هادی دریابی
نوروز از راه رسید. سال قبل نیز نوروز از راه رسیده بود. مردم همه ساله در نوروز طبق سلیقه دعاهایی خدمت خداوند صاحب تقدیم میکنند. اینکه چه دعاهایی قبول میشوند، به من ربطی ندارد، چون در حوزهی صلاحیت بنده نیست (والله). انسانها هرچند منافع مشترک دارند، اما منافع فردی نوع انسان، متفاوت و گاهی خیلی متفاوت و مغایر هم قرار دارند. اکثریت مردم برحسب منافع فردی دعا کرده و آرزوهای خویش را طی یک مراسم تقریری خدمت خداوند تقدیم میکنند. من در نوروز قبل دعا کردم که خدایا، مرا از شر موی رفتگی نجات ببخش! برادرانم را در مکتب اول نمره بگردان. خواهرانم را خوش بدار. پدر و مادرم را دوست دارم، خدایا به آنها توفیق بده که در فکر زن گرفتن من بیفتند و برایم زن بگیرند (اگر خیلی منفیباف نباشید، این دعای من در حد خودم درست بوده). میبینید که به همین سادگی هرکسی طبق سلیقهاش دعا میکند. کرزی شاید دعا کرده باشد که بار خدایا! نوروز و غیرنوروز برای من مهم نیست. فقط توفیق بده که نه دل خارجی را بشکنم و نه در دل طالبان بزنم. وزیر دفاع وقت شاید دعا کرده باشد که الهی! دشمنان افغانستان را به خون بنشان تا بنده خدمت عساکر اردو و ملت افغانستان دیم (Dim) نشوم. همینطور، وزیر داخله شاید گفته باشد که خدایا، فرزندان پولیس ملی افغانستان را توفیق بده که حداقل در سرک برگر فروشی نکنند. یا شاید هم دعا کرده باشد که خدایا! هرآنچه که در وزارت داخله وجود دارد، نیازمند لطف شماست، پس خواهشاً لطف خویش را از ما دریغ نفرمایید! رییس پارلمان شاید گفته باشد که خدایا! من طبق لایحهی وظایف داخلی مکلف به تأیید و رد تصامیم ملی مطابق آرای حاضر در مجلسم، بناءً اگر تصمیمی را به تصویب رساندم که اصلاً یک افغانی برای ملت فاید نداشت، بدان که کار من نیست، کار وکلای محترم ولایات محترم افغانستان محترم است. حضرت صاحب شاید گفته باشد که یا ربالعزت، به من عمر دوباره بده که نصف قدرت کرزی را برای خدمت به شهدای افغانستان اختصاص بدهم. هوتلداران برنامههای عروسی بدون وقفه را شاید خواسته باشند. غاصبین زمین شاید خواهان ارتباط خانوادگی با قاضیالقضات شده باشند تا نمکگیرشان کرده و از شر قضاوتهای مضرش خلاصی یابند. مفسدین ادارات دولتی شاید بیشتر از هرچیزی، کوری و کری رییسان و بالاسرانشان را خواسته باشند و احیاناً یک شینگ از خداوند خواسته باشد که انصاف را در مقامهای بالاتر نهادینه بساز تا سهم ما از اختلاس، کمی جیبنوازتر شود. طالبان هم به عنوان عبدالله شاید خواسته باشد که ای گرانه خدایه! توپیک عطا کن که کپاره نابود کنیم! زن مردم بکشیم! اطپال بکشیم! اردوی ملی یا چوچای امریکایی بکشیم. پولیس بکشیم، دولتی بکشیم، کارمند مؤسسه بکشیم، معلم بکشیم، محصل بکشیم، مکتب بسوزانیم و سرک خراب کنیم! ای گرانه خدایه! اگر کم کشتیم، کم ما و کرم شما دیگه!…
یگانه مارشال افغانستان که شاید تا حالا خداوند عملیات شامل کردن رحمتش را در حقش شروع کرده باشد، نیز دعایی کرده که به دلیل عدم حضور در دار فانی، از حدس زدن در این زمینه ابا میورزم. معاون دوم رییس جمهوری شاید از خدا خواسته باشد که بهسود زیر آتش کوچی نسوزد و الا، خدایا حاضرم اولین نفری باشم که در دفاع از سرزمین و حق مردمم، شهید شوم (هرچند دهها نفر شهید شده بودند). شاید هم در همین لحظه در ذهنش خطور کرده باشد که این آرزو را با کرزی یکجا خدمت خداوند تقدیم کند، اما بعداً منصرف شده باشد. آقای یونس قانونی مطمئنم که هرگز دعا نکرده تا روزی مارشال به رحمت برود و ایشان معاون اول معرفی شود. وکلای پارلمان شاید از خداوند خواسته باشند که ای خدا! طرفداران مارا همچنان یکپارچه نگهدار تا در دور بعدی، وحدت ملی را تمثیل نتوانیم. تازه فارغ شدهها که صد درصد دنبال کار بوده و از خداوند خواسته باشند که خدایا! در این کشور بیواسطه دستشویی یافت نمیشود، چه رسد به کار. بار خدایا، اول تو واسطه شو! اگر تو مصروفی، ما را به فلان وکیل و رییس و قوماندان متوصل بساز! احزاب سیاسی که اصلاً دعایی برگزار نمیکنند، چون روز نوروز ایله و بیله پیام تبریکی خدمت بزرگان کشور میفرستند و از مردم را دریافت کرده و بهزور لبخند میزنند.
اصلاً گور پدر بودجهی انکشافی و عادی، خواه عادلانه باشد یا ظالمانه، متکی به کمکهای خارجی باشد یا از داخل کشور تأمین شود! من نوروز را برای شما تبریک عرض کرده و به جای خداوند، از شما میخواهم که طوری زندگی کنید که بیارزد. روایت است که چه مدت زندگی کردن مهم نیست، چگونه زندگی کردن مهم است!
خبرنگارناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
