با اعلام نتیجهی نهایی انتخابات پارلمانی پاکستان اکنون به نظر میرسد عمران خان، رهبر حزب پیشتاز تحریک انصاف خودش را برای نشستن بر کرسی نخستوزیری آماده میکند. به قدرت رسیدن حزب تحریک انصاف در پاکستان بیتردید بر مناسبات کابل ـ اسلامآباد و نیز نقش این کشور در مسألهی صلح و جنگ در افغانستان پیامدهای جدییی خواهد داشت.
رییسجمهور غنی از عمران خان دعوت کرده تا به کابل بیاید و او نیز در سخنرانی روز پنجشنبهاش ـ هنگامی که پیروزی حزباش را جشن گرفت ـ یادآوری کرد که خواستار رابطهی دوستانه با افغانستان است و آماده است تا برای تأمین ثبات در افغانستان یاری رساند. اظهارنظرهای اخیر عمران خان در بارهی افغانستان به طرز شگفتیانگیزی صمیمانه و علیالظاهر صادقانه به نظر میرسد. خان گفته است که ثبات در هر دو کشور (افغانستان و پاکستان) به هم دیگر گره خورده است. نتیجه اینکه پاکستان رنگ آرامش را نخواهد دید مگر اینکه شاهد تأمین ثبات و امنیت در افغانستان باشد. رهبر حزب تحریک انصاف در تبارز احساسات صمیمانهاش نسبت به کابل تا آنجا پیشرفت که آرزو کرد مردم دو کشور مانند مردمان کشورهای عضو اتحادیهی اروپا با همدیگر آزادانه رفتوآمد و تعامل داشته باشند.
رویکرد آشتیجویانهی مردی که شش سال پیش جنگ علیه امریکا در افغانستان را «جهاد» عنوان داده بود، در کابل امیدی تازه خلق کرده است. نشانههای حسن نیت عمران خان که اکنون نشستناش بر کرسی نخستوزیری پاکستان مسلم شده، این امید را خلق کرده که افغانستان و پاکستان سرانجام بتوانند برای به انجام رساندن روند مصالحه با طالبان به نتایج رضایتبخشی دست یابند. حکومت وحدت ملی در یک سال گذشته تلاشهایش را برای رسیدن به راهکاری در جهت تأمین ثبات و آشتی با طالبان افزوده است و تاکنون سه نشست علمای مذهبی کشورهای اسلامی را در اندونیزیا، عربستان سعودی و کابل برگزار کرده است. در نشست دوم روند کابل نیز غنی خواستار مذاکرهی بی پیششرط با طالبان شد و یک ماه پیش نیز با اعلام آتشبس یکطرفه آخرین امکاناش را برای واداشتن طالبان به گفتوگو با حکومت روی میز گذاشت. اما تمامی این تلاشها نتیجهی روشنی نداشت و چیزی از اصرار طالبان مبنی بر مذاکرهی مستقیم با امریکا کم نکرد.
در سپهر سیاسی افغانستان، بقای طالبان، افزایش توان نظامی این گروه و لجاجتاش در امتناع از مذاکره با حکومت به سیاستهای خصمانهی پاکستان در بارهی کابل ربط داده میشود. سیاستمداران افغان در اینکه کلید حل مسألهی ناامنی افغانستان در پاکستان است، تردیدی ندارند. اما همزمان با آن، در پانزده سال گذشته تمامی تلاشهای سه حکومت پساطالبان برای نزدیکی با اسلامآباد و پایان بخشیدن «جنگ اعلامناشده» میان دو کشور با سرخوردگی و شکست همراهی شده است. چه اینکه گمان غالب و تقریباً غیر قابل تردید این است که سیاست پاکستان در قبال افغانستان را ارتش این کشور تعیین میکند و حکومت ملکی در این عرصه از اراده و امکان عمل مستقلانه برخوردار نیست.
با توجه به پیشینهی ارتباط سیاسی دو کشور، چنین تصوری درست است. نگاهی به گذشتهی سیاسی آقای خان نیز جایی برای خوشبینی بیش از حد نمیگذارد. خان در کارنامهی سیاسیاش نشان داده که از هیچ امکان و فرصتی برای گسترش نفوذ حزباش دریغ نمیورزد. او به عنوان یک پاکستانی وطنپرست مخالف سرسخت حملات هوایی امریکا به خاک کشورش بود. کما آنکه برای جلب توجه و حمایت گروههای افراطی پاکستانی در یک مورد سه میلیون دالر به مدرسهی حقانیه کمک مالی کرده است. او سوار بر نارضایتی عمومی از فساد سیاسی خانوادههای قدرتمند که در این سالها حکومت میان آنها دست به دست شده و فقر و فشار اقتصادی مردم پاکستان و با وعدهی اصلاحات و بهتر شدن وضعیت اقتصادی به قدرت رسیده است. خان سیاستمدار پوپولیستی است که مواضع روشن سیاسی نداشته و پیوسته موضعاش راـ البته مطابق رضایت افکار عمومی کشورش ـ تغییر داده است.
با این حال، عمران خان ناگزیر است که برای استمرار قدرتاش تلاش ورزد تا لااقل بخشی از تعهداتاش را به انجام رساند. اصلاحات و گشایش وضعیت اقتصادی پاکستان دو مسألهی اساسی برای او خواهد بود و این برای افغانستان که بازار اصلی محصولات پاکستانی است، و دو کشور تعامل اقتصادی تا سقف دو میلیارد دالر داشتهاند، یک فرصت برای چانهزنی برای جلب همراهی پاکستان در جهت تأمین امنیت و رسیدن به یک توافقنامهی صلح با طالبان است.
