت و نگاه افراطی و ایدئولوژیکشان از نظام سیاسی و اجتماعی که در دورهی امارت اسلامی بر افغانستان داشتند را حفظ کردهاند. بر مبنای اعلام موضع رسمیشان، طالبان، افغانستان را اشغال شده میدانند، حکومت را نامشروع، قانون اساسی را برآمد دیدگاه کفرآمیز خارجیها و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان را در چارچوب شریعت اسلامی مد نظر خودشان تفسیر میکنند. باوصف انعطافپذیری، خوشآمدگویی و موضع منعطف و مسالمتجویانهی رهبران سیاسی حاضر در نشست، طالبان اما در اعلام موضعشان نسبت به نوع نظام سیاسی آینده، تقریبا هیچ گامی به عقب بر نداشتند. اکنون پرسش این است که گیریم طالبان موفق به تفاهم و توافق با رهبران سیاسی حاضر در گفتوگوهای صلح شدند، با زنان و نسل جوان دانشگاهی، مدنی و شهری کشور که بدنهی افغانستان جدید را ساختهاند، چه خواهند کرد؟ از بُعد سیاسی مذاکرات و احیانا توافقات صلح اگر بگذریم، در بعد مصالحهی اجتماعی، آیا طالبان میدانند که دستکم نیم افغانستان به عنوان یک بدنهی متحرک، پویا و آمیخته با مظاهر حیات سیاسی و اجتماعی مدرن و نوگرا، نمیتوانند با دیدگاه و تفسیر و قرائت آنها از سیاست و جامعه توافق کنند؟
