آتشبس میان طالبان و نیروهای امنیتی کشور با اعلامیهی سخنگوی این گروه در روز سوم عید فطر به پایان رسید. برای نخستینبار طالبان سه روز آنهم در ایام عید تن به آتشبس دادند، هرچند که تأکید کردند این آتشبس سه روزه به معنای پذیرش آتشبس یکطرفه حکومت نیست؛ اقدامی که رییسجمهور غنی میپندارد تهورآمیز بوده و برای تحلیلگران غیرقابل پیشبینی بوده است. تصمیم رییسجمهور برای اعلام آتشبس یکطرفه هرچند که شجاعانه و پیشگامانه تلقی شد، اما واقع این است که چندان غیر قابل پیشبینی نبود. تازگی این تصمیم و غافلگیری ناشی از آن را میتوان صرفاً محصول «گفتوگوهای پنهان» و تحریم اطلاعاتی شهروندان درک و فهم کرد.
وقتی در سیویکم ماه اسد سال گذشته دانالد ترمپ استراتژی دولتاش را دربارهی جنوب آسیا و افغانستان اعلام کرد، تعدیل مواضع پاکستان در قبال افغانستان یا لااقل سختتر شدن بازی دوگانه برای این کشور قابل پیشبینی شد. در آن زمان شاهدخاقان عباسی، صدراعظم پاکستان این استراتژی را تلویحاً اشتباه و محکوم به شکست ارزیابی کرد، اما واقع این بود که استراتژی ترمپ پیام روشنی برای پاکستان داشت و آن اینکه ترمپ ارادهیی برای ادامهی یک جنگ طولانی و از نظر اقتصادی پرخرج ندارد. عربستان سعودی در رقابت با ایران و همراهی صمیمانه با امریکا از این طرح و تلاشهای حکومت وحدت ملی حمایت کرد، همانطور که منافع اقتصادی چین اقتضا میکند که این کشور نقش سازندهیی برای تسریع گفتوگوها و برقراری ارتباط معطوف به نتیجه میان کابل و اسلامآباد بازی کند.
افزایش دیدار و گفتوگوی مقامات دو طرف، خاصه در سطوح امنیتی پس از یک دورهی ارتباط سرد و همراه با کشمکش میان دو کشور، نشان میدهد که پاکستان در عمل به این نتیجه رسیده که میتواند در بدترین حالت به معامله بر سر طالبان تن در دهد. پیش از آنکه اشرف غنی دستور آتشبس یکطرفه را به نیروهای امنیتی صادر کند، میزبان رییس ارتش پاکستان بود. جنرال باجوه درست پس از سفر مشاور امنیت ملی، رییس عمومی امنیت ملی و وزیر داخله همراه با عمر زاخیلوال (سفیر افغانستان در اسلامآباد) به کابل آمد تا ادامهی گفتوگو بر سر عملی ساختن برنامهی صلح و عمل که میان دو کشور با رییسجمهور غنی پیگیری کند. در این جریان مقامات ارتش و حکومت پاکستان بالاترین حسن نیت را در برابر افغانستان نشان دادهاند. تبریکی بازی کریکت میان دو کشور افغانستان و بنگلادیش، قطع شدن راکتپراکنی در مناطق مرزی کشور از سوی پاکستان و کشته شدن رهبر تحریک طالبان پاکستانی در افغانستان را میتوان از نشانههای دست یافتن دو کشور به توافقاتی در بارهی آمادگی دو کشور بر سر روند صلح با طالبان تلقی کرد. درست در پایان آتشبس سه روزهی طالبان و شروع حملات آنها به نیروهای امنیتی، از یکسو رییسجمهور اعلام کرده که آماده است تا یک سال آتشبس را تمدید کند و از جهتی دیگر سه مقام ارشد امنیتی حکومتاش برای دیدار چند ساعته به اسلامآباد رفتهاند. افزون بر این تلاشها، ازبکستان اعلام کرده که آماده است میان طالبان و دولت افغانستان به صورت مستقیم میانجیگری کند.
با این حال، مسألهی اساسی و نسبتاً مغفول در سپهر گفتوگوهای سیاسی این است که روند صلح و آشتی با طالبان صرفاً یک مسألهی منطقهیی نیست که بتوان به صرف همکاری کشورهای منطقه آن را به سرانجام رساند. آشتی با طالبان ابعاد داخلی پیچیدهیی دارد که اغماض از آن میتواند کل این روند را آسیب بزند و سبب شود که نتایج قابل تصور از آن به دست نیاید. رییسجمهور غنی در اعلامیهیی در روز عید فطر دستور تمدید آتشبس را تا زمان نامشخص صادر کرد، در حالی که طالبان پیش از آنکه موعد آتشبس مقرر از سوی خود شان به پایان برسد، بر پاسگاهی در غزنی حمله کردند و چند تن از نیروهای امنیتی را گروگان گرفتند. حضور بیباکانهی این گروه با پرچم و تجهیزات نظامی در پایتخت و شهرهای بزرگ نیز به موجی از نگرانی دامن زد و نیت واقعی پشت این تلاش مجدانهی حکومت برای آشتی با طالبان را مورد تردید قرار داد.
این نگرانی را میتوان در چند مورد، از جمله بیاعتنایی طالبان به تخریب اموال عمومی و کشتار افراد ملکی، عدم ارادهی این گروه به دست کشیدن از جنگ و منش رادیکال مذهبی-قبیلهیی، بیاعتنایی این گروه به ارزشهای دموکراتیک و جدید کشور و سهلانگاری رییسجمهور غنی در اجرای عدالت و رسیدگی به «حقالناس» در جنایاتی که طالبان مرتکب شدهاند، خلاصه کرد. این گروه لایههای زیادی از اقوام و گروههای سیاسی و اجتماعی افغانستان را در بر میگیرد، کسانی که اغلب قربانی جنایات طالبان اند و حاضر نیستند سخاوتمندانه و شتابزده این گروه را ببخشند. آنها خواستار ارائهی تضمینهایی از سوی طالباناند که اجرای عدالت، تأمین ثبات پایدار و مردمسالاری را تقویت کند، نه آنکه تهدیدی در برابر این موارد باشد.
غنی باید درک کند که آرزوی «مردم افغانستان» تنها و تنها «صلح» نیست، آرزوی شهروندان این کشور تأمین صلح واقعی، پایدار و ممد حاکمیت دموکراتیک و دولتداری خوب است، نه فرونشاندن مقطعی آتش یک جنگ طولانی. از این منظر، رییسجمهور در حالی که میباید به تلاشهایش برای جلب همکاری بینالمللی برای تأمین صلح در افغانستان ادامه دهد، اعتماد و همراهی مردم را نیز باید برای به سرانجام رسیدن آرزویش جلب کند. این کار به صورت قطع زمانبر است، اما به صورت قطع صلح پایدار و ثبات سیاسی فراگیر را تضمین خواهد کرد.
