به تازگی، رییس جمهور غنی در دیدار با برخی از مدیران امنیتی ادعا کرده که افغانستان بیش از هرزمانی، به صلح نزدیک شده است. از قریب به یک دهه قبل که تلاشها برای گفتوگو با طالبان آغاز شده، چنین به نظر میرسد که پس از اعلام استراتژی جدید ایالات متحده در خصوص جنوب آسیا، ادعای آقای غنی پذیرفتنی باشد. گفتوگوها با طالبان، اکنون، واقعی و جدی به نظر میآید. چند دور مذاکرات مقدماتی و پنهانی میان دیپلماتهای امریکایی و نمایندگان طالبان صورت گرفته و به تازگی، هیئتی از شورای کویته برای گفتوگو با نمایندگان سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی در خصوص رهایی زندانیان این گروه و تلفات غیرنظامیان به امارات متحدهی عربی سفر کرده است. در بحبوحهی ذوقزدگی و تلاش برای نمایش پیشرفت در روند مصالحه با طالبان، توجه به دو چالش جدی و چارهجویی برای رفع آن به نظر حواشی مهمتر از متن باشد.
یک: پس از هفده سال جنگ فرسایشی، دادن هزاران قربانی نظامی و غیرنظامی و صرف مبالغ هنگفت مالی، اکنون طبل مصالحه با طالبان به صدا درآمده است. به قطع، برقراری صلح و برپایی امنیت، بزرگترین آرزویی است که مردم افغانستان پس از چندین دهه جنگ و خشونت چشم به برآوردهشدن آن دوخته اند. افغانستان به روایت از آقای رییس جمهور در وضعیتی بیش از هر زمانی به صلح نزدیک میشود که به لحاظ همگرایی و همکاری سیاسی، در یکی از وخیمترین وضعیتها پس از سقوط امارت اسلامی قرار دارد. چهار سال پس از تشکیل حکومت وحدت ملی، بخش بزرگی از رهبران و سهامداران این حکومت ائتلافی، در برابر ارگ ریاست جمهوری صفآرایی کرده اند. اوج گسست در هیئت رهبری حکومت زمانی اتفاق افتاد که مشاور امنیت ملی رییس جمهور به عنوان بزرگترین و مهمترین حامی او، به دلیل آنچه اختلافنظر در تقریبا همهی امور کلان مدیریت کشور عنوان شد، از مقاماش کنارهگیری کرد. اکنون، به تقریب همهی درشتدانگان سیاسی، حلقهی محاصره و فشار بر ارگ ریاست جمهوری را تنگ کرده و یکی از فراگیرترین ائتلافهای سیاسی مخالف حکومت در دو دههی اخیر را تشکیل داده اند. تنگنا برای ارگ و سپیدار، آنقدر شدت گرفته که در یک اقدام عجیب، اخیرا دو رهبر حکومت وحدت ملی، به دیدار عبدالرب رسول سیاف، به محل اقامتاش در پغمان رفتند. کسی که مخالفت و ایبسا نفرتاش از اشرف غنی را از نخستین روزهای تشکیل حکومت وحدت ملی تا مرز امتناع از ایستادن به نشانهی احترام به رییس جمهور در یک مراسم رسمی و عمومی پنهان نکرده است. در وضعیتی که حکومت وحدت ملی، بیش از هر زمانی در محاصرهی مخالفان پرتعداد و قدرتمندش قرار گرفته و از آنسو، طبلهای مصالحه با طالبان به عنوان احتمالا مهمترین اتفاق سیاسی افغانستان پس از توافق بن، به صدا در آمده است، به نظر میرسد که دولت، در یکی از آسیبپذیرترین موقعیتها، به پیشواز مقدمات مذاکرات صلح میرود. اگر این تشتت در آرایش جریانها و حلقات سیاسی رفع نشود، ارمغان صلح -به فرض وقوع- از موقعیت ضعف و گسست سیاسی، قطعا با کمترین امتیاز ممکن به دست خواهد آمد.
دو: هفت سال پس از آنکه دفتر سیاسی طالبان در دوحه، فقط چند روز پس از گشایش در نتیجهی اعتراضهای بیپشینهی حامد کرزی به نادیدهگرفتهشدن افغانها در گفتوگوها، بسته شد، اکنون بار دگر و بیش از گذشته، افغانها از روند گفتوگوهای صلح با طالبان به حاشیه رانده شدهاند. اگرچه رییس جمهور و مراجع رسانهای مربوط به ارگ در یک تلاش تظاهرمآبانه، از آتشبس اواخر ماه رمضان و سه روز عید فطر به عنوان ابتکار دولت در پیشرفت روند صلح یاد کردند اما واقعیت این است که حکومت وحدت ملی حتا از پایینرتبهترین دیپلماتهای امریکایی دخیل در گفتوگوهای صلح، صلاحیت و جایگاه کمتری در تلاش برای مذاکرات صلح دارد. ایالات متحده در رأس و بازیگران و متحدان منطقهییاش در ذیل، فارغ از اعمال نقش قابل حسابی از طرف حکومت افغانستان، گفتوگوهای صلح با طالبان را به پیش میبرند. درست است که ایالات متحده به عنوان معمار و بزرگترین حامی نظام سیاسی جدید افغانستان، جایگاه ویژهای در مناسبات و مبادلات سیاسی افغانستان به صورت خاص و کلیت جهان به صورت عام دارد اما این امر نمیتواند غیبت مطلق حکومت و مردم افغانستان در مذاکرات صلح با طالبان را توجیه کند. به نظر میرسد که طالبان، با توجه به بیش از یک دهه مقاومت سرسختانه در برابر یکی از بزرگترین ائتلافهای نظامی بین المللی و حکومتی با بیش از سه صد هزار نیروی نظامی، به آسانی حاضر به پذیرش مصالحه با ایالات متحده و حکومت افغانستان نباشد. به فرض نتیجهبخشی گفتوگوها، آنها به قطع، پس از اخذ بیشترین امتیازهای ممکن، به پذیرش صلح تن خواهند داد. افغانستان، تنوع اجتماعی، ایدئولوژیک، قومی و مذهبی پیچیده و منحصربفردی دارد که امتناع از توجه به آن در میکانیزم و کموکیف مصالحه با طالبان، روند صلح را به بنبست روبرو خواهد کرد. با توجه به استراتژی متفاوت دونالد ترمپ در خصوص مواجههی ایالات متحده با مسایل خاورمیانه و جنوب آسیا، احتمال انعقاد یک معامله با طالبان در گفتوگوهای صلح، پذیرفتنیتر میآید. این احتمال از آنجا بیشتر قوت میگیرد که گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی افغانستان از حکومت و جبهات مقاومت در برابر طالبان تا اقلیتهای مذهبی-قومی و زنان، در گفتوگوهای صلح با طالبان به صورت مطلق غایب اند. اقدام به تشکیل یک هیئت مذاکره برای گفتوگو با طالبان از سوی ائتلاف مخالفان سیاسی حکومت نیز از همین نگرانی ناشی میشود. در بعد بینالمللی، ممکن است که ایالات متحده در احتمالا یک معاملهی سرد و بیپروا، مصالحه با طالبان را به کرسی بنشانند اما در بعد داخلی، این تعامل در لباس مصالحه، به قطع به بنبست روبرو خواهد شد.
