از زمانی که رییسجمهور غنی آتشبس یکجانبه با طالبان را اعلام کرد، یازده روز میگذرد. طالبان صرفاً در سه روز عید با اجرای مانور تبلیغاتی نیرومندی دست به سلاح نبردند، اما از فردای پایان عید فطر، این گروه حملاتاش به نیروهای امنیتی را از سر گرفت. در تازهترین مورد، طالبان 33 تن از کارمندان یک شرکت سرکسازی را ربودهاند. حکومت با تمدید آتشبس تا هفتم ماه سرطان، یعنی شش روز دیگر، و ابراز آمادگی برای اعلام آتشبس یکساله به دنبال گذاشتن نقطهی پایان در یک جنگ بیست ساله با طالبان است. با این حال، این تلاشها چندان شفاف نیست و سکوت رییسجمهور و نهادهای ذیدخل در این روند عرصه را برای گمانهزنیها و به تبع آن نگرانیها گشوده است.
دفتر شورای امنیت ملی روز پنجشنبهی هفته گذشته با نشر خبرنامهیی، شایعاتی مبنی بر اینکه گویا کابل و اسلامآباد بر سر خط دیورند به توافق رسیدهاند، رد کرد. پیش از آن برخی حدس و گمانها از توافق کابل و اسلامآباد بر سر پذیرش خط دیورند به عنوان مرز رسمی دو کشور از سوی افغانستان مطرح شده بود. این تنها نمونه از شایعاتی نیست که در تاریکی گفتوگوهای صلح و اتفاقات آن دامن زده شده است. در شروع کار حکومت وحدت ملی توافقنامهی امنیتییی میان افغانستان و پاکستان امضا شد که به موجب آن دستگاه استخباراتی دو کشور با هم در مورد تبادل اطلاعات و اقدام مشترک توافق کرده بودند، اما این توافق با مخالفتهای شدیدی روبهرو و در نتیجه به حاشیه رانده شد. اکنون نیز دو کشور بر سر موارد مشابهی به توافق رسیدهاند. همکاری اطلاعاتی میان دو کشور و جلوگیری از تهدیدات تروریستی در برابر یکدیگر مواردی است که به صورت کلی حکومت آن را در رسانهها ابراز کرده، اما توضیح دقیق و مشخصی برای آن ارائه نکرده است.
جلوگیری از تهدیدات تروریستی و همکاری استخباراتی مسألهی عادی میان دولتهاست، اما تا آنجا که به کابل و اسلامآباد بر میگردد، این همکاریها باید نتایج مشخصی را تمهید کنند. به عنوان نمونه میتوان به همکاری دو کشور در سرکوب طالبان پاکستانی و افغانی اشاره کرد. پس از اعلام آتشبس مولوی فضلالله رهبر تحریک طالبان پاکستانی در کنر کشته شد، اقدامی که اولاً ادعای پاکستان را در این مورد که تروریستهای پاکستانی در افغانستان لانه دارند تأیید کرد و ثانیاً ارادهی افغانستان برای پیش قدم شدن در یک همکاری استراتژیک امنیتی را نشان داد. پرسش این است که آیا پاکستان نیز به طالبان افغانی فشار لازم را خواهد آورد. آیا این کشور بساط شورای کویته و مدارس تروریستپرور را برخواهد چید؟ تا اینجا به نظر میرسد پاکستان به صورت احتیاطآمیزی صرفاً به اعمال فشار به شورای کویته برای تأمل در درخواست صلح اشرف غنی اکتفا کرده است. هیچ تغییری در شیوهی جنگ طالبان و تحرکات این گروه پدید نیامده است. تنها سه روز گذشته بیش از 90 تن از نیروهای امنیتی در حملات طالبان کشته شدهاند. این گروه در اقدامی وحشتانگیز 30 سرباز اردوی ملی را در بادغیس تیرباران کردند و حتا اجساد سربازان را با ماین منفجر کردند.
در حال حاضر حکومت، خاصه ریاست جمهوری با تمام توان در پی تشویق طالبان به گفتوگوی صلح است. حکومت در دادن امتیاز به این گروه تا آنجا پیش رفته که نیروهای امنیتی برخلاف یک ماه پیش ابتکار عمل در میدان نبرد را در برابر طالبان از دست داده است. پیش از این عملیات نیروهای امنیتی در روز تا به بیست ولایت نیز گسترش مییافت، اما در چند روز گذشته نه تنها هیچ عملیات کوبندهیی بر این گروه انجام نشده که حتا نیروهای امنیتی در وضعیت مبهم کنونی همه روزه دهها کشته میدهد.
دیروز والی پکتیا گفت که تلاشهایی جریان دارد تا این ولایت به عنوان نقطهی حایل محلی برای گفتوگوهای صلح با طالبان تعیین شود. پیش از این حکومت حامد کرزی در برابر طرحهای مشابه آن مقاومت کرده بود. طرح دادن چند ولایت به طالبان به تندی در زمان ریاست جمهوری آقای کرزی رد شد. پس از آن و در دو سال اول عمر حکومت وحدت ملی، طالبان کوشیدند که هلمند را به تصرف درآورند، اما این تلاش با مقاومت نیروهای امنیتی ناکام ماند. اکنون آنچه که مردم نیاز دارند بدانند این است که چه تغییری در مناسبات طالبان و حکومت به میان آمده و چه روزنهیی برای آشتی گشوده شده که حکومت در پی تعیین یک محل داخلی به عنوان نقطهی خارج از منازعه برای گفتوگوی صلح است؟
روند صلح با طالبان به این دلیل که یگانه مخالف آنها شهروندان بودهاند، باید با تشریک اطلاعات با مردم و رضایت افکار عامه به پیش برده شود. در غیر آن، تردیدی در شکنندگی این روند نیست، حتا اگر به نتایجی نیز برسد.
