آموزش و پرورش تحت دولتِ سایه طالبان

اطلاعات روز

منبع: Overseas Development Institute

نویسنده: اشلی جکسون

مترجم: حمید بامیک


مقدمه

بر اساس مصاحبه‌های دست اول با بیش از 160 جنگجو و مقامات طالب و غیرنظامیان، این مقاله به بررسی نحوه‌ی اداره‌ی زندگی افغان‌های تحت حکومت سایه طالبان می‌پردازد. حکومت فعلی طالبان نسبت به حکومت سابق طالبان هماهنگ‌تر عمل می‌کند. کمیسیون‌های سطح بالا با زنجیره‌های مشخصی از فرماندهی و سیاست‌های رهبری مستقر در پاکستان، بخش‌هایی نظیر امور مالی، بهداشت، آموزش و پرورش، عدالت و مالیات را در روستاهای افغانستان اداره می‌کنند.

در جاهای که دولت افغانستان و سازمان‌های کمک‌کننده خدمات عمومی را تأمین می‌کنند، طالبان کارمندان این نهادها را انتخاب و کنترل می‌کنند. دو بخش یعنی بهداشت و آموزش و پرورش که در مناطق طالبان ترکیبی از سازمان‌های غیر دولتی و خدمات دولتی هستند، طبق قوانین طالبان عمل می‌کنند. طالبان همچنین خدمات و ارتباطات را تنظیم می‌کنند. حداقل در هشت  ولایت افغانستان صورت‌حساب شرکت برق دولتی را جمع‌آوری می‌کند و حدود یک چهارم گوشی‌ها‌/ مبایل‌های باشندگان افغانستان را کنترل می‌کنند.

در مناطق تحت حکومت طالبان مقررات عدالت نیز به طور فزاینده‌یی در حال گسترش است. طالبان یا از مفاهیم مالی اسلامی استفاده می‌کنند یا هم نظام مالی رسمی دولت افغانستان را تقلید می‌کنند.

حاکمیت طالبان نشان می‌دهد که آنها مجبور نیستند قلمرو رسمی را اشغال نموده تا آن چه در مناطق تحت حاکمیت شان اتفاق می‌افتد را کنترل کنند. حکومت‌داری پس از تصرف سرزمین به وجود نمی‌آید بلکه پیش از آن اتفاق می‌افتد. نفوذ طالبان بر خدمات و زندگی روزمره‌ی مردم به مراتب فراتر از گرفتن کنترل مناطق یا جنگیدن به خاطر کنترل آنها می‌باشد. این که طالبان قوانین را در بخش‌های وسیع کشور تنظیم می‌کند، واقعیتی است که تعداد اندکی در جامعه بین‌المللی مایل به مواجه با آن می‌باشند. در حالی که این تحقیق پیامدهای قابل توجهی برای هر معامله‌ی صلح آتی دارد. فوری‌ترین مسئله این است که در حال حاضر برای ایجاد قوانین برای افغان‌هایی که زیر سایه دولت طالبان زندگی می‌کنند، چه نوع اقدامات اتخاذ شود.

آموزش و پرورش تحت دولت سایه طالبان
ساختار

درسطح ولایات، یک نماینده‌ی آموزش طالبان توسط کمیسیون آموزش و پرورش منصوب می‌شود. نماینده‌ی طالب افراد رابط محلی را در مناطق تحت کنترل دولت طالبان تعیین می‌کند که این کار معمولا به کمک “حامیان” و ناظران مکاتب انجام می‌شود. این کمک‌کنندگان یا ناظران به عنوان مردان تحصیل کرده، ملاها یا مولوی توصیف شده‌اند که گاه‌گاهی از کلاس‌ها بازدید می‌کنند، سخنرانی می‌کنند و یا با مدیران مکاتب و کارمندان مالی مشغول به کار استند تا حاضری معلمان را نظارت و ثبت نمایند. آنها همچنین نقش قانونی و حمایت‌کننده‌یی را در رابطه با آموزش و پرورش مبتنی بر مکاتب ایفا می‌کنند که به طور گسترده  به عنوان مکمل نظام آموزش و پرورش دولت افغانستان محسوب می‌شود.

در حالی که مذاکره اغلب تحت پوشش شورای مکاتب یا بزرگان که به عنوان واسطه‌ها عمل می‌کنند انجام می‌شود و آنها به طور مستقیم با مدیران آموزش و پرورش ولایت و همتایان طالبان ارتباط دارند. در واقع، مقامات طالبان مشتاقانه تاکید می‌کنند که آنها با وزارت آموزش و پرورش افغانستان کار می‌کنند. یک مقام رسمی برای محققین این مطالعه می‌گوید: “ما باید با دولت کابل در این زمینه ارتباط برقرار کنیم تا آموزش را بهبود ببخشیم. “در فبروری سال 2018، طالبان و ریاست آموزش و پرورش ولایت هلمند، روابط کاری شان را در یک تفاهم‌نامه با ده ماده‌ی مندرج ترتیب نموده و مجازات‌های واضح برای معلمان غایب را تعیین کردند و اظهار داشتند که همه‌ی طرف‌ها با هم کار کنند تا مکاتب بسته را دوباره باز نمایند.

رابطه بین دولت و طالبان به طور واضح یک رابطه نابرابر می‌باشد. به گفته‌ی یکی از مقامات وزارت آموزش و پرورش محلی، “اگر طالبان چیزی بگویند، البته که من باید گوش کنم.” مقامات وزارت آموزش و پرورش  دولت افغانستان احساس کردند در صورتی‌که آنها به شدت با خواست طالبان مخالفت کنند این کار شان می‌تواند یا خود و یا مکاتب را در معرض خطر قرار دهند (یا در بعضی موارد، اگر آنها به طور کامل با خواست طالبان مخالفت کنند). در نهایت، این بزرگان و کارکنان‌ اند نه مقامات دولتی که بیشترین ظرفیت را دارند تا با طالبان در سطح محلی معامله کنند.

 پالسی‌ها

بررسی معلمان و کارکنان مکاتب: سوابق کاری معلمان انتخاب شده توسط شورای مکاتب و وزارت آموزش و پرورش توسط طالبان بررسی می‌شوند. اگر معلمان انتخاب شده توسط طالبان تصویب  نشوند به احتمال زیاد که در منطقه‌ی تحت نفوذ طالبان منصوب نمی‌شوند. یک معلم این فرایند را چنین توصیف کرد: “مدیر مکتب من را به عنوان یک معلم پیشنهاد کرد و حکومت پذیرفت اما قبل از این‌که طالبان منصوبی من را تصدیق کنند باید سوابق کاری من را بررسی می‌کردند و از مردم در رابطه به گذشته‌ی من سوال می‌کردند.”

نظارت بر معلمان: چندین معلم مصاحبه‌ شونده به ما گفتند که طالبان به صورت دوره‌یی از کلاس‌های شان نظارت می‌کردند و بعدً نتایح نظارت شان‌ را به آنها ارایه می‌کردند. ناظران طالبان همچنین بر حضور معلمان تاکید می‌کنند. چندین معلم گزارش دادند که بزرگان طالبان با مقامات دولتی برای بررسی پرونده‌های حاضری معلمان مشغول به کار استند و پرداخت معاش آنها به خاطر غیر حاضری بیش از یک روز در فی ماه متوقف شده است. آن عده معلمان که نتوانند در منطقه‌ی تحت نفوذ طالبان تدریس نمایند و یا به طالبان توهین کنند ممکن است از طریق مکانیسم‌های رسمی دولتی به جاهای دیگر منتقل شوند.

بررسی نصاب آموزشی: تغییرات که توسط طالبان در نصاب آموزشی و برنامه درسی می‌آیند از هم فرق می‌کند. طالبان به طور معمول، مضمون فرهنگ و کتاب‌های درسی که در رابطه به قانون اساسی افغانستان بحث می‌کنند، از نصاب آموزشی حذف می‌کنند. تدریس زبان انگلیسی نیز ممنوع است. این موضوعات به طور کلی با مطالعه اسلامی جایگزین می‌شوند. مکاتب در ولایت هلمند یک ساعت دیرتر باز و یک ساعت دیرتر بسته می‌شوند تا دانش‌آموزان بتوانند به فراگیری مضامین دینی شرکت کنند.

نظارت بر دانش‌آموزان: طالبان دانش آموزان را نظارت می‌کنند اما بر معلمان  نسبتآ کمتر نظارت دارند. دانش‌آموزان باید لباس سنتی افغانی داشته باشند، موهای‌شان از یک اینچ  بیشتر نباید باشند و همچنان باید ریش بمانند (زمانی که به بلوغ سنی می‌رسند). دانش‌آموزان بیان می‌دارند که آنها توسط مقامات طالبان از درس کنار گذاشته شده و به فراگیری علوم دینی در مسجد تشویق می‌شوند. اغلب این شرح‌ها به صورت خنده‌دار ارایه شده و رفتارهای هوشمندانه‌یی را که معمولا در مورد بچه‌های نوجوان گفته می‌شود، انعکاس می‌دهند.  با این وجود، معلمان می‌گویند که دیدار بزرگان طالبان از مکاتب تاثیر مثبتی بر رفتار دانش‌آموزان دارند و دانش‌آموزان با آمادگی بیشتر به کلاس حاضر می‌شوند. اگر یک دانش‌آموز در کلاس درست رفتار نکند، معلمان می‌توانند به بزرگان طالبان مراجعه نمایند  تا آنها همه چیز را مرتب کنند.

مقررات آموزش عالی: در حالی که این تحقیق به طوری گسترده در مورد تحصیلات عالی نپرداخته، دانشگاه‌های خصوصی و دولتی – حتی آن عده موسسات تحصیلات عالی که ظاهرا در شهرهای تحت کنترل دولت فعالیت دارند، طالبان بر آنها نفوذ دارند. یک معلم در یک دانشگاه خصوصی در شهر کندز می‌گوید که طالبان اصرار دارند که زنان و مردان باید در ساختمان‌های جداگانه تحصیل کنند. هنگامی که دانشگاه مخالفت نماید بعدآ طالبان دانش‌جویان دختر و بچه را توسط یک پرده از هم جدا می‌کنند. استادان و دانش‌جویان مصاحبه شده درولایت وردک و کاپیسا نظریات مشابهی را ارائه کردند و در مورد فشار طالبان بر معلمان به خاطر اجازه دادن به دانش‌آموزان طالبان در کلاس‌های خود صحبت کردند. طالبان نیز برای سهم داشتن در استخدام اساتید تلاش کرده‌اند اما زیاد در این مورد موفق نبوده‌اند.

علی‌رغم نقاط ضعف و محدودیت‌های آشکار، اکثر مصاحبه شونده‌ها احساس می‌کردند که طالبان نظام آموزش و پرورش دولت را بهبود بخشیده. طالبان براین واقعیت تأکید دارند که بسیاری از مکاتب از سطوح بالای فساد و ناکارآمدی رنج می‌برند (معلمان به کلاس درس نمی‌آیند، کتاب‌های درسی به جای توزیع به فروش می‌رسد) و این واقعیت است که آموزش و پرورش دولتی به طور عمده یک تلاش از بالا به پایین با سهم‌گیری اندک  اجتماعات می‌باشد. در روستاهای دوردست افغانستان بسیار دشوار است که یک مکتب را با ساختمان پیدا کنید. در افغانستان از هر ده مکتب چهار مکتب دارای ساختمان نمی‌باشد (HRW، 2017) و از هر 12 مکتب یک مکتب خیالی فقط بر روی کاغذ (خان، 2015) وجود دارد. حتی زمانی که مکاتب برای سال‌ها بسته استند ولی توزیع بودجه برای حقوق و دست‌مزد معلمان و پرداخت مصارف مکاتب ادامه می‌یابد. یکی از معاون اسبق وزیر آموزش و پرورش به طلوع نیوز می‌گوید که مقامات ارشد این وزارت‌خانه تعداد دانش‌آموزان ثبت شده در مکاتب را به خاطر منفعت شخصی خود شان تقریبا دو برابر نشان می‌دهد (شاهد، 2016).

در مناطق تحت حاکمیت طالبان، معلمان به کلاس حاضر می‌شدند، بچه‌ها در کلاس حضور می‌یافتند، کتاب‌ها و لوازم را از دست نمی‌دادند و در کلاس درسی نیز نظم و قانون حاکم بود. با این حال، فراتر از آن، یک معامله بزرگ در واقع تغییر نکرده است: دانش‌آموزان هنوز از کتاب‌های درسی دولتی استفاده می‌کنند که توسط دونرها و سازمان ملل متحد تهیه و تصویب شده (هرچند طالبان گاهی متون مذهبی خاصی را نیز درخواست می‌کنند) و طالبان روند استخدام معلمان را کنترل می‌کند. خلاصه در تحت حاکمیت طالبان مقررات سخت‌گیرانه‌یی وجود دارد اما نامکمل است. اکثر آموزگاران مصاحبه شده، به جز کسانی را که طالبان مجازات یا ربته‌ی معلمی شان‌ را پایین آورده بود، معتقد بودند که آنها دیگر انتخاب نداشتند بنآ باید در مکاتب مقرر شده تدریس می‌کردند. بعضی ترجیح می‌دهند که تحت نظام طالبان کار نکنند و آنجا را ترک کنند. همان‌طور که یکی از مصاحبه شونده‌ها می‌گفت: “اگر شما یک معلم باشید، باید دوست آنها باشید، زیرا شما به حمایت آنها احتیاج دارید و هیچ باور کرده نمی‌توانستم که وضعیت چنین باشد.” بعضی از کودکان در کلاس برای طالبان جاسوسی می‌کردند که این کار موجب دو برابر شدن اضطراب برخی از معلمان شده بود. اکثر معلمان می‌دانستند که بچه‌های نوجوان در کلاس‌هایشان، طالبان آینده می‌باشند. یک معلم مصاحبه شده از ولایت وردک بیان می‌دارد که “دانش‌آموزان طالب خوب درس نمی‌خوانند، اما شما نمی‌توانید آنها را ناکام کنید، زیرا طالبان شما را فرا می‌خوانند و می‌گویند،” او بچه‌یی لایق است. فقط کمی مشکلات خانوادگی دارد…» در حالی که این واقعیت ندارد. او از طرف شب مبارزه می‌کند و به همین دلیل درست درس خوانده نمی‌تواند و بلاآخر ناکام می‌ماند. اما شما همرای چنین دانش‌آموزان هیچ کاری کرده نمی‌توانید. اما یکی دیگر از معلمان مصاحبه شده در ولایت لوگر می‌گوید که هنگامی دانش‌آموزان طالب در داخل کلاس درست رفتار نمی‌کنند، وی همرای شان مثل هر دانش‌آموز بازگوش دیگر رفتار می‌کند. به هرحال، این معلم که در ولایت لوگر با دانش‌آموزان بازگوش طالب سخت و جدی رفتار می‌کند دلیلش این است که وی با یک قوماندان محلی طالبان ارتباط دارد. بنابراین با احتمال زیاد از طالبان هراس ندارد. اکثر والدین مصاحبه شده می‌گفتند که آنها دیگر گزینه‌یی نداشتند جزء موافقت با مقررات آموزش  و پرورش طالبان.

آموزش برای زنان و دختران

رهبر طالبان، با استفاده از یک شعار یونسکو، می‌گوید که از آموزش برای همه حمایت می‌کنند و هیچ نوع ممنوعیت برای آموزش زنان وجود ندارد. با این حال، در واقع، آموزش دختران با رسیدن به سن بلوغ متوقف می‌شود (بین کلاس چهارم و ششم). با متوقف شدن آموزش دختران، محدودیت‌های سخت‌تر برای حضور آنها در زندگی خارج از خانه وضع می‌گردد. پیش از بلوغ، دختران معمولا با بچه‌ها یک‌جا و توسط معلم مرد آموزش می‌بینند. پس از بلوغ، طالبان چهار شرایط مهم را (که از مصاحبه‌ها در سراسر 20 ولسوالی گرفته شده است) بالای دختران اعمال می‌کنند. هرمکتب دخترانه باید یک ساختمان جداگانه همراه با یک دیوار احاطه کننده، معلمان زن و یک وسیله‌ی حمل و نقل برای دختران از خانه به مکتب و از مکتب به خانه داشته باشند. اقدامات اضافی نیز ممکن است اعمال شوند مثلا الزامات که دختران نباید لباس مکتب را بپوشند و باید (برقع) چادری داشته باشند، مبایل نداشته باشند یا به جای رفتن به یک مکتب رسمی در مسجد یا مدرسه دینی تحصیل کنند.

ما نتوانستیم که حتی یک مکتب متوسطه دخترانه فعال را در منطقه‌ی زیر نفوذ یا کنترل طالبان پیدا کنیم. در ولایت لوگر و هلمند، مکاتب دخترانه که شرایط طالبان را پره کرده نتوانستنده بودند، از سوی طالبان تهدید شدند. به آموزگاران و دانش‌آموزان هشدار داده شده بود که به مکتب نیایند. به گفته‌ی یکی از سخن‌گویان طالبان، مکاتب دخترانه به این دلیل بسته شده بود که مردم محل نمی‌خواست دختران خود را به مکتب بفرستند. هنگامی که ما برای فعال بودن مکاتب دخترانه در مناطق تحت کنترل طالبان خواهان شواهد شدیم، سخن‌گوی طالبان به ولسوالی شیرزاد در ننگرهار اشاره کرد – جای که وی ادعا می کرد که طالبان به اجتماعات محلی کمک می‌کنند تا یک مکتب دخترانه را فعال سازند. با وجود تلاش‌های زیاد، ما نتوانستیم که یک چنین مکتب دخترانه را پیدا کنیم.

طالبان اصرار دارند که هیچ مانعی از طرف آنها به خاطر رفتن دختران به مکاتب فراتر از شرایط اصلی طالبان وجود ندارد. در واقع، به هرحال، این شرایط اغلب برآورده نشده است. با افزایش ناامنی، بسیاری از والدین فرزندانشان را از رفتن به مکتب منع کرده و بیشتر مایل به فرستادن دختران شان به مدارس دینی استند. ترس یک عامل کلیدی است؛ حتی در مناطق که طالبان مایل به اجازه دادن به تحصیلات تکمیلی دختران استند. تعداد کمی از مردم مایلند که زندگی دختران و خودشان را با هم‌سویی با آموزش طالبان در خطر اندازند. طوریکه یک معلم از ولایت لوگر آن را چنین بیان می‌دارد: “طالبان می‌گویند آنها اجازه می‌دهند که دختران بعد از کلاس ششم هم به مکتب بروند در صورتی‌که معلمان زن در کلاس تدریس کنند اما مردم می‌ترسند و ممکن علاقه‌مند نباشند که دختران شانرا به مکتب روان کنند. علاوه بر این، اکثر خانواده‌های که می‌خواهند دختران شان را را به مکتب بفرستند، به شهر رفته‌اند و بقیه خانواده‌ها ممکن به روان کردن دختران شان به مکتب علاقه‌مند باشند اما صدای شان‌را بلند نمی‌کنند.”

در حالی که مقررات سخت‌گیرانه‌ی طالبان در محدود کردن آموزش دختران نقش مهمی دارد اما اینکه دو سوم دختران افغان به  مکتب نمی‌روند بخش از شکست جمعی اجتماعات افغانستان، دولت، طالبان، سازمان‌های غیر دولتی، دونرها و سازمان ملل می‌باشد. در میان نخبگان هر دو طرف (دولت و طالبان)، یک اعتقاد پایدار وجود دارد که مردم روستایی نمی‌خواهند که زنان شان تحصیل کنند. به عنوان مثال، وزیر و معاون سابق وزارت آموزش پرورش افغانستان اظهار می‌دارند که حکومت از آموزش زنان حمایت می‌کرد و در مورد مردم مناطق تحت حکومت طالبان چنین می‌گویند: “در برخی ولایات مردم تحصیل نمی‌کنند به خاطر که آنها واقعا تحصیل را نمی‌خواهند زیرا آنها بنیادگرا استند و نمی‌گذارند که مکاتب فعال شوند. آنها قبلا آموزش ندیده‌اند، بنابراین هیچ چیز دیگری را نمی‌دانند.” معاون وزارت آموزش و پرورش افغانستان که مسئول آموزش و پرورش دختران نیز می‌باشد در مورد آموزش دختران از خیلی از طالبان مصاحبه شده محافظه کارتر است و از نویسنده این تحقیق خواست که به خاطر ارزش‌های مردم محافظه‌کار در مورد موضوع آموزش دختران، از خود “احترام بیشتری” نشان بدهد.

به نظر می‌رسد که نه طالبان و نه حکومت افغانستان علاقه‌ی به تحصیل زنان دارند زیرا آنها می‌ترسند که اگر بالای این مساله پا فشاری کنند ممکن با خشم و نارضایتی مردم روستاها مواجه شوند. حتی افرادی که در مناطق تحت کنترل طالبان از آموزش زنان حمایت می‌کنند از عواقب اعمال این کار می‌ترسند به خاطر که هنوز برخی از مردم آموزش دختران را برای خود شان نگ می‌پندارند. بسیاری از رهبران ارشد طالبان می‌گویند که آنها دارای دختران تحصیل کرده‌اند، اما تجربه‌ی زندگی و اخلاق آنها به طور قابل ملاحظه‌ی متفاوت است. به گفته‌ی یکی از مقامات بلند پایه طالبان، مقام رهبری طالبان می‌داند که برخی از فرماندهان می‌گویند: «ما هرگز آموزش دختران را قبول نخواهیم کرد» و آنها می‌ترسند که این عده از افراد شان در صورت تحمیل آموزش دختران، گروه را ترک خواهند کرد.”نمونه‌های زیاد از مذاکره بزرگان مردم محل با طالبان برای تضمین آموزش دختران مستندسازی شده است. در برخی موارد، زمانی که بزرگان روستاها از دفتر محلی ریاست آموزش و پرورش استخدام معلمان زن را درخواست  کردند، مقامات وزارت آموزش و پرورش به آنان گفتند که آنها معلمان زن را روان کرده نمی‌توانند. به دلایل بسیاری استخدام معلمان زن بسیار دشوار است و در اکثر موارد دلایل چنین موضوعات به طور آشکارا بحث نمی‌شود. ارزیابی خود دولت افغانستان از بخش آموزش و پرورش نشان می‌دهد که یک معلم متوسطه، حقوق سال اول خود را به خاطر حفظ وظیفه‌اش رشوه می‌دهد. زنان به احتمال زیاد قادر به قرض گرفتن پول نیستند زیرا اغلب آنها نیاز به گرفتن اجازه مرد برای انجام این کار دارند. ممکن یک زن بتواند شوهر یا پدر خود را از مزایای درآمدش متقاعد سازد اما این مسئله زمانی سخت‌تر می‌شود که خانواده برای اولین بار متقبل بدهی‌های زیاد شود. علاوه براین، بسیاری از معلمان ماه‌ها بدون پرداخت معاش به مکتب می‌روند و باید به خاطر دریافت معاش در طول مدت کارشان رشوه بدهند.  معلمان مرد اغلب دارای شغل دوم نیز استند که به آنان از لحاظ مالی این امکان را می‌دهد که وظیفه‌ی معلمی خود را حفظ کنند (البته اغلب با غیبت مکرر). زنان  برای اتخاذ چنین استراتژی با موانعی بزرگتر مواجه خواهند شد.

مشکل دیگر این است که دونرها اغلب برنامه‌های نادرست و نامناسب را تأمین می‌کنند – مانند موسسات آموزش معلمان در پایتخت ولایات که اکثر زنان روستایی آن مناطق هیچ امیدی به فراگیری آن ندارند. بلکه یک رویکرد چند نسلی که آموزگاران زن روستایی را دراجتماعات که آنها کار و زندگی می‌کنند بتواند آموزش دهد بسیار مهم و ضرروی می باشد. چون این کار شبیه رویکردهای آموزش قابله‌ها در مناطق محافظه‌کار (عمدتا تحت حاکمیت طالبان) می‌باشد. و دیگر پرداخت پول بیشتر برای آموزش مبتنی بر جامعه که اساسا به دختران اجازه می‌دهد که در خانه‌های خصوصی تحصیل کنند می‌تواند بر محدودیت طالبان غلبه کنند. اما حمایت از مکاتب خانگی یا آموزش و پرورش مبتنی بر جامعه نشان می‌دهد که مکاتب افغانستان آن‌طوری‌که باید برای دانش‌آموزان خدمات آموزشی ارایه کنند، نمی‌کنند. بخشی از این مشکل این‌جا است که پروسه‌ی آموزش و پرورش یک پروسه‌ی سودآور، فاسد و تنش‌زا است و چنین رویکردهایی می تواند شبکه‌های حمایتگر قبلویی موجود را مختل کنند.

عدم همکاری دیپلماتیک با طالبان و دخیل نکردن آنها در پروسه آموزش دختران مشکل بزرگتر می‌باشد. جامعه بین المللی به مدت هفت سال از موضع طالبان آگاه بوده است: طالبان گفته‌اند که بعد از سال 2011 آنها با آموزش دختران مخالفت نکرده و ظاهرآ طالبان این موضع شان را در سال 2015 اعلام کرده‌اند. با این وجود گفته می‌شود که فشارهای بر طالبان وضع شده تا آنها را وادار سازد که به تعهد شان عمل نمایند و همچنان بحث‌های بسیاری به طور مستقیم یا غیرمستقیم در رابطه به تعهد طالبان برای اجازه دادن آموزش دختران جریان دارد. علی‌رغم تخصیص پول و دایر کردن نشست‌های مطبوعاتی در باره‌ی آموزش دختران، در بین دونرها در مورد مساله متذکره شک و تردید وجود دارد.

حمله بر مکاتب

به عنوان نمادهای اشتغال، مکاتب و معلمان توسط جنگ‌جویان طالب هدف قرار می‌گیرند، هرچند که حملات به صورت سیستماتیک و پراکنده انجام می‌شود. همانطور که دستورالعمل اصلی طالبان در این باره توضیح می‌دهد: “کار برای رژیم دست نشانده فعلی چه در مکتب یا به عنوان یک معلم مکتب مجاز نیست زیرا این کار قدرت رژیم کافر(دولت فعلی افغانستان) را افزایش می‌دهد. به منظور تقویت رژیم جدید اسلامی، مسلمانان باید یک معلم مذهبی را استخدام کنند و در مسجد یا محل مناسب دیگری تحصیل کنند و کتاب‌های درسی مورد استفاده باید از زمان مجاهدین یا زمان طالبان باشد ” (امارت اسلامی افغانستان 2006). حملات بر معلمان به خاطر منع کردن آنها از کار با دولت انجام می‌شود: “کسانی که در رژیم دست نشانده‌ی فعلی به عنوان معلم مکتب یا مدرسه دینی کار می‌کنند باید تحدید شوند. اگر او کارش را متوقف نمی‌کند باید مورد ضرب و شتم قرار گیرد. اما اگر یک معلم برخلاف آموزه‌های اسلام واقعی درس بدهد، باید توسط فرمانده ولسوالی یا یک رهبر گروه کشته شود ” (امارت اسلامی افغانستان 2006).

هرقدر که طالبان بالای مناطق تحت حاکمیت شان نفوذ و کنترل بیشتری پیدا کنند، به خاطر پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه، شروع به ارایه خدمات آموزش و پرورش می‌کنند. در سال 2009، طالبان مقرراتی را که حملات بر مکاتب را مجاز می‌دانست، از دستور‌العمل شان حذف کردند و تا سال 2011 تعداد حادثه‌ها به طور چشم‌گیری کاهش یافت (گیوتوزی و فرانکو 2012). طبق لایه سال 2010 طالبان: “تمام مؤسسات آموزش و پرورش باید در مطابقت با اصول و معیارهای کمیته آموزشی امارت اسلامی  قرار داشته باشند. مقامات ولایتی و ولسوالی طبق روش‌ها و اصول کمیته آموزشی امارت اسلامی عمل خواهند کرد ” (امارت اسلامی افغانستان، 2010). کاهش سربازان بین‌المللی نیز به طالبان اجازه داد تا مالکیت بیشتر و سوء ظن کمتر نسبت به آموزش را احساس کنند. به عنوان مثال یکی از اعضای ارشد طالبان اظهار داشت: هنگامی که 100،000 نیروهای بین المللی و [تیم‌های بازسازی ولایتی] در افغانستان وجود داشتند، ما در کنار فعالیت‌های بازسازی آنها شاهد فعالیت‌های پنهانی شان نیز بودیم. آنها در حال ساخت مکاتب بودند و همچنین از آنها برای جاسوسی برعلیه ما استفاده می‌کردند. این کشور متعلق به افغان‌ها نبود، بنابراین ما از نظام آموزش و پرورش هراس داشتیم. حضور ناتو تقریبا به طور کامل از بین رفته است، فقط چند هزار سرباز خارجی در پایگاه‌های شان وجود دارند و مبارزه رو در رو با طالبان نمی‌کنند. طالبان فکر می‌کنند که: “ما اکنون مجددا صاحب کشورخود استیم. آنچه تا حال انجام شده باید حفظ شود و از آنها به منظور کمک به افغانها استفاده گردد.”

در واقع آنچه که قبلا به عنوان مکاتب غربی شناخته می‌شد و به کودکان ارزش‌های خطرناک و بیگانه را آموزش می‌داد، اکنون پذیرفته شده و از آنها حمایت می‌شوند.

اگر کمی واضح‌تر و صریح‌تر بگویم، مکاتب همچنان به عنوان پایگاه‌های نظامی توسط همه طرفین درگیری مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این وجود، سیاست رسمی طالبان این نیست که جاهای را که از آنها به عنوان محل آموزش  و پرورش استفاده می‌شود بالای شان حمله کنند. طالبان در وقت جنگ و درگیری به مردم روستاها هشدار می‌دهند که از محل درگیری دور باشند. در ولایت هلمند و کندوز، مناطق که گواهی درگیری شدید استند، مکاتب معمولا بعد از یک یا دو ماه پس از آمدن امنیت نسبی مجددآ باز می‌شود. در مواردی که ساختمان‌های مکاتب در طی جنگ با طالبان بطور کامل ویران شده باشد، مکان‌های جایگزینی برای آموزش و پرورش در نظر گرفته می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه