حملهی تروریستی به دو نهاد ملکی و غیرسیاسی، با قصاوت رقتبرانگیزی، 43 کشته و 27 مجروح روی دامن مردم افغانستان گذاشت. در میان قربانیان و مجروحان حمله، 18 زن، دو کودک و دستکم 47 مرد قرار دارند که همگی غیرنظامیان بودند. با آن که سخنگوی طالبان دست داشتن در این حمله را رد کردند اما رییس اجراییهی حکومت و سخنگوی نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان، مسوولیت حمله را به صورت مستقیم و به صراحت، به طالبان حوالت کردند. طالبان، برای قباحتزدایی از خود، بارها دست داشتن در حملاتی از این دست را رد کردهاند. اگرچه قصاوت و ماراتن انسانکشی طالبان، مورد تازهیی نیست که مردم افغانستان با آن ناآشنا باشند. اکنون و در سوگ جاری شدن خون دهها شهروند ملکی در یک حملهی بیرحمانه، بهنظر میرسد توجه به دو مورد درشت و مهم، اجتنابناپذیر باشد.
یکم: وزارت فواید عامه و در جنب آن معینیت شهدا و معلولین، در قلب پایتخت و در حداکثر یک کیلومتری ارگ ریاست جمهوری و دهها نهاد و تأسیسات مهم دولتی و نظامی قرار دارد. حملهی تروریستی با چهار عامل انتحاری و دو موتر بمب، به محافظت شدهترین ساحهی پایتخت، چگونه ممکن و اتفاق افتاده است؟ فارغ از سوگواری، اهدای حس همدردی به قربانیان و بازماندگان و فرستادن دشنام و لعن و کین به طالبان، نمیتوان از الزام التفات به خلاها و حفرههای امنیتی در مسیر ورود به ساحهی سبز امنیتی پایتخت چشم پوشید. این همه مهاجم انتحاری تا به دندان مسلح، تجهیزات و ادوات نظامی و دو موتر مملو از مواد منفجره، چگونه با عبور از دهها ایست بازرسی به محل وقوع حمله منتقل شده است؟
دو حالت بیشتر متصور نیست. یا سازوکار حفاظت از ساحهی سبز امنیتی پایتخت معیوب است که این حجم از عوامل تروریستی و مهمات انفجاری موفق به ورود به آن میشود و یا افراد و شبکههایی در درون نهادهای امنیتی در جلوگیری از رخداد غفلت کرده و در حالت بدتر، با شبکههای تروریستی همکاری کردهاند. این حفرههای امنیتی و غافلین/ عوامل مربوط به تشکیلات نهادهای امنیتی مؤظف در تأمین امنیت باید شناسایی و پیگیری شود. اتحاف دعا به ارواح قربانیان و ارسال نفرین و لعن به تروریستان، به آشکارا گریز از اصل به صورت ماجراست.
دوم: پس از وقوع حمله، عملیات حفاظت از گیرافتادگان در ساختمانهای وزارت فواید عامه و معینیت شهدا و معلولین و کشتن مهاجمان انتحاری، از حوالی ساعت سه و نیم بعد از ظهر آغاز و در ساعت یازدهی نیمهشب پایان یافت. اگرچه مسوولین امنیتی، حفاظت از غیرنظامیان را دلیل طولانی شدن عملیات پاکسازی ساحه از مهاجمان عنوان کردند اما به نظر میرسد که هشت ساعت، زمان بسیار طولانی برای چنین عملیاتی باشد. الزام سپاسگزاری و ارجگذاری به قربانیان نیروهای امنیتی در جنگ با تروریستان و حفاظت از مردم، همواره محفوظ بوده است اما رهبری نهادهای امنیتی و سازوکار آموزش، رهبری و فرماندهی نیروها و عملیاتها، با پرسشهای جدی مواجه است.
جان باختن 43 غیرنظامی را نمیتوان با الزام ارجگزاری به قربانیان نیروهای امنیتی توجیه و ماست مالی کردند. دهها گزارش مستند از فساد، سوء مدیریت و غفلت وظیفوی و دخالتهای سیاسی در عزل و نصب مقامها و فرماندهان در نهادهای امنیتی وجود دارد. طبیعیست که چنین عوارضی بر کیفیت کار نهادهای امنیتی به عنوان نهادهای مسوول در تأمین امنیت تأثیرات منفی میگذارد. نمیتوان از این ضعف آشکار در حفاظت از مردم در برابر حملات قصاوت بار تروریستان چشم پوشید.
