تصمیم حکومت برای تشکیل اردوی محلی در جاغوری و مالستان میتواند جنگ افغانستان را وارد مرحلهی تازهیی کند. این تصمیم که اساس آن بر سربازگیری از مردم محل استوار است، میتواند ماهیت جنگ را از جنگ دولت علیه طالبان به جنگ قومی تمام عیار تغییر دهد.
در حدود ده روز قبل از آغاز حملات گروه طالبان بر مناطق نوارمرزی ولسوالی جاغوری، حملهی این گروه بر روستاهای حسینی و کندلان در ارزگان خاص در طی حکمی از سوی رییسجمهور غنی، جنگ قومی عنوان شد. این حکم هرچند که در نتیجهی فشارها یک روز بعد اصلاح شد اما پیام اساسی آن «جنگ ارزگان قومی است» به صورت سریع در سراسر هزارهجات و مناطق مختلف افغانستان منتشر شد.
پس از حملهی طالبان بر جاغوری و ایستادگی مردم در کنار نیروهای امنیتی برای دفاع از امنیت و اراضی، واکنش دولت به درخواستهای مکرر و طولانی مردم محل برای تأمین امنیت به راهکاری انجامیده که قطعاً پیامدش حرفی است که رییسجمهور افغانستان اعلام داشته است: «این جنگ قومی است.» چرا تشکیل اردوی محلی میتواند جنگ در ولسوالیهای یاد شدهی غزنی را قومی کند؟
اول: دو ولسوالی جاغوری و مالستان مطلقاً هزارهنشین است. ساکنان این دو ولسوالی به لحاظ قومی هزاره و به لحاظ مذهبی شیعه هستند. اگر به عوامل گفته و ناگفتهی نزاع ها و جنگهای خونین افغانستان نگاهی بیاندازیم، یکی از عوامل اصلی در گذشته و حال که اختلاف نظرها به نزاع و خشونت انجامیده، عامل قومیت و مذهب بوده است. این عامل در تقسیمات گروه های انسانی در صفوف مختلف جدالها و کشمکشها رنگ برجستهتر از هر عامل دیگر دارد.
دوم: در مقابل، تاریخچهی گروه طالبان و فعالیت 10 سال اخیر این گروه نشان میدهد که اکثریت قاطع جنگجویان این گروه را افرادی با هویت قومی پشتون و از لحاظ مذهبی سنی مذهب تشکیل میدهند. اگر حتا باور غالب در مورد هویت قومی گروه طالبان را نادیده بگیریم، حقیقت این است که در میان تودهی هزارهها، طالبان هنوز هویت قومی دارد و هر فردی در درون گروه طالبان اگر غیرپشتون هم باشد، به لحاظ قومی پشتون دیده میشود.
سوم: تجربهی دو هفته جنگ در ولسوالیهای جاغوری و مالستان نشان داد که سربازگیری برای طرفین جنگ به نام قوم و مذهب آسانترین راه و کم هزینهتر از هر گزینهی دیگر است. طالبان با استفاده از روایت قومی و مذهبی«جنگ علیه هزارههای کافر، جهاد است» از ولسوالیهای گیلان، خاک افغان و ولسوالیهای همجوار با جاغوری سربازگیری کردند. در مقابل نیروهای پولیس محلی نیز با توسل به عنصر هویت قومی به راحتی، افراد غیرمسلح را مسلح و مردم ملکی را به جبهات جنگی و نظامی کشاندند. این امکان برای هر جنگ دیگر و در هرزمانی برای دو طرف مقدور است و به میزانی که هزینهی انسانی جنگ افزایش یابد، حس انتقامجویی و برتریخواهی در میان دو گروه قومی و مذهبی تشدید مییابد.
چهارم: طرح تشکیل اردوی محلی اقتباسی است از طرح پولیس محلی. این نسخه در سراسر افغانستان ناکام شده است و نتوانسته به امنیت سراسری کمک کند. اگر از عواقب و معایب نظامی این طرح بگذریم، آنچه روشن است این که در مورد جاغوری و مالستان و سایر نقاط هزارهجات عنصری به نام “مذهب و قوم” در ایجاد اردوی محلی مطقاً نادیده گرفته شده است. پیش از این اگر اردوی محلی در بدخشان یا کنر و یا لغمان و قندهار طراحی و تأسیس شد، ماهیت جنگ بر سر قدرت و تصرف حاکمیت بیشتر میان نیروهای دولتی و گروههای تروریستی بود. اما در هزارهجات دلیل اصلی جنگ برای دو طرف فرق میکند. مردم حمله طالبان را نه حمله بر دولت بلکه حمله بر باورها، عقاید و هویتشان میدانند و برای دفاع از آن خواهند جنگید. طالبان نیز برای بسیج و سربازگیری نه از جهاد علیه امریکاییها و اشغالگران بلکه با توسل به دین و مذهب در پی استفاده از فتواهای مذهبی خواهند شد و جنگ را با عامل قومیت و مذهب به پیش خواهند برد. درحالیکه در ننگرهار این عامل نمی توانست دو طرف جنگ را یاری کند. به دلیل اینکه طرفهای درگیر جنگ به لحاظ مذهبی و قومی عمدتاً یکسان و تکهویتی بودند. همینطور در بدخشان و سایر مناطق افغانستان.
بنا براین، طرح دولت برای تشکیل اردوی منطقهیی که اکنون در سراسر هزارهجات زمزمهی آن برسر زبانهاست، پیامدهای زیانباری برای آیندهی افغانستان خواهد داشت. دولت افغانستان نباید عامل قومیت و مذهب را در جنگهای آیندهیی که در مناطق هزارهنشین به راه خواهد افتاد، فراموش کند. این دو عامل میتواند بحران بزرگتر و دوامدارتری را در پی داشته باشد. تاریخ جنگهای خونین گذشته باید این درس را برای زمامداران ما داده باشد که این طرح باید بازبینی شود و به جای آن از نیروهای امنیتی افغانستان برای تأمین امنیت این مناطق استفاده شود نه اینکه اردوی محلی برای مناطق هزارهنشین برپا شود. این طرح برای وحدت نسبی قومی و مذهبی حاکم بر مناسبات شهروندان افغانستان با توجه به گرایشهای متعدد مذهبی و قومی که توسط کشورهای منطقه در افغانستان حمایت و بزرگنمایی میشود، نگرانکننده، ناسنجیده و دارای پیامدهای ناگوار است. دولت افغانستان باید از اردوی ملی و نیروهای امنیتی برای دفاع از قلمروش در مناطق هزارهنشین استفاده کند. در مقابل هزاره بایستی به جای تشکیل اردوی منطقهیی به فکر پیوستن در صفوف نیروهای امنیتی باشند.
