پس از قریب به ده روز از آغاز درگیریهای خونبار در ارزگان، رییسجمهور با اعزام یک هیأت دولتی به محل منازعات، کشتار مردم ملکی توسط قطعهی سرخ طالبان «مشهور به نیروهای کماندو» ی این گروه را، «منازعهی قومی» تفسیر کرد. سه روز پیش، سرور دانش، معاون دوم رییسجمهور، خطاب به مردم ارزگان خاص گفته بود که در برابر تجاوز متجاوزان و تروریستان از عزت خود با قدرت تمام دفاع کنند.
پس از سردرگمی وسیع رسانهها در خصوص جزئیات و کم و کیف آغاز منازعات و سپس وضعیت جنگ در ارزگان که از عدم دسترسی به منابع محلی و امتناع مسوولین امنیتی از ارایهی توضیحات و پاسخگویی به رسانهها ناشی میشد، اکنون اطلاعات و گزارشهای دریافتی از محل درگیریها، تأیید میکند که جنگ از یک منازعهی کوچک محلی آغاز شده است. در نخستین روزهای پس از آغاز درگیری و سپس یورش سهمگین نیروهای قطعهی سرخ طالبان به چند روستا، شبکههای اجتماعی را موجی از نفرتپراکنی قومی درنوردید. کاربران هزاره و پشتون در شبکههای اجتماعی، با نشر مطالب و دیدگاههای قومگرایانه، به صورت رو به افزایش، میدان منازعه بر پایهیی گرایشهای قومی را وسعت دادند. عکسهای از درگیریهای سوریه و ناآرامیهای شمال افریقا تا تلفات حوادث طبیعی مثل زلزله و سیلزدگی، به قربانیان جنگ ارزگان نسبت داده شد. در وضعیتی که مردم به صورت رو به افزایش به التهاب قومی در شبکههای اجتماعی آتش میدمیدند، حکومت و نهادهای امنیتی اما چونان تماشاگران بیپروایی که هیچ مسوولیتی در خصوص مدیریت منازعه و وضعیت رو به التهاب ندارد، به تماشا و سکوت اکتفا کرد. پاسخ نهادهای امنیتی به مراجعهی مکرر رسانهها برای پوشش خبری منازعات ارزگان خاص، امتناع از پاسخگویی یا اعتراف به نداشتن اطلاعات بود. در غیبت اطلاعرسانی به موقع و مستند رسانهها، میدان شایعهپردازی و به تبع آن، نفرتپراکنی قومی و دامن زدن به منازعات و اختلافهای تباری برای شهروندان و کاربران شبکههای اجتماعی خالی شد.
در کشوری که از یک جنگ خونین و بنیادبرافکن داخلی برخاسته و به شدت مستعد خلق بحرانها و منازعات قومی است، مواجههی حکومت با جنگ در ارزگان، شرمآور و خود عامل بحران بوده است. در منازعهی ارزگان، غیرنظامیان بسیاری کشته شدند، خانوادههای بسیاری به آوارگی رفتند و به تبع آن، موجی از نفرتپراکنی قومی، شهروندان کشور را به کام کشید اما ارگ ریاستجمهوری پس از ده روز سکوت و تماشای کشته و آوارهشدن غیرنظامیان و جدالهای به غایت قومی شهروندان در شبکههای اجتماعی، با فرستادن یک هیأت، آخرین پازل این نفرت پراکنی قومی را کامل کرد و به صورت رسمی، منازعات محلی و کشتار غیرنظامیان توسط طالبان را «منازعهی قومی» اعلام کرد. قومی خواندن جنگ در ارزگان توسط رییسجمهور، مهر تأییدی بر جدالها و منازعات قومگرایانه میان شهروندان اقوام هزاره و پشتون در خصوص جنگ ارزگان بود.
قومی خواندن منازعهی ارزگان توسط رییسجمهور و توصیهی معاون رییسجمهور به مردم ارزگان خاص مبنی بر دفاع مقتدرانه از عزتشان در برابر تهاجم تجاوزگران و تروریستان، به آشکارا نشان میدهد که رهبران درجه اول کشور، خود اسیر یک مواجههی قومی از جنگ ارزگان است. فارغ از نبود هماهنگی و ایتلاف نظر میان رییسجمهور و معاونش در خصوص یک نزاع خطرناک محلی، چنین به نظر میرسد که رهبران و مدیران ارشد کشوری که بزرگترین مسوولیتشان حفاظت از وفاق ملی، حراست از امنیت و جان شهروندان غیرنظامی و جلوگیری از دامن زدن به نفرت و شکاف قومی است، نزاع قومی ـ سیاسی شان را ده روز پس از آغاز جنگ حتا بر جنازههای قربانیان ملکی ادامه میدهند. اگر رهبران کشور که میبایست حافظ امنیت و پیشآهنگان جلوگیری از التهاب و بحران قومی باشند، رشتهی مدیریت وضعیت را به دست نگیرند، بعید نیست که آتش یک دعوای کوچک محلی بر سر زمین و مانند آن، کلیت کشور را به کام کشیده و موجی از التهاب مهارناپذیر قومی را داغ نکند.
